Go back

قسمت سی و هشتم

66m 13s

قسمت سی و هشتم

این متن به شرح پرونده قتل دختری جوان به نام قزاله می‌پردازد. متهم اصلی، آرمان، پس از گذراندن دوره‌ای بازداشت، به قتل عمدی اعتراف می‌کند و جزئیاتی از درگیری فیزیکی، استفاده از میل‌بار، و پنهان‌کردن جسد را شرح می‌دهد. اگرچه وکیل مدافع به اختلال روانی متهم استناد می‌کند، اما کمیسیون پزشکی قانونی سلامت روانی او را تأیید می‌کند. شواهد فیزیکی مانند خون و تطابق DNA، ادعاهای او را تقویت می‌نماید. در جریان دادگاه، مواجهه احساسی پدر قزاله با آرمان رخ می‌دهد و نهایتاً حکم قصاص برای متهم صادر می‌شود. با این حال، پرونده به دلیل پیچیدگی‌های حقوقی و درخواست‌های تجدید نظر، همچنان در جریان است. این روایت، علاوه بر جزئیات جنایی، به بستر اجتماعی و احساسی ماجرا نیز اشاره دارد.

Transcription

4671 Words, 21650 Characters

Persian
سالام بخطر تاخیر پیشومد مور بباخشه. خیل مواتل تنی می کنامو من هم سر دستنی که خیلی واختمن تازرش پودی. اگه ایم پت کس بارتون جیزو به هم لود فکن مور بباری مور ارفی کونی دو ازاشون بخید که هتمن مور صبست کرای پا با کنم. خوب انجا میخام یه پت کس جزو برو بیتون مور ارفی کنم که اسمش داواج هستش. اول اث هش باد پگم که داواج یه اسم با هلو اجی به از اون اسمع که هچی میگردی ماینی باش پیدایم کنی. چل ماینی خاصی نادره. داواج فرقت اسم بات کس نس بر اکس ایسم میز بانشه. یعجل نگه از اخر با اول دیدانه. مسیرو استاش نگه کردان تا بفعام که کجا بایسدیو کجام خیبه. داواج میاد یکاره بما زبو امیر می کنه دو سنو تاریف می کنه امن نا اونجر که فرقت سرگامشه. و ستدستان یه پرسش کریه لاتیف میرسه. که جنسش کوچینگه که یه خودت و میبینی توی تسمیماته. تویه دلگه رفتگیه یه تویه جا ها که همش از اشن راچ شایدی. آخره اپیزودام یه مدیتی شندره. ولی از مدلتی کراری نس یه ست که تازست. آروم امیر و جورمی بارته تو دلخده دکنگه یه چراره کچی کسی رپوسد رو شامشه. و جاله بین که هر هفت بمختباش جامشا نو خیدی سادو سامیمی مابه هست تویه هوزی توسی فردی رابانو باره و شهی خالل اغانه باشتراک میزره. اگه دوم بنا پات که سیاسی کام رفیرته. هم یکام راه ناما. داواج شامنه. لینکش رو تیه توزی هته اپیزات بارته میزره. باشنه آدما یه تفغب احشد نکه. ماخسو سنگه با اینگیزی شخسی, نفرد یه هته لزت هم راه باشه. بس دو همه پت که ساما که ستر رو چبا کتلی مارف کتوی ایرانه تفغفته ده سوحبت کنه. ایمارم تو باشتر تاریخ یفا هنگیو اجتمای. اتمای خودتون می دونیت که موزوه ما هیتجرام آنصب احرد زیرسنه اجد احسد نستو به در بدونه هدفان پت که ستجا لیونه گوش نده. در ایدامه شامار باشندن قسمت سویشتوه پت که سنوار ازار که تو دیه هزار چار سد چار بده ستون میرسه داوات مقانا. ایر اسمت بیبدان برسی پرونده قزوله و آرمان. ساتت ته شامت دو شامب دبازده از فنده سالنه و دو دو. تو روزه که بشر آدمه ماشقل خرده لباسه نوو و خونته کنه خونه ها شنو. ان جامدده نقاره اغاب افتداش مقابل سالجات ایز بودان اغیب از مددوه و داشه کور به کالانته ریست سادلسه جاندی می رو. شکایت سابت مقانه با موزوه بوم شدن دخطر نوز ده سالش قزاله شکور. اوم اگه دخطر ساته سه بدازور از مالکار مداشه که از سالنه زیبائی بوده بیرون افتده و کفتد بوده