Go back

یکم: زمین

53m 44s

یکم: زمین

متن مورد بررسی تاریخ مشروطه و جنبش مشروطه در ایران را مورد بررسی قرار می‌دهد. اهمیت تاریخی و فرهنگی این دوره تحلیل شده و نکات مختلفی مانند نقش اشخاص مختلف در این جنبش، منابع و کتب تاریخی مورد بررسی قرار می‌گیرد. همچنین بحث‌های مربوط به مشروطه و اهمیت آن در مطالعات تاریخی بیان می‌شود. این متن به خواننده‌ها این امکان را می‌دهد که با جزئیات و جوانب مختلف تاریخ مشروطه در ایران آشنا شوند و بررسی‌های جدید و کتب منتشر شده در این زمینه را مورد بحث قرار دهند.

Transcription

5850 Words, 31186 Characters

مجر آئی مشروته قسمتی یکوم زمین سلام، من امرخادم استم و شما به افوالیم رسمت از پتکسته مجر آئیم مشروته گشمی کنیت هم ترکه از مین پتکست پیدست کارمان جا مروره مفسله تاریخی جنبش مشروته یه ایرانه در باری اهمییت تاریخ مشروته میشه ساتا سوحبت کرد اما امن فارز می کنم که مخاطب این بر نمانیازی به توجیه اهمیت مشروته ندره ولی در باری اتاریخ مشروته بیتور خاص اتلات ازیادی ندر به بیانه دیگی ما دریخ مشروته رو مخائم از سف شروقنیم و فرز نمی کنیم که شما از قبل دستان هی تاریخی این درار رو بلت از پس اگه تا کنون فرزت نداشتیت که در باری مشروته مطالی کنیت نگر نباشت با هم قدم بقدم و بسیار آه هسته تاریخی این دره هیاتی رو مرور می کنیم یکی از دشواری های متدع ویل این بروز برای مطالی مشروته نبود کتاب جامت هاریخی جدید دنی زمین از باطع کتروی همین کلمی یه جدید کنن کتاب آبی تاریخی که برا مخاطب که رو مطخصیز نباشت نمیشن بعد از حرز چنیسلی یا چن دهی بیک تزع زمانه دوار باز نباشت بشن تا مخاطب مؤسر بتونه راتر بونه ارتباد و گیرو در که به تاری پیدا کنی در باری درار نمشروته مؤسر تعلي فیزیاد درین و لی املن این آب دود از تاخز نمیشن یه کتاب های که دستان جامت هاریخ ماشتر تاریف من کنن و دیگری آسر که پجوشای انته قادی در باری یجن بی خاص از اندوری تاریخی از سا ده سی دفوم یعن آسر انتقادی بات همار کزوری یجن بی خاص ممولم برا مخاطبان خوبان که قبل نی دانش اجمالی دراری ماشتی داشتن و بون بونه فتح باب در باری اندوری تاریخی خیلی مفتنست ممنده سی افر که همون آساره جامه هست، یه مرور مختصر روین آسار بقنیم، می می می می می می می که وز اشون برکه سی که الاغمند اموتوره تاریخ ماشروته هست بچه شکلی. افوالین گروه از که تاپای که دستانه جامه اماشروتر مخاصند اعرف کنن، آساره نویسندگانه مو آسر بخود دوره ماشروته بود، کینه ممولانه مخلوتی از خاطر نویسی او تاریخنه گاریست. نویسندگانه نویسندگان این آسار خودشون در زمانه ماجره ها آدمه بالگه بودن بازیشون خودشون ازن تو دل ماجره هزور داشتن کتاباش نمدر همون دوری تاریخی در میانه وغایه نویشتشوده بود. دو تا مسال به زنم، یه که کتاب تاریخ انگلو به ایران از ادوار براون هس و دیگری کتاب تاریخ بیداری ایرانیان از نازمول اسلام که ارمانی. هر دو این آسار بونوانه منوبه تاریخی بر ناسلی بادی موره رخين خل مهم بودن. و لی اگی که سی بخد بائینا شروع کنه کتار خماش رو تربه فهمه اهتمان کار برش خلی آسون نیس. مشکل بوزور این آسار این اکیب بیدیالی لین از دیکیخ لزیاد شون به وغایه انها خلی افغدید بازی ندولا. و از مجرحه مووازی اییییی کتارشت همزمان تو شاری دیگی ایران اتفغمی افتز یاد اتلا نداشت. این آسار این آسار این از دوطائی که مصال زدام این اشه و هید اتستابه خیل خوبی بر پجوش که این ناسلی باد تو لیتیاردن. امه اگی شما کلن چیز دیگی از ماشرویت این اخونده باشی. و بخاید همون اف بلکار مصالن کتار به ناازمال اسلام رو بر دارگه به خوند اه تمال این یا خلید رو تو سلت نسر میره یعز این گیچ میشیت و کتار بو نیم اخوند رہا می کوند. مشکل بادی این کتار با هم تادی می بودانه. مصالن کتار به دوارت براون ساله هزار نخصده ده میلادی نوشتش ده. کمیشه سدو سزدح سال پیش. تاب