
این پادکست به روایت زندگی پرفرازونشیب کوروش، نویسندهای جوان در ایران معاصر میپردازد. سال ۱۳۸۵ که با زلزله، سیل، انفجار معدن و قتلهای زنجیرهای همراه بود، بستر تلخیهای زندگی او را شکل میدهد. کوروش در خانوادهای با پدری دولتی و مادری مهربان بزرگ شد، اما جنگ ایران و عراق خانوادهاش را از خرمشهر به شیراز و سپس تهران کوچاند. او از کودکی با خشونت و بحرانهای اجتماعی روبهرو بود و به انزوا و کتابخوانی پناه برد. کوروش با الهام از نویسندگانی مانند صادق هدایت و هوشنگ گلشیری، به نوشتن داستانهای کوتاه و فیلمنامه روی آورد. او در سینما نیز فعالیت کرد و با چهرههایی مانند امیر نادری همکاری داشت، اما همواره ادبیات را محور زندگی خود میدانست. با وجود فقر، بیخانمانی و دستفروشی، او هرگز از نوشتن دست نکشید و در نهایت به مرگی خودخواسته در حدود پنجاهسالگی رسید. این روایت نشان میدهد که چگونه ادبیات برای کوروش نه تنها یک حرفه، بلکه تنها راه بقا و معنابخشی به زندگی در میان آشفتگیها بود.