Go back

رنج آشکار، همدلی دشوار؟ مساله‌ی غزه و نسبت ما با رنج دیگران | میرا قائمی | نویسنده/ پژوهشگر فلسلفه

56m 5s

رنج آشکار، همدلی دشوار؟  مساله‌ی غزه و نسبت ما با رنج دیگران | میرا قائمی | نویسنده/ پژوهشگر فلسلفه

این گفتگوی فلسفی و سیاسی درباره مسئله فلسطین، آزادی، اخلاق و تأثیر سیستم‌های حاکمیتی بر فکر انسانی، به تحلیل عمیق می‌پردازد. نویسنده معتقد است که برای درک صحیح مسائل بین‌المللی، باید فکر مستقل، مبتنی بر ارزش‌های اخلاقی و تاریخی، داشته باشیم. او بر این نظر می‌کند که آزادی و از دست دادن آن، ماهیت فرهنگی و اخلاقی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و باید به عنوان یک مفهوم عمقی و فردی در نظر گرفته شود. متن به تناقض بین دیدگاه‌های سیاسی، مذهبی و فلسفی در مواجهه با مسائل مانند جنگ و فلسطین اشاره دارد و تأکید می‌کند که فکر منفرد و تجربه فردی، حیات جماعتی را درک می‌کند. همچنین، متن به اهمیت مواجهه مستقل با سیستم‌های سیاسی و انتقادی نسبت به دیدگاه‌های رسمی می‌پردازد و به آن نشان می‌دهد که فهمی از مسائل بین‌المللی، نیاز به مفهوم‌های فردی، عاطفی و اخلاقی دارد. این گفتگو به عنوان یک تحلیل فلسفی و سیاسی، نشان می‌دهد که فهم درست از مسائل مانند فلسطین، نیاز به توازن بین ارزش‌های اخلاقی، تاریخی و فرهنگی دارد.