این از نظره کیفیت ناس رزابان و همیتور از نظره هی سب دق دقوه نو این گا هونها. این کتار بر خانده این روزی کون از. دیگه خیلی با جهانه زهنی مخاطه به این روزی همخان نست. پاسی میشه نسل اول از کتار بائی کتار استانه جامه ایتار اخی ماشرویت ارن میشت. نسل ادووم اتار اخی ماشرویت که مفسل ترین اصار دن تار اخی انجوم اشه هم نوشتن. اونها هم شامل برشوی کهارت خاطرات اشخصی باشه هستن و لونها بیشتر در کاره جامه باری این مدار که دسته و لون مهم کوش اش کرتا. در نهایت اون کتابه امنا بی خیلی مهم بر نسل ای بری مو برخاش دن. و لین کتابه باز بی اتقاده بنده بروی لغال خاننده یغیی رموت خسس تار اخی مزاش مجوز اشتی با که ما که خیلی زیاده بر خاننده ام جاته وارت شودن ببس تار اخی ماشروتن نمی کنند. مهم تنی کتابه این نسل ام بخان مصال بزنیم یکش کتابه تار اخی ماشروتی ایران از احمد کس ربیه و دیگیری کتابه تار اخی ماشروتی ایران از مهدی ملکزاده. هر دا این کتابه هدودن نزی که هفتاد خوردی سالپیش نمیشتشودن. و مسکتابه قبلی که ارس که دن جهان زهنی نمی سنده هایونادگی با مخاطه بی ام روزی خلی فاصل داره. و اینه برخاننده یه زمان خودشون نمیشتشودن. نه برخاننده ام روزی. نمی زنده گنی کتابه هم که از ربیه و هم ملکزاده. خودشون در زمانه و قای ماشروته. پسرائی جهانی بودن که بسیار از مجر هار در همون زمان شخصن دومبال میکر دن. ملکزاده که ازن پسر ایه که از مهمتنی چهرائی اون سالهای اول ماشروته یعنی ملکول موته که لمین بود. برخان می نم این کتابه تامو زبان شخصی خلی جالی بیدارن. چون انا هم گای اغاد در باری خاطراته خودشون نموزتها هف می زننن. و لدیان هایت این کتابه بازی از اشخصه تاریخی یا بازی پیش زمین های و گای رو ازن دورو سوزی نمیدن. چون فارز می کونن که برخان ده زمان خودشون اون اشخصیون پیش زمین های دی خلوازه هباشه. و نیاز بشهر نداشته باشه. اما خوب بگوز اشتز زمان خیلی ازون نوقات دیگه برام مخاطب اون نسلوی بات بازه نیست. و مثن کتاب امالن نیاز بشهره تفسینا پیدا می کونن. مسالن خیانت های امینو سلطان هر می زنن. و لخل دوروز توزی نمیدن که پیشنین امینو سلطان چیبود. یا آی امینو سلطان سن کیبود. چه خیانت های قبلن که اردبود. سرفن فارز می کونن که مخاطب اش دیگه با دیهیت تار باریه. مسالن امینو سلطان که بلده. درالی که خب الان که بفتاد خوردی سالازم کتاب خوز اشتی. دیگه باید بشه فارز کرده مخاطب ام روزی امیرانی. از امه امینو سلطان امشنید باشی وزن دیاجر ام باشیگه کیه. بره همینم کتاب اون نسلاز موارخینا باز بره شروع امطالی داروری ماشوته. خیلی مفید نیست. از این دو تانیست که بگزریم میرسیم بی کتابای که موارخی موانسر نباشته. این کتابا از هیز زابان بایان برخان دی ام روزی خل بهتر استن. ویل مشکل اوم دی این این این که مامان خل خلاص از. و اگر چدید اومومی خوبی بخان دیمیدن. امه خلی از جوزیت حیاتی دستان اجوم بشه ماشوته ری نباز نمی کن. یه نمونی خوب از این کار ربام خام به سال به زنه. کتابی تارخ اینگلاب ماشوته ران از جانت افاری هست. که این کتاب حدود دن سی سال بش دیار دهی حزار نصدن نباد میلادی نباشته شودی. و از سلشن بزابان اینگلیسی و این کتابی فارسیشا مودتاز که موجود هست. یا مصلا نکتا و متاخر تر کتابه تارخ مدر نیران ابو سامانات هست که ان کمتر از یک ده ای پیشنی و اشتش ده و ان هنباز از لشنگیل سی بودو و لی بفارش شست. کتابه افاری خودن چارست سفت. که خوب اگ بخم بکتابه مصلا نکت سرگی مغاست کنیم که یکمی کمتر از هزار سفت. کتابه افاری خودن از هست کتابه از هست کتابه از هست کتابه از هست کتابه از هست کتابه از هست کتابه مصلا نکت سفت. اما محتویدیت ای خود اشوندر امر که سکیم خطاز شروقون او در باری ماشوته یز اره اتلااد که از پونه. دنیم پاکست من امدن دستانجون بشم ماشوته رو خیلی آه استفیش می بره. شمایش ان او انده احتمالا بزیت خاید دیت که