کمنه دو اقتار پوسط. اما از هم ساته افوالیه دیگیچ اتلوی ازون بود جود نادار بو موبایل شام خاموشد. بره من احتمال انکه اوند دو زیده باشان خیلیز زیاده. بداسته شکایت پر بنده به اداره آگو هیمون تقل میشه. دو ده شکور تو تقرام گیکه تو پورسجو از مونشه ماتا فا همید مونشه بخطر شلغی ماتا پر غزاله بفته یه ساته دیگنوبات اشمیشه. با دازون انگر قزاله بای دیدنه که از دوستاش از ماتا پیرون رفده و فیلم دول بنائی مدار با سه ماتا بایم انه نشوندد. پولیسا تقرام بوز جویار از دوستو اترافیان قزاله شرومی کنند. ولی هنوز بندن اتیجه این نرسی ده بودان تنکه پدر قزاله به کارگا همیگه قزاله چن باختقاب توست بسر بسم ارمن داشته کمیخد ازونا باز جوی باشه. ارمنه ابدول آلی که افتف سالش بوده بسته از سفن به آگو هی از ارمیشه ولی هر جو نقشه تو کمشادن قزاله رمون کرنشه. امیگه ایده پارسار تو تورکیه با قزاله اشنو شده بو شمره هم گر گرفته. وازی باختو بام ده ارتبات بودانو ایو اخطایه بام بیرون مرافته. اخر مولار قاتیش مهرده یمه پیش بوده برینکه دوسیشن بترقامل دیگه تامون باشه. تو این مولار قاتیکه از دوسر قزاله هم بوده که شاهد باشه. با دازون دیگه قزاله رم ندی ده تو اینکه اخرین تامون سیشون روزه دباز ظا هم بوده. امگه که او او ارتبیه ام زینز دو برزن که ارتشو او او اتبیه زینز ده. او ارتبیه ارتبیه ارتبیه ارتبیه اگم امیخام بیت خونامون و مرفن ام باش خابار مده. با ده اش پیم دادم که ارسات ایچار رو بیتونی بیار اونگه فرش بیستیر امیتون ام ارتبیه. ام جا بوده او ام بیستیر ام بس. توی پایم دیگه اپورس دم در میا گفتورها. یه تاموس از دست رفتا مزاش درشتا. بر پایم در شارج ند رو بیش زنگ بزن. سواته چار هاشتی ربود. تو تاموس کف نازی که خونامونه. تبق آدت از ایفون دم در نگه کاردامون دم که سینز. پیکاردام تبقه مامل دیگه رو برزه. بر همی رفتا مطوطق بردرمه بخطر خوردان انتیستمین که نار اون خابامون. پا دازی که بیدار شدام بیش دو تا پایم دادامون اوصخی کردام. هتا بیش زنگم زدام که گشش خاموش بود. تانکه داختار خلاش فردش زنگ زد به مو سرغا کزالر که رفتو گف گومشد. پوص پرس می پورسه بل هر چی شوات اون رو سمدگر دیدین یانا که ارمانا مگنن. انجه اترافیان ارمانم شرمش. ترابند تحققى مدر ارمان کترنه کيامه که دنده پزش بوده درمونده روز دا هم میگه. بعد قرفتا خونه تا هبلی سواته دونیم پسره کچکم اارتون از مدرسه تحفل بگره. بعدش ارمانم از مدرسه اومدن نهار خود. بخطره آلرجی دارو خوردو تا پر مامل بدن نهار خابید. مرفع کم سواته چارسیو پنج دیگه یا بیاروب پنج از خونه مدام بیرون. الن دنگی ریادم نه. بخطره برگ اشتا ارمان بواردر سبزم نه سوار خیرده خورده بدا. مورتی کتابه جو منتجه ارمان بود که ملانگی تو یه گول دونه دیکوری شکسته شده که گف اخته از ملای بار فکس بونوانه اصلا سفاده که ده گول دونه دیکوری از مزته لیوزیان افتاد روزن نه شکسته. بدا زون دوبر ارمان بواز جوی می کنانو باش میگن تانا غزی زیادی بینه هارفای اونماد ارش در خودسس ساته بورده خورده خورده جو تشده بو از ارمان میخن تبیش در در مرده اون روز توزیه بدا. ارمان این دفم گه رو زابه فکارم سواتور یکم اشده با خفت بسا. نهزی که ساته چشاها قزله بمزنگ زدو چا مندر از کشده بدا مدام نه سمجابه بدا. بدا شخلن باش