Transcription

5405 Words, 24749 Characters

Persian
این گزاره که قزز بما چه فلستین بما چه گزاره پورتک راره نست کشه به جنگ بگیم چجر پر دیه هست شوینا که بما تریت فلسفیش وضمنگه مصلاه فلسوی مصلاه میشه ار چیز این سونیس مخاطه بینی کداریم وستشون می کنی بونجام ایه مقارزی کداریم وستشون می کنی برو مطه هم می کنی به بی اخلا به به همی اعلنم توی گفتوگلت ارزی رمتنه سوحاته دیم اگه ری کسی توی زمین این مسلن نو دونه بشوگن نو دونی قربا دیده دون و می دیده دم که خوب چغت شباته فارنگی مجدوره فینه معادمه موا و معادمه دا گفته بسین که اقت چی میشه که مسلن بوم دارمی رزی رساله معادم دارته ران یه سری آدم این جو ریان که بزن که خود می زنگ دونی و بیشارت حریگت خود راده لما سلس به بینت تخیلی راسش ترکی به فوش خوری داری میراجان سلام و اختخی تو دارشان ما میرساز داروات ازون میرساز تو که قابل داروات که دی من میخام حول کتاب اشان ما که به تاز دیگیم اتشاش ده پیدی دارشان اصیر روه که از زباد قفته بقانا و داز باز چندو چونش به پرسان و میخام با یک نگاهه تا هدودی پیدی دارشان اصانم موا و موا جهی خودم روه کتاب برد تاری فقانا من روزی که کتاب بانا بود برم ارسال روشه آجرسد افتره مالکارا مدادا و این قادر زودتار از من رسید اینی کتاب قادر زودتار از من رسی و بازی یع زمان ری پیدار بغا کانتره و رودی افتره مابود توی ایک نایلون یام پیشیده بودو نایلون شفاف یه نی مختاوائی کتاب مشاخ از بود روشا مبوزور گزمان رو نیوشته بودا و لختکی من ودن م کتاب بردن اینی کتاب مشاخ از من روشته بودو نایلون شفاف یه نیوشته بودو نایلون شفاف یه نیوشته بودو نایلون شفاف یه نیوشته بودو کم ترور دفزای توزیش دن مین اتفاقی که افتاد اگر من بات خومدام کتابت رو توزیت رو رو تفن اصلا هم که توی اجاهای مخاته بینی کداریم واسفشون میکنیم اونجام ایه موارزی کداریم واسفشون میکنیم رو مته هم میکنی ببی اخلا بی بی همی اعلنم توی اگ افتگو تر زیرم اتن اصوح بات ادیم بود بر داشتا من اشتا با هه ایه ایه با ده مو ازیت بکونیم قابران شما پورس ده بوده و افتیت که مصلا میکن میکن جه احل دوران مادوم و نور هاتی شما میکنی این کاره مصلا دورسته این اطلاع شما کاره با دی اگر که ایه اگر که میرگ ایدی بی اتبانتی کافی بشنه پرف بزنه ایک ارتبات بی این افردی جات بکنه این ادون افرن تویون ارتباته و تویت ست افتو بار گاشتا اولیش بین اچه ارسکه میلات خیلی دوره از یه سری از بونیاد ها و بونیان ها یه دارو راسته دلالی و اونجان امه گمیل اجنو راسته اتبان نظرام تادم نا دونی هستی و خودافه از این امی فامم راسته شو بخدم این کار رمی کنم این این ایدی بیاد ممکنه که ترک کنم یه گفتگوی را هل این الزان این چانی این شامتی که بلی تو یک کتاب نوش دی پر تو داری کار رسانی ایم کنی مانتور یک فا آلی رسانی ای در وحلی او اول مش نسان در وحلی سانی او سالی از پجوش کر فیل سف رو آیت کر را نجر از کت بنوی توی این تابی رو استفاد کردی که هل کامی جلتار و اش میرسی بخمیگن و اختکتو یک اصر من تشرم کنی و اختکتو میدیا حوز رو پیدام کنی اینگار داری این رو ارزم کنی کنی کم ام خام گفتگو کنم بخام بفهمم و بفهم آنم که هل اگر که این فرزان دوروست بشه و اختکتو اغاز گفتگوط با ال حاقه ال ساقه یه سر بار چهسبه و امانی که بتوم اخالفه امانه نوی که بتوم اخالفه امانه نظر میاد که اونز اولن زمینه یا اون گفتگوه پیدیت نمیاد دو این که این پاس طولیت نمی کنه همی و از دیاد تو بنازر یعنی ما یه باوری دارا باوری که اخلاقنیست این سانینیست سالیمنیست و تو بمانه میلات میگی که میلات آدمه نادان و جاهلی هستی مدرمان یک خشمی جادم شه الائه راوی این گزاره و اون رفدار پیشینم بشکلی تحسو ادی اپسوش پیدام کنه تو نسن بیرسونا مانز را مون باوری نمدان مالا پوجوش شاوه این هرم چه اصلا سکر دی تا کلکه طبقه موشه خسان چایه از بگی مامنون میشم چایمان خودم پیگم کام که اینجونیست راوشام اتفاقمان تویر راوش این ها این ها سیم کنم که راوشام راوش ایسوگ راوش ایسوگ راوش این ها این این میداب اصلا سایو این اخسو جادل می که بات ازیت شومی که ادسان ولی بایز عبونه از هم افتناشه مونکه ٹنز و سیمکه که اتبط باگره کون و این خواس اتن نعدون ام بیروعیش این اولی میراف مصلا باشون دعرس ده بگه این مصلا چیزه کتو داره میگیش ده بایه یا فلا خودشه به این شکل نشون میداد کم این میدونه بیو با هم دیگه بیدونیم بیو با هم دیگه مصلا فیمیم که مصلا های اغطه فلا چیز چیه این این اتبغان این کتو بام که اولتا احامی نوموان اپا دیدار شنصی از ایت هجو بیش شخصی ای خواترا بل تاریف مکنم کسن نصفت شخصی خودمن شیبو تز بادت افتورکتوب شکا کردن و خوده این هجو بی امالیه دابغا که مالجام کردن و از ای شروع میشه و سیم کنم که زن تاریشی که من دیدن دابغان خانندر بیارم توی اون نحبین نگوه خودم بباد بیوم بلو مصلا ال اتار بگرین که آلائیم مصلا ادکه مصلا چیمگا این