ما چندن از رادی ندر انکه بیریم سرم آجرهای پور های اجان اگلا و ماشوته. خیل ااروم مخای و غایورا مرور کنیم و پیش دمین احاشن رو هم بیمینیم تابتونیمی دیده امیق و خوبی نسبات به ماشوته پیدا کنیم. یه که از احتفا من در ایم پاکست نشوندادن شلو غیی و آشفتگیی و پیچی دگی جنبش ماشوته است. بیت غادبنده و اختی که ما مخای ماجرائی پیچی دی مسلم ماشوته رو تاریف کنیم. یه که از اشتبا هاتی که موم که نمورته که بشیم ساد سازی و ختی که اردن دستانه. یه نمینم سلاغ این که دستان از ایس اخلاغی خیلی امچن تامیز او یه کتی کنیم. و اینجای تداد ادم او از اردیم در جب هی ادم خوبا یه تداد ایگر بیز اردیم جب هی بدو. بدستان او بریم بسامت تقابل و از خیر او شر. در دوری ماشر یه دوری جموری ازسلامی رو ایت راسم از ماشوته امن این چهرائر پوررنگ تر از دیگرن که ارده. مسالن اخش اخونهای که در ایپ تدائم ماجرائی ماشوته جرق ایت رازات رزدن خلی بر جستی که ارده. به بهانی تابطه بایی. و از تارف دیگه خیل اچرار کلن هست فکر. این خاتی که اردن را بایت فقتم من هزر به نزام سیاسیه جموری ازلامی نیس. هر که سی بنو بر جیت گری فکری خودش این بازی که رمانه زدتگه رمانه پیمیگر. بیتغاد بند بیتر این رو اح بر فهمی دن ماجرائی ماشوته این ایک بسر اته حلازونی جلو بریم. و پیچی دیگه هی رو بیت سیاسی و اختزادی این زامان رو هم بیمینی مباش کلن جار بییم. حقیغت امرینه که ماشوته جاریانی بود که در هر لحزه ایندش سائمی که رخودش بیفا همی. و تغربن هر چیزی درون آم اختبود بتفاصیر موته ادد این گیزای سیاسی موته ناغز. قزی فغد این نا بود که ایته دادی ترفتار اماشوته داشتین بدر مغابل اشونی ته دادی مخالف اماشوته. بسیانی از ترفتاران اماشوته هم بین خودشون اختلاف نظره اصوصی داشتین و هاته تاری فشور از این که این انگلابخ ارار چی باشه. ارار بچه هدفی برسه از این بچی میگیم اینگلاب اماشوته. اینو هم هر لحزه داش اباز میشوت. ابازت به وقائی روز تاری فاخد افیسیاسی هماش ترنه و سنو تریر بود. و زبان ساده مابر دیدن اماشوته در اخداری. یا که رفتن بمسیر ساده سازی و داوائی خیرو شره. و ایگ را هدیگه پازی رفتن اعش افتگی و شنو غیه استان اماشوته. منتوی پاکه از بخم شمار دعوات کنم که از این شیر جزدن در در یا این مبو جا امیگه تارخ اماشوته. نترسیم و بجای اینکه سری برین نبال آدم بادا و آدم خوبا. بیرین تو دیل او او شفتگی تارخ اماشوته. و سائقنیم پیچی دیگه هشرو بہتر در کنیم. چن تنوگتی مختصرام بگن و بات کرد اسمدی ای کندو بحام شروقنی. یکی برنومی یه پخش پتکست. این پتکست بسرطم ماحانمون تشرمیشه و از تمامه مصرحه مطارفه شنیدن پتکست. مسلی کست باکس اگر پتکست اس پتیفای اپر پتکست از همی این جو جا ها قبله شنیدنی. الو و برین در کناله تلگرام خودش هم قبله داس رسیه. رکتی بادی در باری منعبه مطاله از چنما نمی خمکیم برنومه شبیه کلاز در سبشه بره هر چیزی کمیگن بل افاصل پرانتز باز نمی کنم که منب ایشه هم بگن. ولی برای هر گسمت یکی دو تو منب ایت حالیخی برای کسانی که دوسطر در باری مطن مفاهم اون گسمت بشتر مطالی کنم ماررفی می کنم. این منابه رو هم در بخشت توزی هاته هر گسمت مینویسا. یعنی اگر شما از تارک اپای پای پایت که از توش کنیت همین اپای که از ماشن او بردم. زیر هر کسمت یه بخشت توزیه مختصری هم هست که اونجا منابه برا مطالی بشتر رو فیه رست مگنم. سرفم بر کسانی که اللغدر ان در باریه مبو هست هر کسمتی خودشون هم مطالی کنم. حلکه این بحصوی مقدماتی تمام شود بریم و بحصر کسمت یه کم رب هم شروقونی موزو این کسمت هست زمین. چی رو در باریه زمین هر بزانی. چون برافا همیدن اجون بشم ماشروتی منیاز دنی پیش دمین های اختصادی ایران در سالهای نزیق به ماشروتی رو درستر کنی. و چون اختصاد ایران درون زمان غالبن مطقی بر کشا و ارزیبود. و اختصاد سنتی هنوز پان اگر افتبود. و از انت رفم نابه نفتی ایران ام هنوز