زنگ زدن که گف بکته دکتور شیست اغاب افتده بو مخد مرد بینه که بنگ افتن بساب کنه تو باش خبار بدا. باتش پایام دده مو گفتن بسا توی چارو رو بین تو رو بیتا مرده که نزن پورسیت مطمنم یانه که منجاب افتده مطمنم. یکم بدا ش باش پایام دده مکه در میاد یانه که اونجاب افتد تو روه. باتش از از از از دست رفتد اشدامه یا پایام که گفته بو چارج نده رو بیز زنگ بزنگ. زنگ زدامه اونجابه افتد تو گفتم اخونامونه. ونم از ایفان بیرون نگه که اردامه اونون نده دامه باتشا بغیه مجارها. امه تو ادامه تحقیقات توسیق زلو ارمون هرفه ایتها زیمی زنن که بری بوز پر سپر بند خیمه همیش. توسیق ارمان می گفته تو مولگت آخر اونه قزاله حزور داشده بو اهتملن اسم شخزات بوده احسار میشه بو میگه. قزاله ارمان سلن نبه اداز اشنعی توی انتل یابام دوس شده. ارم خیل خودش ااشر قزاله نشن میداد اما قزاله بدا زیستال فهمیت ارمان رفتوری مه قولی نده ربو. مخاز هر جه قزاله میره اول اچشک کنه. پر همیت قزاله چام بار ارتبطه شباش به هم زده بود ولی ارمان هردفه اسران کرتو دبار بام اشتیم کرده. ارمان چان رز قبل از گوم شده نقزاله مخاز هر جلشده دباره اونه ببینه. هته الکی بقزاله گفته بود که بوش تسوضه فکرده. ولی قزاله ازن دلش نم خاز اونه ببینه. امه چزگه کارا گاه رخل به باستشا دنه گره پر بنده امید وارمی کنه هر فای بیده که دوسط ارمان یانه فر بود میزنه. امه گه ارمان اون روز بیس زنگ زده بورسیده کجا استو برا پیشر. اونه مالم خوسصی داشته گفته نمتونه برا پیشر. ارمان چام بار دگم زنگ زده بوه گفته هتمن بایتور ببینه. اونه باز گفته نمیش. ارمانون تویم مدرسیده از اشپورسید بوده که چکار داشتی که ارمان برش تاریف که ارده بوده با میلی بار فیخس قزاله رزده بوه. اونه کشته بو بایت بادوطه که سپه لستیک اونه پوشونده و انداخته ستلاشکا. خفولیسا باین که بفه همان هارفایم پسر آس بوده یانه مین دور بلی مدار بسی اترا فخونه ارمان برسی می کننو. و شخص میشکه ابل انکازوله بخونه اونه رفته و و ومکه ارمان ساته شششششته ره و ایچمدون از خونه رفته بیرونه ساته شششششه لنوه ده ره با مونچمدون برگه شتخونه. اما بگفته باز پر سپر بنده بنا زندی میرس دین چمدون خیلی سنگین بوده باشه. خوب قارگه ای پر بنده بخونه ارمان میرانو اونجار برسی می کننو میتونان چنگتره خونه که باشه ده شده بوده روتی او ترقه ارمان رو ده سکره تختش پیدا کنه. به ده زبرسی این خونه ملومشکه این خون ملک از زاله بوده. هلا با بوجده همشن مداره که مه کمه و شخص بده که برگ از زاله قت انتو خونه ارمانینا یه تفاقه افدده بوده بوده و غد منده بوده که خود ارمانه اتراف کنه بوده. امون همشنان بوده بیگونه و سکوت که ارده بوده. تی با تحقی خالب داشتن همشن مدره که فیشار ری ارمان زیاد می کنه ولی ارمان همشنان سکوت که ارده بوده بوده اترافی نم که ارد. تی با ارمان تفهیم می کننه و نمی فرسن این فرادی تبالکه بجرمش اتراف کنه. تی با گفتی با کل پر بنده ارمان اغي شاملو این باز داشتن این فرادی هده هفدد شیش روز طولم کشه. ارمان نمدنم این هفدد شیش روز بعد اترافی ارمان بوده که هم گفتن بعد از این مددت از ارمان اتراف که ارده. این بطاری خی اترافی اب بلی ارمان بقز که بسوچاروم این فردر این ارمان قبل اشتن این فرادی نگه احتاجتن این بسوچاروم اتراف