که های اتو امور چی بوده یا ویکم اقبت هالیل کنمیم اصم مغاست کنیم شبو هاتهای بزید ویکاری که تو این کتب انا زدم یعن کستشن کن جنبدام این بود که شبوات افتار اینگرم کشوامیگی که مگن ببن چه این دا بگو اونارو دیگری میدون این دکه اونارو معادم مصلا کازارو یه ده از خودش اونه میدون این فاصلارو خالوب به هر دلی لی که بگر بگاندو هستش شو سوشه مغزی رسوانه یه هستش به هر دلیلی کهستش باز قدیول ایام این ارداش این اراب ستیزیو توک ستیزیو یه نا بلو بیشه یا بیم شکر که التش دیگرنشیه پل با هل اخصم که نشو مدام که اتبغم اخل شبیه هم هستیم ارخود مرنش این پورسیه دارغ مواجه این ناز زیکن بامارد مقازه ارخود مرن مینتفا گفتا جانی با اقتی داشم نگو میکیدن چون بلو تکترون توزی دادن چون مانتو این سگرام صفا ات دارغ افرد گدخل گازه بدا کم ایک مرلی مخصان رو دوم بل میکیدن بات این ها کب باز نگر از باراش مزاشنگ این که مصلا تو این بازگت دران چکار مقارن چجری بگو شون رو دران تام این این پونان این ها بامیدیدن که خوب چگت شباطه فارنگی مجدوره این این مردومه مردومه دارغ مفهلس سنگ بخصان که با کفتنه شباطه و دارغ این رو نشوم دران که این اتفاق میتاونه باریخ موان بی اقتاد با موان میتاونه دران چشارویت باشیم کم این که بازشام این اتفاق افتاد این کتب با دا زجنگ داوزا روزا و کبلا زجنگ رامنزان نوشی شو ده این ایساست میگرم که تویم چشاریت مو کارور کارور به گیره و این ایتفان مفتا دیگیم بچه مینا بو این ها یا کودیگ پشیو این ها پا دیده ایتی خوبتوش که زیقل شایدیم او شایدش دیگری از اگری سازی این موزو ای گفتوگیه بریمان بایک جو میشن از این از اون مانزر ای موزو ارباز با کنی که هداگال باز مشاهده امانام همین ای که آلامت دیگری دریه و با کمتر دیگری های از از از برع بریم کنیم یا فرع دست می انگاریم اشون مسلان ربی های مولوند چیشم آ بی یا فورد از سنان از از از از از از از از از از از از از از از از از ا که افنستانی وشه ممکنه ارب وشه ممکنه مصلان. فلستینی وشه. ایک اچششت ده که انجری شده و مصلان یخور دتابارشه نهازیه چیزش برمی پورسشه. تو با آموان ایک دانش آموخ ده افال سفشه گونه این اتوزی اش میدی. پر بلی تی فرودیسی افرادیسی تابقه پسیگیده بون نظام ارزشی او دن مدیگه یعن مجششی سای رو ارزش میدنی ایک چیز ایک تابقه فارنگی آلو یه بیجی گیویده رو اون رو فارنگ ارزش مانتری تلاقی میکونی میو فارنگی فرودیس تاری تلاقی میکونی دوسخ اون نظام ای ارزشی اجنس او دن مجششی او دن مجششی نتابقه فالصفی دیگه کار فالصفی او دن بواد بیت او دبقه نگا کن برنگه چیز خای دا ایک جومه این دبقه ارزش حالق می میشه او دن اصادی ره اون دبقه ارزش حالب اچه سورت اصر این ربایتی که مداریم ارزش این چیزی که اعلان توی این شبا که ای دبقه اشتما ایو اینان میکن جنگ ربایتی مالان دیگه این دار باریم ما یه باشه زیش ما فکم کنم کنم کنم ما زلال مه یه اگی دی دارا مه یه اگر آدم دیکت با کنه می می می می که خیلی از این از ساختش و دراریم اگر ما بدون ایک اتفکی با کنیم یه سیش از از از از اش می دونی و بیه ایک برداش تایدانیم کبین افکنه که لیم از آزادی رو تو هبه هر کبینی میگی آزادی خوب چیز خوبیز و لین که آزادی دیگه منزود چیه ای آزادیم از آزادیم از آلون شو بارم از آلون بیتونی مقنم یعنه این آزادیم از هدیم از هدیم از هدیم از هدیم از هدیم از خودیم از کبین چیز افکن از شود رسه و اون تصبوراتون هباب هایی که ده بغسخ تشو ده باستشوزی که ما ایک در که و اولا این که لیم ممجن سوات کنگه دهگنه مفکنه مقنم که مردوم ایران این رباید که شمه گفتید که اولا بیتا و اجوانه مقنم فکنه مقنم هایران مقنم که مردوم ایران مقنم شنجه ماروینه که مردوم این جاری این خالج از هم اوزو موهم ایم این جایام گفتیم که احساس مقنم یاده گل فرز مقنم که خیلی دوشار نزگ میه ایستان این ایفهائی کتومیاری رو مانه مفروز گرار دادم ایر کالان ربایتی ایتا بیتان طوریون کالان ربایت هرف پزنی بشتر دیدمیشی بشتر لائک میشی بشتر بیومی اینو همامون می دنی این اگتین که آدم های هم چون تو که باز تیدادشون کم نست یه تیداد آدم های که پای ایک مبانی اخلاقی یا ارزیشی ایستادن مستقل لازن که ارزش گزاری وقنی من درم مستقل لازن رو نگاه مقنی که ایک افتمنی چرد در مستقل لازن شرد در باز تولیت مشه وچه گفتمن های هزکی دره در بغه راستش واجه شجاهی تو زهنم تخیر شودنی این یه ساس مقنم یه گفتگو های هزکه تو وقت که میری نسبت مخاته به نشو باشنگام کنی اعداد شنگام کنی ازان شکل مواجه ارنگام کنی این که اون راویه اون موزوه دره تحديد مشه بایجی میدر محدود مشه دره پس سده مشه با دره پوز خند میگره بشتراز انکت دعبتی بطام والبشوه این مشاهده این این مشاهده این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این این ا این ترکی وردستش ندر این زیدیت با دیگری هاردست ندر این دیگری هم رسر خیلی متقسر از اتنیق های مختلف و داروگ اغلیات