اهمییت زیادی نداشت. برافا همیدن اکولیات اختصادی ایران بات هم ارکوز کنی بروی شرائیت زمین. چون کشا و ارزیی این زمین. در ایران اون زمان املان زمین های کشا و ارزی از نظر و از مالکیات به سدست اخصیم میشوت. دستی اول زمین های خالیسی. دستی دو بم زمین های ملکی یا شخصی. و دستی سب بم زمین های وقفی. هرسی گروه رو اینجا مخان بها مورور کنی. او البي پر دوزیم به زمین های خالیسی. زمین خالیسی یعنی زمین که مالکیاتش به دولت بود. اینجا مادر این زمین های کشتو استفاد اختصادی سو بات نگونی. پس باسه زمین های خالیسی جو دای از مسالن زمین های رکشها و ارزیم از جنگل هاست. زمین های خالیسی زمین آم محصوب میشوت. در ادوار سیاسی باد از اسلام دریران. ترریبا همیشه بخش ازمین های خالیسی بود. و اختزر بود ازمین خالیسی سو بات نگونی. یک از مهم تروریم دروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینجا مروریم. اینو لما هم در در در قاجار. قولجت و اختیارات بولای داشتنج. اینجا مفاصلن در باری قولجت اینها. در قسمتها یا در هم هر فمیزنیم. برای همین شکستن یا ندیده گرفتن قاوانین شر خلساختر از اور فود. یه که از همین قاوانین شر آنونه وقفود. ای دی کلی وقفینه. که هر فردي میتونه. کالای من قول یغای رمان قول خودشوه از مالکیت شخصی بیرومیاره. اون برای ایک حدفی وقف کنه. وقف همه همیشه الال اباده. وقت یه چیز وقشه دیگه منه سر با اون ناسلی سمجر ایدام داره. اون حدف همین تونه یه چیز دقلخ باشه مثلا مخارجه ایک مدرسه خاص. یه یه چیز کلی مثل به بوده وازه مسلمانان. کانون وقفین تونه کار می کونه. که فرد مالک برای وقفون کالای خودش یه متووالی با دراش تعین کونه. تبق کانون شر خود مالک حقنا داره خودش بشه متوالی. یه یه ان کالار از دست خودش بمانه مالک دار بیرومیار به دست خودش بمان متوالی بیدي. ان کار تبق شر مجاز نیست. فرد متوالی مسؤوله هفازت از اون کالای. مالک کالای نست. اگه ان کالا زمین باشه وقفین تارکار می کونه که سابه زمین اونمی ده بمتوالی. و بین بسی له حق مالکیت خودش و دیگرانون رو از اون زمین سالپ می کونه. و نتنه خودش دیگه مالک نیست بلکی. هیچ کس دیگه یه ام نمی تونه این زمین رو بخاره یه بیرس ببار یه گاسپونه. در دوری مواصر از دوری پهلوی بینتراف. اگه واقف یه سری ادارها یه رسمیه مرکزی ساختشوت. ایم رو زمدریم دیگه اداری او غف. اما در دوری قبل از مشروتی اداری ای رسمی بین اما او غف و جود نداش. برکه هر کسی هر جای تب که هم اقانون شر ایک کلن توی کش پر پخش بود. میتونه سیچید رو وقف کونه. تست یک سازمان مرکزی تاریف نشو ده گود اون زمان. در داریم دار تاریخ. مه سامن گزیر رغابات نادری که گفتنه. که تو اون شاہ اتا هرمت زمینه وقفیران نجنمی دارو و اون آم غاسم کونه. اما این ما بارد خلک همه. و درقیاس با غاس فاید بزیادی دار تاریخ بود جود داشته. غاس و زمینه وقفی کن خلی کم تراز. زمینه هی ملکیه شخصیه تفاق می افتا. خور ده مالک ها. در داری خجار. برای فرار اهتمال غاس بشودن زمیناشون. رومی آبوردن به مگانون شر یه وقف. بینشک که مالک زمینه خودشه و وقفی کهرت. یه فرد رو هم مطبالی لام می کهرت. بد همون مالک پازی وقتن کر می کهرت. همون مالک صابق زمین. بینی که تدی رو زمینه خودش مد کر می کهرت. ویلی ببواسته غانون وقف این زمین خوف شودود. دیگه اهتمال زمین خاری کم ترم شود. شون دگه دم شود بگین زمین مالکیشون وارش داریت. این وست مطبالیه تبق قاوان این شری. یه سه می بر خودش از محسول زمین بر می داش. مامونان تقشر این زه ده در سدود. بینجا هم مطبالی به زای هفاطت از زمین یه پولی گرش میومات. هم مالکه زمین بر می گاش بقارز راعته صابق خودش. وقتی امین قرار داده اجاری نا ودن اخصالت همام شود. فرزنده یه اون مالکه صابق میومات این اجاری نا ودن اخصالت جدیت می نوشتن و همی جوری ال آخر. در قرار داده وقت مامونان شرائت این تقال تولیت هم زکش میشه. وقتی