که ارده که بزمین هفدد شیش روز نمشه. مالم نز کده ایغاندر دوروز مگه. خلو هرچه. بعد از این مددت دوبار ارمان بر بوز ریمی برانو این بار این مگه. اون روز نزی که سواته چار که زل بمانتا مستکرف. مدراس که شده بدا مو نتن اسان جواب بدا. با خلو هم بیش زنگ زدا. بدا مید هم چیزا که قبل این گفته بدا رو توجا که قازاله رسده بدا دم در اخونه شون مستقاب تاریف مگه. به شکف دم ساب کنه تو امانم و سپنه بر. بعد که امانم رفتار بس که ارده مو قازاله امتو امتو امتو او تغمو نشاس روی ميزو بهم سوحبت مکه ارده. یکن بات بخلاش زنگ زده امانم تلفون اخونه مزنگ خور دور افتن جواب بدا. بعد اته مو سو قازاله شور کر در مرده دوسی من سوح باست کردن. ما حرفه او او از مکاردن ام چون نمی خاصم دوسی من دو برا شور بشه. و خاصم در اخونه امانم دانش که. قازاله بلی اسوح باته امان اصابانی شده بولته اته مصحورتی کند اختار بام هارفزت. نسوح باته او امانه هولدت ارب. ام اصابانی شده مو اونه هولدته. سرش خود بدا سکر ایت اخته مو اصحال رف. امان با ملای بار فکس پنشش بار بسائش زده. بعد اونه بورته امسام تهاله خونه بو گزش دمش توی که سزو بوله بو از ام باری چمه دونه بورده مگزش دمش توی چمه ده. از موری که توی چمه دونه بورته بنده زمش توسر حده رده وز ده ده ده رتول کشه. اخارم اندختمش توسات لزو بوله میکنی زی سمته میدون منه و فرداشا بره بره سی سات رفتا مونجا که دیدا مونجان نست. اخارم اندختمش توسات لزو بوله شروع مشه امه ایچ نتیجی پیدا نمش. اگر که قزاله از ده از فنده ساله ناواده دو دو توت مشاومی رتو حوا. یا او بمشاومی رتوزامی. ایستل هی جاپانی هست بس مجا هاتسو که این منی رومی ده بو مرز پتکس دمیم باش اشناشتا. اختی آدمتی جاپان بخص خوز شون یا برسر اتفاق یه هنا پدید میشن این استل آب ارشون بکار می بره. پیش ناادم کام اگی بمقلوی مستند اجاز زاب الا رداری تحت مم پتکس سمیم رو دوم بال کنیت. مام روی پولیس مگا فتر موت او اجو به تاریخ بوغور غرط یا نتاوز ده از فنده. تاریخ باز داشت اارمن ابتول آلی تو بیست از فند. حتقل هشوز از قومشو دن قازال میکز اشتبو تو امن موت ده چندین تون زبال امارک از دف از زبال امون تقل شده. کام الن کار پیدا کردنه جست دو قیر موم کن می کنه. فوغا اجی به مخودن به مارک از باز دیفت زبال رفت مون ام کن ندر جستد انسانیون جارفت باشو پیدا نشه. چا مغیت هفکی که زبال ای خوش کتا امه زبال اه رو یا قلتا که یه شاب یه فورت گه میارانو اگی جنوز ای باشا اصفان مالوم شده گه. مگین که تو زامان که جنوز بمه لباز دیفت برسه انگتول که شده باشه. که جست هبسته هیونه یا زامان از بین رفت باشبو فرد اصدخ ناش منده باشه. که مام روی باز دیفت فکر ده باشان این اصدخ نامه لهیونه. ولی اخد جوم جومی چی پاس. وغنی پیدا نشه دن ایجی بها. فداز ایت رف اارمن ابدول الی بقت لام دقازال شکور. بسوچار اصدن دسالن آبادتو موته بی باسته زی سهنی جوم. بمه لوغوی جوم که خوناش و موده بور دمش. تو باسته زی سهنی جور با اارمن نه بی بور دقازال بخوناش و حول ده دنش. زر به زدن باملی بار فکس و حتو خدا ملی بار فکس که قایم اشکار دب ده تون سندلی پلستی که نار مرو اون اشون میده. به اد نه به قارد دن جسا دخل که سزوبه له کندن که از دیوریو. زدن و اکس بری از بین بور دن رد دخون ام نشون