های جنسی و مستبیو غیر بگیش تاهال آغبام دیگر ولیم این جودیم که این سدایک در تلاشم کنه یا مایل یا پروجاش اینه کبیاد بگیدت اش الزامنون روایت اصلی روایت بهین او روایت دورو سنیست روایت دورو سنیس و روایت دیگریام هم هست همیگه این ورماجر آ خیلی نهیفه همه سهنه رو این شکلی میونه و رساش افتن پروجم اینه که این بازیارو به اندازی خودم یا خودت آخی رو دن فکم که پیش نیازم اینه که اول بفنم چیشا که این جو ری شو این دونی برم ورم پرسشه پرسشه که نسفت باش اتفاغان یک جاہلیام دارم که اقى چیم شکم اصلا بوم دارمی رو سالم اردوم دا آ در تیه را یا سری آدم این جو ریان که بزان که خوب میزانی می دونی خیلیم و آدمی که مستن دو تا خونه اون ورته رم هنه هنه این آدمی نیس که مگنم خارجه ازیران در ازیستن کنه می دونی میدم تو هیم ام بلکت درم زندگیم که مجنم همی گرفتا ریار درم حلو بسو پر این که دنه کنه نیسه پورسش این تیپی درم که به جایه این که بخم اینی براسش فکیم کنم این کاره کارم ایدی نیس کنم بگنم پر بونادمه نمی فهمه نمی دونه فکیم که نمه یکار که بفامم چیشوت که انگونه شوه احتمالن تو یه اون مصیره می تو نمی یکاره یه کاره یه کاره یه کاره یه کاره یه کاره یه کاره یه کاره یه کاره یه کاره یه کاره یه کاره یه کار ممیچونی بین آدم بگیم تو آدمیستی که اگلدشی که این کاری که دیگه باتی رویندین ات پوارد افتاد. شو بنادات اتونه الوز اخلوه مجوز استیم کاری بکونیم. چا رو ده نفاته جوه مین کاریم چنی بکونیم. اگه اگه جو هونه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه ا خیلی جاها تو رو تایید میکردن و ازن سغدن مستوجلو تر بودن ولی پونیتا منه که سودشی این این منتو علم بیم بیشنی در مدین ارفزنیم که جامه جا هل جامه چشم شور و آغییتها بسته جامه در بغا خامن دیشه که دو از رائل چشمه عمید بسته جامه خامن دیشه که مصلا غور مصلا دغیی بیمی را اینار بیم بیگیم و هم دیگه رو تاید با کنی و ازن تاید امنا کنی مه خدا می میکروفون و دورون بزن همیدار بگیم بورون داده چیه ایا مصلا ویجن این که تکرارش منجر وییم بشکا آدم ها تشکیک با کنا تصبار امیده که منتاجه باون نمیشه اصلا بازی فیگه روشان فکن از اشان داجه من چیه و از باش تاید اتاگه جایام ها کنیستگه کارولی که امنا بین ازانم ایجاد حالتی ایف داره دیگه فه من ادار از روشان فکشن این کدار بغم از الاش پورسش ترکیار دن اویش ترکیار دن اویش ترکیار روستش این ایفکن کنم هداره تو جام ایمان حالخیل بس فریمش ایب ارشه اگیر و گیر افتاریون این دکه یه سریار روشان فکر در مارته زاوانی ساکیار دن پاسوخه قیتی ایدن ایسریام فالور پیدا کردن و اتامنه مشکلاتی پر ایمه پریدا وورده فرح ممینه که ایم روز ادارل کارشن که پورسش ترکن اینه که پورسوخ بس از این ایم روز این امیر این امیر ایم یقزا و اتبن از ارام که از آبتی که باز تاکید مقامشادم ام باتومو افرق بشاما و ایم جو دیم که الان اگر که ده ایه اشتدن ایم افتوگه منتورو بیونه خوه و اینجام لیتورو باشنه و خوب اتن مالن از اینجا و ایدن ای بینه ایدن ایه هل موکات او اگه اغلام از الام این نستا ایلیم این که آیمیشر راهی پیدا که اگه امامتنم راهی پیدا و کنم بایم اصلا انگل آبی تیر بچنم دو سال ارفضانا بایت سالتانت تالبی تیز بچنم دو سالت بایس با کنم اگرشت و غیر اخشتی از من تقشو بیتنم بیفا هم و بیل اکس می دنی مئی ساسم کنم دو تارفا یه نمخام میکم همون رایزی کنم تارفتارانه سالتانت خواه رو این متهم می کنم بین که آخشان و فراد دریم فوش می دین ونی میشنگه ایساسم کنم گرو های دیام همینا میتن بیل سنم از را مون بایل حالمان خوادم که آدم مستقلی ازتم این نمو یان دیگه مسالان گرو خاص خوادم نمی دونه که با کم رو از چاونه بایم مسالان که سوی که تارفتاره فیل از سینم با کم سو بات با کنم ایم این از ایم خودم تو هر کورویم چیزم نمم چرر چه توشو ده که آلا ده تا چوده در آم کورلن نممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم تا چوده درام پر لن نمنه بکم زیادی دیگه چیاد مصلا بروک هم یا مصلا انتقاطم کونم همی جو با موتو خاصید خرمه گسید ابالن که علظش شناختی که ایک خازوی انه هلی ستیک هستش خازوی نه سلواته پر سبن بنظر بادن سلن نکن باشم فکی با کونوین ها دیمانه که دیگه مپایه خیل مشخصی بره یه کچی درستش نادرست خیلی ده این اظرن نمیگیم. و بشر از حریقات قدرات لما سلس این این هم که شموڑ داری میده که مصلا هرچکه بشر اینگار باشت هواد جو خوشه داروگه قدراته بشر یا مداره. چون افراضه بشری رو داروگه که دون چیز دارمیاره و قدراته بشری در بان باری امده اعلن باری ما ارزه شدن این حرفه دورسته دیگه اینگار بارمه امیاد نظره. بشان که که دارمیزان و چه هوادیم ازورت موشه خسان همون جامل در جامل. این این سون این روست. باکششان میزنگی دن شبا که اشتمای تاروگه ملاک های مرداره خری میده از این نحبیه تاروگه از خیکه ران مرداره خری میده. این جو اگر اگر که سنسل فالو