که مطبالی بمیره نفر بادی با کی باشی این او هم توی اقار داده وقتی زکی می کالن. اینجا شرائن مجاز بودن که تولیت رو بی ارس بزاره. پس یک خاندان می تونس نسلن در ناس تولیت یه زمین رو از پیدر بفرزن بیده. و هر سلام از درامده اون زمین ده در ست سهن بگیل. بین دون که مالکه شباشه سرفن مطبالیه زمین رقفیه. که خوبتا بنی خلی که سبقار خوبی دیگه. در شر ایسلام زک نشوده که مطبالیه زمین رو اقفی حتم بات خودش از قشره اخون باشه. در امل تولیت زمین رو امولن بی ایک شیخی پورنفوز یاسنی که اولامای بزورگ ایک شهر می داده. در ایل شمین مدکه اولا خوب اینا قاوان این شهر راز ادامای ادی بهتر می دونه سندیه. سانین اجرای غانون شهر ام در نهایت سرفن طابه این ایک اون فرد موجری غانون چغا زورد اشتباشه. از طبن ماغولتر رود کتولیت رب دن بی ایک اخون ده گیردن کلوفتی که بیش در سرات احتماله تادیو زمین خاری از این ملکه و اخفی دفاقونه. یه کی از دلو یه لی روش دنفوز اختصادی اولامای دین در دوره غاجار از لن همین قانونه و اخف بود. در شرایتی که هیچ ساختار قانونی جدی برد تصمیت و از ایت مالکیه در روش دن دوشت. و هر که سی سرفن از زور اش مده سی این از ام لقو زمین اج دفاقونه و اگه دیگه خیل زور اش مده سی این اف ام لقو زمین اج دیگران و ارمی دوشت. تو این حالت تن ها قانونی کم اشتباش پنو حبورت هم این قانونه و اخف بود. و سارغفلی این قزیه و خفام هم ایش دسته اولامای دین بود. و اقت اجلو تر در باری جوزییات جمبشای مدنی ایران از جمب لی این قلاب ماشویت هر فمیزنی می بی نیم که. ایک سر اقاتی رابتی جالی بی بین اقش رب باز ارگان و همین اولامای دین هست. ایه که از دلائل این رابتی اشتراقات اخ تسادی ازیادی. ببواست ای قاوان این و واق. امالن اولامای دینی خودشون توکار تجارت بود. و دق دق های اقتسادی اونها بنگرانی های اقش رب باز ارگان هم پوشانی زیادی ایرست. در باری این هم پوشانی امان آفی مالی بین اولامای دین و باز ارگانا مسال زیاد دریم. که توی رسمتهای آیند با همه فسزل میشنبیم. یه چیز دیگه هم در باری قاوان این و واق مهم مه که بدونیم. اونه این هستار تغیرات این قاوان این این این این این چی. و واق فام از هر چاچو بقانونی دیگیی گا هیوقات بخطر اتاقیر شرعی اد مومکن این نیاز ماند باز بینی باشه جوز ایاتش. تویک ساخطار مدرن قانم گزاریی و اقت یه قانونی به هر دلی لی کونی امان سوخ میشر نیاز بباز نگری داری چکار می کونر. مامولان اون قوای قانم گزار مسال مجلسی پر لما نی چیزی میاد اون قانون رو باش می کونی و در سویت نیاز تغیر می ده. اوند امرد قاوان این شر اگر ام باش در بگی ری چیزی ام بخطر اغیر کونی اون باش تر بین اون اولامای دینی پیش می ری. و بغی مردن که از جوزیاتی مباز اگان نی میشن. مامولانا مباشا خیل فنیو تکنی کی و فقهی میشه و که سیسن نمی فامه چی میگنی نا. بره همی نا. اولاما هم هکم قانون گزار رو داشتن. هم خودشون مجری قانون بودن. هم الو برینا خودشون در مسند کزابات میشستن جاگان نزارات برجای قانون رو داشتن. این ساخطار شر طور بوده کدر خلق ای ایک نزار مقانونی او وی مگن ننو مجریو قزائی ایک هربته بین از بکسی نمیشن اختشون. اما چیزی که جایگا هی قوار داش هرسته تسی ایک نفر می بود. اونی این افرام فقط همون منتغی هرکاری که زورش میرسید می که. چون نزارمه فقهیشیه دواز ده مامیم ایک نزارمه متمرکهز نستیگه. فقه هر جای فقه هی از فانیج از سن فقه هی تهران ایک جا و هرکی بر خودش استدال فاقیه خودش داری. این مسال اجوال اب از این این حصار ای قاوان این شری رو بخم بی بینیم ده باری وقف از. مسال این جودی ایک بین افقه هی دوری قاجار. این بحس بود جو داش که آیا فروش زمین وقفی جایز حسیانه. قاعدة جا و بین سال باد منفی باشدیگه چون گفتیم که از این یه که از دلویل این که آدم امام ملکه خودشون وقفی مکر دنیم ایمیم که از زمین خاری جلو گی رکیر دیگه. از این وقفی