میده. اارمن با داز اون بری سالمت رابانی به پزش که قانونی ما ارفیم شبو. چا بب پزش که قانونی در مرده سالمت رابانیش این بوده. در ام از اختلال اوم دی رابان پزش که که با اصف فقضان کونٹرل اراده وقووه تمیز شبات. در حالها زر و در زمان بورو اجارم اه راز نمیش شبات. اولین جالسی توتگه ایم پارونده حدودن یه سال باد از گمشدن قزاله یعنی توچار ده ده ده سالن نوه دوست سبع گزارمش. توزی که جاباد زریف و زیر امرخارجی دولت روحانی در حالتالاش باری مزار کره بگر پنج بالو به یک بودو فازی فرحنگی زرف فشار مخالفائی روحانی اصول گرها بود. توین داد که اختیاری نامایند اید داد ستان میگه ارمان تو سال نوه دو دخطار بنا مقاز دولار بقات رسون ده و هم ایم مداری که موجود تو پارونده ایم از رو سابت می کون. ایم از رو سابت می کون. ایم بیشا باز پرسا پارونده بقات اتراف کر ده و بیکه از دولست اشام گفتا که مورتا که بقات شده. بازازون اختیاری رجب السلامت روحانی ارمان هرف مزنه بو. میگه ارمان چندیگ بار اصمت پزش کرقانونی مورد موینکر گرف ده بو. تو از مایش از سلامت روحانی ایم بزش کرقانونی که تاريخش ماله هیف ده فرور دینه ناما دو سبوده کفت شده. نامورد زاونه ارتقاب ایم از سلامت قامل روحانی بار خور دار بده. بار خور ما تا ااما لی ارتقاب ایخود آگاهی داشته و علوامی از اختلالة روحانی که با اصف فقدان اقون طورل اراده و آوووی تامیزو گردت مشاده ناشده. مجددا دن وزیت مشارن علاقت ار کمیسون هی پزش کرقانونی از سانه ترار مورد بار سکار روح گرف. که در نتیجه کمیسون روحان پزشکی در تاریخ بستو هفت آبان نامت سه علام نمود هیچ کونه دلی لبار وجود اختلال روحانی که مانه روحوی تامیزو تشخص نامورد باشد یافت نگردت. تو انجل از ارمان با اخت بجارگا میره هرفوشا اوازم کنه بو ال لتفوت اقازال رو اجله اون باری رفتا نو لیسخور دن از پل لها میدونه. ومیگه به دازم که قازال اوم دابود اخونه شنو بهم سوح بات کرده و اش کفت بدا که دیر شده بو باش اجنس بگر. اما بادش پشیمون شده بو گفت خودش سر میره. وقت از در میره بیرون پاش رو از زمین اخي سور میخوره بو باسره پلام یفت بو تو پائن میره. ارمان که ترسید بوده قازال اربورد داخل خونه اما دید اون که دوچار خون ریزی شده دیگن نفس نم که شو زربان هم ندره. اون هم دو تو که سزو با لمه که شهر رو سارو پای قازال ابو دور شم چاس بنع باری می پیچه. با ارمی را ام باریو یه چامدون اقرمه زمیار ابال ابو قازال ارمی زر تو چامدونه میره ترفائی میدون مینه. اون از چامدون در میار او مینه از تو ساس لزو با لو خدشن بچامدون برمگر داخل خونه. خونه که توی را اه پل لو تو خونه بودر پاک کرده و که فو کف شا و موابه لقازال هم که جامون ده بوده فردش توی که سزو با لی دیگن زرش تو انداخد توی ساتل دیگه. خب ست از سوال اینجا پیشمیا. یک انکه چیجری بردر ارمان که خونه بوده چیزیز این اتفاقار انا دیده. دو و مینکه اونجه که ارمان جنازار ری لکس از توی چامدون در وردو این داخد تو ساته که اچکنه دیده تیش. یا هیچ دور بین اونجنه بوده. خونه محل پر از شرکته هتمن یه دور بین اونجه بوده دیگه. و سه و مینکه که چیجری ماموری شرد ری یه هتن این زو بله گرده موگه خالکر دن سات نفام دن که اینجنازی یه آدمه. قوزیز ارمانی پرسه اگه قزال سورخور دبو چار موزه افتدن شبه اونجن