رزیادی داره پس این آدمه ما فکتره یه آدمه بهتره یه آدمه که هارفن شاد بهتری داره میزا رسود که بمونکد اگر دن جوینا باشه دیگه مونکد این جوینا باشه دیگه مونکد این جوینا باشه دیگه مونکد این جوینا باشه از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از ا نای ارزش من بودنش مفروز نمیدرام انه این این سکچن نفر فالوره یه ایدان پسپله هوز کم میتش امخام بگم بدواری تکرارم کم امخام بگم ایس سه نمید نمید نمید که تفاغم با این چیده ما نمید از الدرام درسته روسته روسته هاری خستفاده با کنه. و با زیم براستش بخائی نسکه انه تاخیر کنه بگم که تو نمی فه می دنی. نمیگم تو ان کارم کنیا. بخائیر دم این نسکه بگم اون نفیش کنه. اتفغر روی کنه که خوب بفه ممهش. می دنی بفه ممهش که چیشود که انجورشو. و هم زامنه هواسن بشکه خوده مجرین. این نسکه بگم اون نفیش کنه. می دنی بفه ممه که چیشود که انجورشو. می دنی بفه ممهش کنه کنه خوده مجرین. خیلیم خوده مجرین. این نمسنه بگی که بالواز اواجگانتو از فکم تربيت فرسفی در ایک کچلون از سالن در اون ندانه مجره یدر اش پورنگتر اغمتر. گزارشنه که مه انتوری فکم کنه. می دریمی می دریمی فامه. الیستان تو بایاده می که یه باوهره. از سالن سفی در اینجوری که نغازنه لوپنه جانه فده ایران. ببین این براش یه باوهره خیلی سف دو قتیوه. هاتیمیون ترکنها پزیر که تو یه سن تزاج بیئی بارتر تو یه سیلی بل میگری که برکه. ببین سالن باوهره های اشتبا در این مسالن خیلیه اتغاد در این مسازن زمی سفی. مباد بایشن تراجه کنی. نا ولی ما نیجوری می نمکه اگر که زمین سف در این در ایک اکسریتی در این. مه این پورسشاره بسخدم ایجادم کام که خوب این اچرا در اینجوری فکم کنه. چیامه جب شده که در اینجوری فکم کنه. کجای داسقه این مسالن زائی فامه لکر ده کنه اتون استه یه کاریگات این چون این موح راز رو این هبه فا همونه. ولی اختکه مسان تو داشون مسالن چم دون ام دو دعر سده از در رغم مس الیمانت در الخاد. خارج مشه دو نی والی مسلن بره ایمت خورافات ایک مسلس دو نی که اغب بی بخشه بوزوره یه از جو آمه ما با آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ در دو نی و این ها پرسش امه این ها این ها پرسش امه که چی مشه اگه مسلن ها آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ آ در در این ها سن پرسش امه دون این چیمه این این جا ماش بوزور گیب هست برسش شو رمیز نگه می درم. ایلی آلو زامی انتاخد کر را یونه نه. جا ماش کشی که یه دغل من باشون برخور دکنگیش ده. ایلی اوم این سانه ها دوم بل پاسخای روحاته سادندگه. این قابل لیشونه. این دو سان جاه و سانه روحات بشون دادرش. این بیجگی دا بقه این سانی هست پنه داشونه یه نه. این خیلی زیاد همیم این سانس ساز کاره میکس همی ندگه دوم بل شورت کت دوم بلم یام بوره. برساده و منظم. اموره داوگه منظم و ساده. این سانه گرایش ده. این زانه شنجوری ده. روصه. که دیمه کاله اینجوری هرکز برخودش مطفق کرنا بودو. داوگه کشخ سید نه. این اعلان که دوره یعسن که فرد گرای کاله به دیگه. این هرکر ده برخودش که دون یایش ده بود این شارا که ایش ده نظار میده بونه. این اعلان آلما سر جامیی ایک دو تو روشن فکتاش این اان توزی میددن تالیل می که این مصال روشن می که این خوراک میددن می ناخفروت. بلی اعلان دهگه اون نه هله سازو کار ده در کاره می کانه. برمین این کاله ده گوم گشتگی اونوی وجود در به نظرام بات این که خوب مصال سیاسی خلی پیچی ده گیا سیاده. چون شمه اصن کورلن کاله انسان که پیچی ده سو. کبیت ام پیچی ده سو. بات چون فرس کون انسان های پیچی ده ده اکن را هم دهگه. در آب آده بزور پیچی ده گیشن چنده ماروه میشه. بات چون برین که مصال ایک دیر که از این مصال ایشتا ماریسی اصداشتا باشی بات اولن طاریخ اون چیز ربید ونیان بیدن از کجو بی کجو رسیده. بات رو بیتی اون جو مارو بات با هم سایوه بانی ده دهگه انسان های دیگه با که ای پرسی با کونیم. بات اولن طرفی با را بونشن اصیحم کبادی کفه می داشتا باشوی ده را بونشن اصیجیمی با را بونشن اصیر رب اگه می بات مازوری که از کارس آ دینس که با کم براه اتیم اصلا بوصوخ بیدیم که اعلن چرا مصال امارد می ایران. نساب هم چی پایدیم اصلا برزی اشون مصال ام پلن با کون اشود آره. نقشی یه شبا که ایران ایران ایشون آره این ها که ایرسان آره های که بات تامود یه خاصن که یه جو حملی ایس سیاسی کارن امانکه از اگر کش برمو. نقشی نه بان از امار که ایدی پورنگه. نمو قبلام جای دیگه گفتا او دمیانا نستادم پیدرام پیدرام خلی دا وگه بینن دیگه ایران تناشون لوی بسی ناوود تو همی زامونی دا وگه دیمو مبادد دیمو وگن دیگه دیدم های هر چامور که می گفتا مگه دن مه هواسم هست نگه رو ناوش مه هواسم هست که مصدت هست که مصدت هست که مصدت هم باشه اصه هم که شمو ده المعرز یعنی بسو تا املی داری میشنی این هرود گوش میدی هر چرد هم هواسم باشه ایت هست رش میزر روی زهمه آدم یعنی میکنیس