این زمین وقفی کنی نشه کارش کرد. وانگهی زمین وقفی که دیگه مالک نداره که بشه بی بفروشش. مطووالیم که از در شریت همه لکه روی زمین نداره که. امام اکسر فقه های دوره غاجار نزر شونیم بود که تحت یک شرائیتی فروش زمین وقفی مجازه. حالا چه شرائیتی شرائیت تابدیل به احسن. یعنی چی یعنیم مسلن یه زمین وقفی اگه بایر خوش کبلا استفاد موند. مطووالیمیتون اون زمین و بفروشه با پولش بری زمین به احتر بخری. دوین حالت مطووالی اجاازن در پول زمین و بردر به جیب بزنه. بات حتم باش پولی ایک زمین وقفی جدید رو بیده. یعنی از زمین وقفی مید مزمین وقفی دیگه. امام امیش دید که خوش که کلا شری اخلوازه یه دیگه. جون انجه اینجه از اون زمین موند موند. تاوان کس بیدرامده جناب مطووالی موند. و مجموطوالی قرنه و مرغب زمین باشه. خو بردش زمینید اف بایر و بلا از دفاد موت خوات مموطوالی کرش دو رو سنجار نده. این از این مهومنیس. مهومنی که اگ زمین اخرب شوط بشه زمین به احتر با هم مم پول خرید بریم به احتر با خریم. خالصه این مصال جاله بیه گویای ووزییت قوانی نشر ای بخصست در مرد بحسن مالی کییت زمین. بخص در برا زمین و مخام بمورور مختصر روی وز اقته ساده کشا ورزی ایران درساره قبر ماشوطه تمام کنه. ایران در دوره قاجر برای اف بلیم بار ببازارهای جهانی در دنیای مدر آشنا میشه. درسالهای پادشاهی محمد شخ همسای شمال ایرانی نی روسیه شروبه تاسیس ختر ریل در داخل خاک خودش می کنه کم کنه هم لبار درباد سنیتی رب اوجد میاره. تو همسای اپتدائی سلتنتی ناسر دیشای غاجر یه کدو ده حبات هم در میسر کنالی سوز رو انگلی سیها و رو فرن سبیها هفر می کنن کدریای سور خروب دریای مدی ترانه متسل می کنه. و بینشک کشتی خالیج فارس را هد میتونن ببازارهای اوروباد از رسی پیدا کنن. همون طور که گفت هم ایران که اقتصاد سن اتیون زامن کلن نداشت اقتصاد سن اتی مدر. و سادرات اشخیر از کالها های لکسی مسلم اصلا فرش بغییی سادرات ایران فقط مطكی بود بی سادرات ام احسولت خامی کشا و ارزی. و از کشا و ارزی دریران چه زامن های تویول چه زامن های اربا بی هم اشون بخاطر باز شودن در بازا های سادرات تخیر کرت. یه که از ان تخیرات رویا و ردن بی کشت ام احسولات بود که ارزش سادرات تشتب اشن. در اقتصاد سن اتی کشا و ارزی نیاز بازار مهالی رو با تامن کونه. و خود افرد کشا و ارزم از محسول ها مقزمین که مکاره خودش و خانوادش رو تخزی مکونه. و لی با اقتن ناجان ارزش محسوله کشا و ارزی دگی بوابسته ببازار مهالی نباشه. نو ام احسول ام او از میشه. دو تو مسال از ان او از شودنه محسولات کشا و ارزی در ایران رو می شزات. یکی پمب و ایکی تیریاک. هر دو این کالا ای کشا و ارزی بشکل سونتی در ارن کشت می شودن. اما در دوران کاجر و بخزس در دوری ناسری کشتی نا خیلی بیشت ارشود. بندر هی جونو بیران بازار بی نو ال ملالی خوبی بر اتیریاک شودن. چرا چون بار اتیریاک از بندر ایم از بوشه رو بندر ایم مهمر ای که نام جدی ترش خور رم شر هست. از این بندر ایم مرافت بسامت هند از اونجا توجار اینگلسی اون تیریاک ایران رو می خریدن. می فرختن بچین. چین اونزاما بازار جهانی برائی این محسر رو داشتی. پم بہم در بازارش شمال اینا ترفتار زیاداش. و مستقیم سادر میشود بروسیی از اونجا مرافت بگی اوروبا و وارد سنات ناسوجی اوروبا میشود. بہم دلی لم در او ست دوری سالتانت ناس ردن شا اون نازمت هبیی و سنیتی کشا و ارزی ایران کلن بہم رکت. چون اقسر زمین دار ایوزار ترجی میددا که بجای کاشت محسولاتی که تو بازار داخلی خرید بشان. یه چیزی بکارن که بشه بسر اتصادر اشکت. مسالن در سالهای حزار دیوستو پنجاویک و پنجاو دوش شمسی در ایران ایک قاحتی بزور که پیشومات. بازیاز نازر خارج ادار کردن که دلیل این قاحتی یه دغل یه که از دلویل اش بہم رکتن نازمه کشا و ارزی ایران بود. چون در بسیار یه زمینه کشا و ارزی مارک هزی کشو ار با خودس اتراف یه از دو از