سخوه ارنه دیده. ارمانه میگه اولازه غول شدامه اونه مدن سمچه کار کنه. مه اتبه دو سنگ افتد ام قزال از پله افتده. اما چون باورنه میکه اتقفت با میل بار فکزدن بسرش. اب ده سنگ اخور ام شاهی وکل مدفه اونه ام تیجاله سیتاد که میگه. سنگ مووه اکل مان زمانه هاده سزز دی ره اجده سال بوده بو. قال انگوزار مدن نواده ایک عبار افتد کامتر اجده سال شامل دونه سه. اینکه مووه اکل چار با اول جان سو سدو ده تمستن اگه رفته. هم اگه نشون ده هنده ادامه بلغه فکریه اونه. اگه میل بار فکز بسر مره مبار خور کر دباشه. وید از پوسط ساریو سورت مره مره میل باره مندباشه. اینکه لکی خونکه احتمال در با اصرد جابجه ایقازل روی میل ری اختباشه. سورت الفانه اومدن تو روزه هاده سر با اقازل بوده. توی این پرونده از ادار اگوزار نامم از سالا فردنه گرفته. هتب باسپورس بسازمان بازیاف رفته ولد جستده کشکنه کرده. تو این پرونده بهش اونوان تاكنون حياته مامته مفقود چوده مشخص نستو تو حاله از اب هامه. درنا حياب قوزدت داد سرجنه یه تهران قوزدت شو به چارغ دادگه کی فریه یه خوسنه تهران ارمان قاتل قازلت اشخسم دنه ارمان بقصص محکومشه. امه وکاله ارمان درخص فارجام خوهی مدنه او او ایک بادسته ایت تبسته دیبان آلیه کشبه اربي اجره احقام فرستدمشه. موته ارسفانه ازونجه که اموغه هنوز پرونده خلصار سدنه که ارده بوده از این دود که اتلاته زیادی در در در دستنست هجا مالمم نسکر آزی کی بوده یا جلس از الانی بوده یانه. اید امه این جلس بخطه نبا غسکه تو ایت ارمان بزیل سنقانونی بودان اون مغیه جنایت ممکول مشه بجلس ای دیگه. تو این موته ارمان تو ازوندان شرمی کنه به در سخوندن به سوراته موکاته بهیو میتونه تو رشده محنده سی پزش که اگول بشبه مدره که فوقه لیسان سشام میگره. پیدر شام کامیار ابدال آلی که اصد دانش که او موته خسص دنه بزش که بوده تمامه تلاش شمی کرده تو بیتونه بیگونه یه پسر شو صاب از کنه. اما هیش کس خیلی به فوجه ایک اتو زندگه خونو ده شاکور پیشومده بوده و تنها با چشون از اشون گرفته بوده تا و جی نمکرد ده اخباد یعنی هفت مه رساله نباد اچار یت داد گه دیگه تشکل میشه مه را اون سالو میشه با فیلمای مسر نهنگ امبار یا اصرایخ بندان تو سینامو و سریاله ای مسره کیمیاته ایت الوزیون و شهر زاد توی شاکه نا و شخونه گی بیاد بیاری با خیل یا مون من تزر بوده بینی باد از قابل بر جامقا رد چه تقلاته توازیت اختصادی مشکل پیره امشات هیش کده مازن جایر یانا بای خونامده داخدار قازوله و خونامده نگرن آرمان مهم نو ده بشوه اون سالر فرد بطش بشو از تار بش بیاد بیاره تو این داد که چون مشاور اتفال یا یه هم چین چیز هزور نداشته و کل آرمان که امورا غیشام لوبوده اتراز مخونه و جلسه میفت باید دومه دیگه قازی علام می کنه که آرمان مو غیقات هفروس کامت از ایجدست سال داشته و هم این بایش شوده که دادگه پر بنده نیازمنده تحققاته بشتر بیدونه شونزه از ارسانه و دوچه دوور جلسه دادگه تشکیل میشه اینجده که خبر اینگرات هسابی وارلال شوده بوده و خبر نگره زیادی بر پوش اشتدن این موجر به دادگه رفته بوده اون روز پولص بشکر بارغی دا هل آرم کردنه جامیات مولته بی بودن کروه پل لهای جولی دادگه که که ایفری داد می زدن مردم که از موجر خواوانه داشتا روشنه که اجمه کردنه میرقتن سامته پل لهای دادگه