مه نحوی خوادی اون که لموت که سفوضه میکنه هم اینو تاسه بوزر یعنش مه هر چرد هم آگه واشه روزون تاسه لر میزر روی و اتاقم هستم روجه من نخش امال لكادن الما سنو خوابی که تا بیجر امال گرای دیگه القاب لما که نشم سوات میکنه شون رفتی اماند اگر بیه موت گرای رو کفتیگ یعجر یعنی سوالات اونی موت که یعجر شو آفی سیم چیبوت که لما خود فری بی اره یعجر فری بدا دانیس که لما یعجر بعادش که لند رو سوائدش که لند نا فاری بی دیگری نا او خود فاری بی او خود فاری بی حالا اون اگه بذر یه خود جلتر سال اشوار این او خاصم اگم که دا بگون اما این اون تا بگه کما که موالی جام کردان تو اون بوره بطا و جب این اما این همی چیزا کشون موضر ادمی بی دو که زو بات هوا بو ترچو دان هوا فلنو اینو اون اون اون اون اون اون اون اون اون اون اون اون اون اون اون اون اون اون اون اون اون اون اون اون امه همی چیزه کشومو درد میی دو کزو بات ہو بو ترچو دن ہو فلا نوینا خودشه که امالی بود که من این امالی بوستشت که منیسر اگه یا ایوی و داس وین که نفس امال این امه امه شفاز آزالی اون از سیوالی داروگه که ده امال هم که نظرمان که لی امیت رو و امه خوصم ای رو هم بگم که داروگه امالگه بابس آلت مهمه بادیم شو مخام یک پرسشه پرسم که باخشه از گزارها ایک اتالان آوردان میونه میتونی ناقز کنی اینه مدخلی لجا ها تا مدن از باجه جامه از تفاده کرده ممانز رام یک مساق سریاتی بود بسترمی غیران سریی و بقال تو کاربی واسته یا ما نا دارل نکر دن نمیم باز تاکی دو واجهانیم رویه موشاه هیده بود میدنی چیز که دیدن تو سوشال تو کچه خیابون تو کناهده تو دوستاش نا تو یک کاری کاری کاری باد از هفتوک تو نمیدونم ایرانی دیگری درجای دیگری از دونیه این کاری کاری کاری دیا نا خوبتویت احد دارل یک سال ابه لدار بغیب جنگ امنم شکوفم سالن وانه مواجه از کشه ماجرائی کتو غزیت افا افتاک یعالامه گو فندمیرو مسالن نا هاد های مختلف اخداد آدمائی کتو اونا هی ساکم بودان رای را داروغ راند اختان این جو ها و اسوشیشان های مختلف و تو های من کاری کاری یه ما بلی رجام کاری و مستقیم ارسونی بخونه آده های که اونجادشن از ایسم کاری حلو اون ساید داروغ تاامولت با داروغ فیلستینیان رو بازن روهای تایتی کتابا بودی تجربه های را نا ها کاری دی اونا مزار ام کون خانند برای کتاب اخونه بند این ورش و سمد خیل جاز زوب تاری از شو بخیب اتو کتاب هم ایشه رای ایو این آداری باشن از شده بود مواجه ات با اونجام ای ایرانیان در نسپت با این پروجه چی بود بخمینا مفروزاتی که هنو ترهشن ایک اردام دورو سود یانا از سن چهرات مشارکات شو چه با از خورت های گرفتی بشتر از سمتی چشگورو ادام های چا مین ازاران این مو ها این یه کی از انوائم مو هم مکنش دیگه مانم توفر دا سوب میتونان بگم اغام از ایو فیلستین رو داروالی اونجادکت از مقام تو جی با وغن یه پولیمیدام اگر نه خم ارزش کزاری کنوالی مقنوالی این آئن آئی اچت قابل اتف سیر تریدر ایخور ده از حجوه اون ورد تسترن بشترن باشتر بایونیت بان قابلان دقلی رانکه بودان شبیه انتج رو بارو چی کاره مویت سیوانا تشن اگیم اصلا هیوانا تما بیشتر ماملان کورو بودان بیگه بوروی کتو خیابون مصلا مشکل پیدا مکیردان رو مومیادی و کمه کمه کمه گیر افتماز باریه کم اصلا بیدار مونش و خود کمه کمه کمه اگیم اتجر بی چون قابلان دوشتا میتم شایت رو اطار پنوصان برام جولو بایت اتفاقی افتادیم بودکه خوان کازشون تاواجد اشن افرد اقلا کازن پیدا مکیدان دو مولو چیز بودان اگه الو تیار مدن از اشن اینو مولو ایم بودان که زنگیشون و باران ایم او ری بودکه که تشو ده بود که تیم از مستنی دورس که دب دا اینو هاتا شیزا یه بینه پلچم دن امسا گوچه یه دن گوچه بیش میرسیت اینگر دون یار بیشتو ده ده دن یه همچه بازیت بودان برامین این ما بولیت کلی میتون اصفن جونه پیدن این جو از پتا یه نبرا یه نصفن شاورت چیز ده کارم اصفن اخان و داشه سیگون ایه همچه بازیت بود با این کودان مولو تجیگی میتون اصفن شاورت شاورت کم ایک بی که دم ایه از سالی که گم مگزا شاورتی دم که یه دا خلی رون هستن که یه دن تشیگم کنه مگن چکار که بی که دی اگه کشمه امیتون اصیم ابن ایو به فکر ام رستید که خب ما امیتون ام ناخشه باستی ایفا بکونام یه نه افرگی دو خلی رون هستن میخان که که نی میتونه این رو با ام بدا نمن بجو شون او برین کاران که او ابل شخصیش ته سبوری ام نا داشن که چراد میکد مشارکات بشه یه این ها که میگم تکتوه نوشان که اتبه ها مگفتش که چکاری ام از اتبه که نمسات دولار ام تجام نکونه یعنی پشفینی مونیم این بود این که تینیس که از ام بقد کونه بلی خوبی از اف بل گسادی شود از افرد از افرد از افرد از افرد از افرد از افرد بیشاش شود این او این او او تیفی بود این پید نمی خستن نتون جالیونه هوکوماتی باشن چون این چام اخبادشم خوده هوکوماته مگو تنتالو که بازیطالوشنه فروکته و دانه و بادشم یک چانتو نا هوده دیگم درستشوت که دا وگه