فان. اماده اودن بجای گندوموجود تریاک می کاشتن. چیرا چونون تویل دار یعون ارباب اون زمین یعون مطولی و اخفون زمین والاخر هر که مصول زمین بود خیل بشتر میطول از پول در یار از تریاک که مستقر مصادر میشه و اینگلسیها میخرنش. تنی کبا خطالا کندوموجود بقارب ای بازار داخلی. و این نتیجاشیشون که کندوموجود در بازار ایران کم شود و قاحتی پیشومات. این آشوفتگید ارخ تصاد کشا و ارزی ایران نتالج مخارب زیادیام داشت. یکی از نتالج شیشون بود که بازشت اختصاد ایران فورستش برس سنتشودن از دست بیدی. و فالسرش با اختصاد دون بشترام بشه. دو بمینکه خیلی از زمینای کشا و ارزی بدیلی لین هم ایو جاوجو این هم اتاقیلات ناگانی از خرب شودن. و رستها زیادی مات رو کشودن. و ساکنان اینها بمشاقلی دیگی رو آبوردن. یا آمار جالب ای بمیتنی مینجا به بینیم. آمار مختصالی بیمامی گیدر اپ تیدای غرن بستومی میلادی. یعنی حدودن 5 سلقابل شروع جرقی اینگلاب ماشوده. تیدای ایرانی حایک بسورت کارگره روز موزت یا کارگره فسلی. تو من تقیق افقاز روزی کارمی کردن. حدوده 100 هزار نفرود. اکسر اینا کشا و ارده سابقی بودن. که بزمین موند بودن. حالت اپنی شودن به کارگر مهاجر خیلی اشون. اینج روزی که میرافتن میه مدن. یعنی فسلی میرافتن کارمی کردن انجا برمی اشتن پولشنه میه بردن بروی خانه باده باده برساله باد از نو. این سده زار نفر برن که اپ آدشه بهتر بفامی. یه مغایسی کنی همون زمان جمییت کل تیران حدوده دیوی سزار نفرود. یه موادل باد تقریبن نس فجامیت دیه ران فگتما تقریق قفقاز کارگر مهاجره ایرانی وجود داشت. این هم باز تاسیرات خیل زیادی از نظر سیاسی میگزره روی مهاجره یه ماشروتی که باز این تاسیرات رم سوبت خائم کرد. پس جلوتر خائم دیت که ایران یک آلمه کارگر روز موز ده درجا پانین توی قفقاز دره. این ها با این فرحنگ روزی و اتفاقات ده از از ارسیاس ده روزیمی افت اشنى ميشن و این اشنى این ها تاسیر زیادی روی اتفاقات جو مشروتی میگزره که مفسل سوبتش خائم کرد. از این با سپیرامون زمین چنطن اقتر فعمیدیم یکن که ساخطار ایران و روهتی دولت با مهمتن روکن اقتصاد که شاو ارزی بود رو با هم دیدیم. دیدیم که دولت کولن چارچو با املی خاصی برا این که در اختصاد که شاو ارزی مداخلی موفید مستم ارکون اصلا نداشت. در به ترین هالت میتون از بسیاست مالیاتی یک کمی اوزار جادیی کن اول بیشتر از این کار خاصی بلت. نبود با کنه و سن ساخطار از جوری نابود که بیتون کار خاصی دنی زمین اان جان بده. دو با مین چیزی که دیدیم تغیراتی ویت که بواستی مالکیات از زمین در ساخطار اتحبقاتی رم با او جدومات. و یه که از این تغرق قدرات که رفتن بیشتر اتحبقی اولامائی دین بود با بواستی ساخطار از زمین های با کفی. سب با مین که در دوری قاجار تحبقی فیودال بمانای کلاسی کن اداشتی. امالا زمین در ای بوزور خودشون باز ارگان هم بوده. این تغرق اتحبقی توجار اتحبقی زمین در ایک سر غد یه کی بوده. این اقتازی جاد مهمه که اقتصابر خوبی از در هم تانی دگی نی روها اقتصادی ایرام بما بیده. این اقتازی این اقتازی از در هم بوده. این اقتازی از در هم بوده. این اقتازی از در هم بوده. این اقتازی از در هم بوده. این اقتازی از در هم بوده. این اقتازی از در هم بوده. این اقتازی از در هم بوده. این اقتازی از در هم بوده. این اقتازی از در هم بوده. این اقتازی از در هم بوده. این اقتازی از در هم بوده. این اقتازی از در هم بوده. این اقتازی از در هم بوده. این اقتازی از در هم بوده. این اقتازی از در هم بوده. این اقتازی از در هم بوده. این اقتازی از در هم بوده. این اقتازی از در هم بوده. این اقتازی از در هم بوده. این اقتازی از در هم بوده. این اقتازی ایران در این زمانقر نوز ده میلادی یعنی ایک هم اقبل از شروع جمش ماشروتی رو داشتباشیم در نظر. پس تقسمت بادی که ایک مهدی که منتشرخات شوط فیلان خداه نگه دا. این اقتازی از در هم بوده.