دولاتی و دانه که این کسی که دا وگه چون این مستر مابودان کسی و دانه کسی و دانه کسن که نمی کسن که چون نمی دونه سنکه وگن چهیش رکه اجمیش شاپا که ایدنا بود نه که اخطفایم بود که کلش شافه مستهگه مستهگه مستهگه مستهگه یعنی توه تارف نسته پولی شمیداد مونته که هیدن و نشونه میدادم که اینه اعلن به دسته اینه سیدر یعنی کلی تجوهز زندیی بود زنده وانلای نه بوده نه بسته و این برشود که که یعن شافه فیتو این ها میدیدن که خوب پول دیران داده میدن که و مواسر یعنی اخصوصه مواسر بوده و موفید بوده و اینکه بلا خریه رنجی داره خسته میشه دگوله اخشغت تو مظه که سو باته شو ممیم بود که اینچه غضل آمیات داره مسلو که چا موشه لکالنا که یعنی مدجولوی داروگه این رنجر نتنسته میگن و ایت فنسته کویق بکشی ایکه ریل اپخان دی بل لبیقه کسی بیاری تالی کل اخصه ما به نظمینا معرز اشمنده این دادمیان ایر داروگ رنجون بوده میگتل شاد با کونی کار خویده رنجون تو اینجا بیوازت با یه سری آدمی کم از الی داروغی فلستیم در در داشتا موجودی بازت همائیت مالی اونها شودی پسویر یعشار ایک اردی آدمی کن این بریم خسان بشان نام بری جایبت که سوپرایس شیی انسانت هنا بوه مانا داری دیدی این که با پیش فرزد آزدمی که اردیم اشارکت کن خیلی تفاوته تامایوزی نادش مانا دستش سوروز از اینجا چایدن که بخی رجبه فلستیم این سواب اینکی آدم این تزار دشن که این برمتوی خوبم کسوی که الو آمیه حکومات این ها این اون تیف بیان مستانا نازی که شندما این از لن اتفاق نائفته این ایک این مخضم شخصن این تزار ایم شیز رو نادشن این مانا با اون گروه هم پسوی دشن که این وریان پسوی دشن این دایگه بستدیگه یه چه زمت کم هم فکشه نمی کردم که وصدن به خدا نشدددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددددد اگه سال بایدین که تو را همه ششار کاردی شاتی خر دو راش از این جای بسان و این راستش بخی پورساش امانه پورساش این نهی لیستی امانه چایا تو و پسیاری کساند یا درستا یه مسالی قزه کنش کاری کردن. و بیال امادم دیگیم داشیم که درمدی یه سری بوحران امسا ابار بوحران دیگی که تو دنی آپری دمدد درانی کاریم کنان مویتز استیا آمسالان و گروحه مختلف. امانی که یخور ده زهن کارکا اراد رام یخور ده ورام اهر در اغام مهم از ارگوزار یه مهل موس مهمه. این پورساش را دوتا پورساش ام کنان که حتفن که تو از رنجه کسانی کستی. حتفن که تو منجر به این شدکه کسانی رنجه کم تای رو تجروه با کنان. من با کنان که دیگیادم؟ با کنان که دیگیران تو و حرادم که یه سند کنان کار ده یا ده ملیونور کنان کار. و این اکتین که بیدونی رنجه اینگت گردن کلوفت و اینگت دوم این داره و اینگت و سیه که با اهتیات مخام بگیم که این بیپورسام که آیب بودو نبودش تفاوو تیجاتن کنان. این ایسان از سالت دو و مم اینکه ببیند بره این دو تخودم اش پاسوخی ندرام رسوخ این ایل تیار نتیوی ندرام اینجا بی ندرام و این ازیتم بی کنان رسوخ این دو تسالت دو و مشینکه آیا خودم اینجا مصار مزانم. من اینکه مصالند اعاماده یه موزو آتی که برام مهم این کنش هایدرام و بگمان اخودم یع سر هایم ازارام. درم خود فریبی نمی کنم میه میه میه میه میه میه میه میه میه میه میه میه میه میه میه میه میه میه میه میه میه میه می درم خود فریبی نمی کنم درم خود فریبی نمی کنم درم خود فریبی نمی کنم درم خود فریبی نمی کنم چالشادر ایسیش شالشاد و منها ولی دوسترم من که بفکیک بادرم با ترفکونه که مصوز زام بولم یه سفم زوهر یه باوروشه یونه پید فکیکی کنه این اصالی جنسیه و تاسشته زندگه اشتماه یه نهم نفسه بودن تا بره زوهر که درم پن که اگه خوصیت افک زاید اشتبشه باومای ایک تلسو بارمه و این شاوم سمشه. خیل خوب بیم اتعرم هشه سکیم خاصم اپورسیدان دا اونی کترم کارف سدیم از از تغبال از ایش اتور بوده اتعالان. باوما اولن افری از کین کترم از تلی بجه سولادم کترم. از این شاوم سدیگم کارفتن کارفتن کارفتن کونیم از این کی دون اپا دوستانا نظر دادا ولی اپرادی که اینتزار داستم از خوزینا گرفتن مانز. که باکش شام گزشام. اپخابری ااماری از فورو شو ایناداری کم خانم چه اتم از رفشد از چهت. اامارکه ال اینتشار بطتته الازود ایکه از از ایمار اپین کنم. ارخیلیم تازود. بات. ولی خواب از ایسسری اپراد اینتزار داستم که چنفیم کدام که ایموز بارشون موز و از زندگه روز مارشونه اتفن از سربال مقام بارنه ایکه. نفسند ایرانی. بایل خواب امشه چیزن ایدام. اولی باکش شام گزشام. از سبن که جنگ داریمون. تروموی پسز جنگ داریمون. مونکنک آدم تو بازدت خوینا باشو شهو شهو شهو شهو این ها. ولی کن نمونائی خارجشی که آدم نگم کنه. میبنکه خواب ایلی شابه که هیم آیتی. تروموی ایسری از که شفره. ترومدوم بل مقنم افرادی که اکتیس این اوز از سر. شابه که دار بغمون ساجم تارو کارومات تاریم. کنم اطورند مشکل کارجه امی دوریم. مونکنک آدم اطورند مشکل کارجه امی دوریم. مونکنک آدم اطورند مشکل کارجه امی دوریم.

Podcast Summary

Key Points:

  1. متن از یک گفتگوی فلسفی و سیاسی درباره مسائل فلسطین، اخلاق، آزادی و سیاست گذاری تهیه شده است که می‌گوید نمی‌توان بی‌اهمیت یا بی‌ملاحظه به مسائل انسانی و سیاسی نمود.
  2. نویسنده ادعا می‌کند که تفکر درباره ارزش‌ها و مبانی اخلاقی باید مستقل و بی‌سیم باشد و تأثیر نهادهای سیاسی یا نظام‌های حاکمیتی باید محدود شود.
  3. بحث اصلی حول اهمیت یافتن توازن بین ارزش‌های اخلاقی، سیاسی و تاریخی در مواجهه با مسائل مانند جنگ، فلسطین و مسئله آزادی است.
  4. نویسنده تأکید می‌کند که جویزیت و احساس "میانی" در چشم‌انداز انسانی باید به عنوان یک عوامل مهم در فهم سیاسی و فلسفی در نظر گرفته شود.
  5. یکی از مفاهیم اصلی در متن، تناقض بین ادعای آزادی و اینکه آزادی باید به صورت مستقل و فکری دریافت شود، است.
  6. متن نشان می‌دهد که تجربه‌های فردی و جمعی در میان مسائل مانند فلسطین و سیاست دارای تأثیرات عمقی و عاطفی هستند.
  7. این گفتگو به ویژه به نشان دادن تناقض بین دیدگاه‌های سیاسی، مذهبی و فلسفی در مورد مسائل بین‌المللی می‌پردازد.
  8. نویسنده تأکید می‌کند که باید به اهمیت فکر مستقل و نهادهای بی‌میانی در فهم مسائل بین‌المللی، اهمیت دهید.

Summary:

این گفتگوی فلسفی و سیاسی درباره مسئله فلسطین، آزادی، اخلاق و تأثیر سیستم‌های حاکمیتی بر فکر انسانی، به تحلیل عمیق می‌پردازد. نویسنده معتقد است که برای درک صحیح مسائل بین‌المللی، باید فکر مستقل، مبتنی بر ارزش‌های اخلاقی و تاریخی، داشته باشیم. او بر این نظر می‌کند که آزادی و از دست دادن آن، ماهیت فرهنگی و اخلاقی را تحت تأثیر قرار می‌دهد و باید به عنوان یک مفهوم عمقی و فردی در نظر گرفته شود.

متن به تناقض بین دیدگاه‌های سیاسی، مذهبی و فلسفی در مواجهه با مسائل مانند جنگ و فلسطین اشاره دارد و تأکید می‌کند که فکر منفرد و تجربه فردی، حیات جماعتی را درک می‌کند. همچنین، متن به اهمیت مواجهه مستقل با سیستم‌های سیاسی و انتقادی نسبت به دیدگاه‌های رسمی می‌پردازد و به آن نشان می‌دهد که فهمی از مسائل بین‌المللی، نیاز به مفهوم‌های فردی، عاطفی و اخلاقی دارد. این گفتگو به عنوان یک تحلیل فلسفی و سیاسی، نشان می‌دهد که فهم درست از مسائل مانند فلسطین، نیاز به توازن بین ارزش‌های اخلاقی، تاریخی و فرهنگی دارد.

FAQs

در تранسکریپشن، به تفاسیر فلسفی مرتبط با فلسطین و پورتک اشاره شده است، اما توضیح جامعی از تفاوت آنها در دسترس نیست. احتمالاً این مفاهیم نشان دهنده یک گفتگوی فلسفی در مورد ارزش‌ها و نظام‌های اخلاقی هستند که در میان افراد دیگر بررسی می‌شود.

در ترانسکریپشن، به این موضوع اشاره شده که بشر با حریقات قدرتی در برابر یکدیگر قرار می‌گیرد و این امر باعث تغییر در فکر و رفتار می‌شود. این مفهوم نشان‌دهنده یک تجربه تاریخی و اجتماعی است.

در متن، ارجاع به فلسطین و ایران به عنوان مثال‌های فرهنگی و سیاسی داده شده است تا ارزش‌ها و نظریه‌های اخلاقی در میان جوامع متفاوت بررسی شود.

وبینی که در متن بیان شده است، ارزش‌های انسانی مانند آزادی، عدالت و انسان‌گرایی، نقش مهمی در شکل‌گیری فکر و رفتار افراد دارد و می‌تواند به تغییر سیاسی و اجتماعی منجر شود.

بله، در متن به این موضوع ارجاع داده شده که گفتگویی بین افراد با ارزش‌های متفاوت می‌تواند باعث تولد مفاهیم جدید و تغییر در دیدگاه‌ها شود، که نشان‌دهنده یک فرایند یادگیری اجتماعی است.

در متن، یک نگرانی وجود دارد که به بی‌اخلاقی و دیپلوماسی بشر در مواجهه با یکدیگر اشاره می‌شود و می‌گوید که این موضوع می‌تواند به تخریب ارزش‌های انسانی منجر شود.

Chat with AI

Loading...

Pro features

Go deeper with this episode

Unlock creator-grade tools that turn any transcript into show notes and subtitle files.