Podcast Summary

Key Points:

  1. تاریخ مشروطه و جنبش مشروطه در ایران تحت بررسی قرار می گیرد.
  2. مشروطه به عنوان یک موضوع تاریخی مورد توجه است.
  3. مهمیت مشروطه در تاریخ ایران برجسته شده است.
  4. کتب جدید در مورد تاریخ مشروطه منتشر شده است.
  5. اشخاص مختلفی در جنبش مشروطه نقش داشته‌اند.

Summary:

متن مورد بررسی تاریخ مشروطه و جنبش مشروطه در ایران را مورد بررسی قرار می‌دهد. اهمیت تاریخی و فرهنگی این دوره تحلیل شده و نکات مختلفی مانند نقش اشخاص مختلف در این جنبش، منابع و کتب تاریخی مورد بررسی قرار می‌گیرد. همچنین بحث‌های مربوط به مشروطه و اهمیت آن در مطالعات تاریخی بیان می‌شود.

این متن به خواننده‌ها این امکان را می‌دهد که با جزئیات و جوانب مختلف تاریخ مشروطه در ایران آشنا شوند و بررسی‌های جدید و کتب منتشر شده در این زمینه را مورد بحث قرار دهند.

FAQs

در مجری آئی مشروته، موضوعات تاریخی جنبش مشروته در ایران مورد بررسی قرار می‌گیرند.

تاریخ مشروطه به عنوان یک موضوع تاریخی مهم در ایران شناخته می‌شود و بررسی آن اهمیت دارد.

بله، کتب جدیدی برای مطالعه تاریخ مشروطه منتشر شده است که مخاطبان جدیدی را برای بررسی این دوره تاریخی جذب می‌کند.

نویسندگان و شاهنامه‌نویسان نقش مهمی در ثبت و بازگویی ماجراهای تاریخی این دوره داشتند.

کتب تاریخی می‌توانند دانش عمومی خوانندگان را افزایش دهند و آن‌ها را با دوره‌های تاریخی مختلف آشنا سازند.

Chat with AI

Loading...

Pro features

Go deeper with this episode

Unlock creator-grade tools that turn any transcript into show notes and subtitle files.