از همدگه دوستر می پورسیده یا مرد هی کلی با کچشال بار خاکه ستاری که از خونه و ده قازاله بود دو تداشتوش بولان می کنه بجامیات توی پیادره میگه قاطل نددی بیم بیونی بیونی بیوند جامیات مدر قازاله می دو یقی پدر آرمان میگیره میگه چیش ریتون از سکاتل تربيت کنی تو اصدد دانش کهی تو میری میشن روبرش از سجابون هرف می زنو مقادد یا قاطل تحبیل ددی پدر آرمان شو که شو دا هی چین نمیگه مردم اونو بجولو هول می دنو اونم چشتو چشل مدر قازاله بجولو رود دمش فامیرا نددی که قازاله آرمان پشت سر ها هم دیگه رو تحتیت می کنه تو خلق قازاله که ایک سوش تو دستره هیک هر می کنو داد می زنه نیم وجب یه الف قاطل رو زد آدم کشته پدر قازاله ما آرم پانه پل ها ویساده و جامیت تو بو اتنگاه می کنه زبوم جلس این دادگا تا هلی بر گزار میشه که جستا قازاله هنو زمهیدان اشاده و آرمان تو دادگا هر قابلیش هرفه از دنه قززد تو شرد جلس ارمان بجه گا می رو از از از از از از از از مخات از خونو دیگا قازاله او سخای کنه و در قازاله تو جه گا ویجن اشه سا ناه دشوکوی با چشمه روشان اصور خیش ایک ست دوخ تا شتو دستش کرفتو ف در قازاله ارم اصاقیت اشک می رزه چشمه ارمان بر مگا دب چشمه ایم ادر قازاله مگه بو اخشه نوهید بطامه مب بوکزن افرته موندتوه گالوش مگه باید بیمیری با دازون دستان اختیاری مگر روزا هاده سه سز داختا پایامو ایتامت سته الفانی بینمو تامه مختوله تو ساته قابل از دیدار اشون رات طب ادر شده قازاله و خونه ارمان می رو ارمان بدا سمو شجره و نبسانت تخت خول میده سارق ازاله بگوشه ایتاخ بارخورد می کنه بو با دازون ارمان ممیل بار فیخش چامه با سارق ازاله می کبه بو اختی موت مائم شق ازاله نفس نم کشه نوه لای پونز ده لیکی سزوبه لمی پیچه بو و ناز دیکتا نسات لزوبه لیکن اشون میند از ارخون ری میل بار فیخسو لبیک اچشاد اشون مید از زار با های بسارق ازاله ساب از کارده مارک از اتش کسه حوویت پلیس ارگهی تیپ رک گوزار شکارش نسا درم دل لیکی های موجود ری اچم ادون اقالی چه از موت تهام پدار مو در اش و هم چنی این پدار مو در اقازاله نم نخون گرفتن کامور دبار ازی دین ایتائی پین کارب اگره تانتی جه اخون موجود ری اقالی چه با جنو تائپن نمون ایخون گرفتن شده از پدار مدر ماخطول مشابه و هم چنی این نمون اخون ری شل و رموت تهام هم هم با جنو تائپن نمون ایگر افتن شده از موت تهام مشابه بوده قیر این آ موت تهام تو سهنی جورم حزر شده بو هاده سر با سزی کرد از دخل از سندلی که سیر را هتیه تو اطار اشکه محلق اتر بوده ملئ بار فکس فلزیه پیداشن موت ام دام دن کش به ملئ بار فکسو له شده گی سرش از هار کرده برسل اصوابت زر به بنشک در مده هم چنین موکت اکف اطار تبسته موت تهام بر گر دن دشوه که تو بفت پوش درش لکه های سیاه دی دشوه به گفته موت تهام این نقات اغشته به خون بودنو بره از بن بوردن این اصار از بقسه مشکه از سفا ده کرده اون ادام میده تو را ونده پرسی این پر ونده اصفار بوده تا ایک از دسته موت تهقشه اون بمام را گفته ارمان روزه سیز دهام تو مدرسه برمد در گریب آزاله تاریف کرده کف بامیل بار فکس بسرش زده وارتو سفه زوالان داخده امه نگف کده مسته هات کف کسه زوالان به دو قسمته بال اتانه باین تناش کشیده ارمان گفته بوده گرشه قزاله با هشه و اون آورد بوده مدرسه که باد از مدرسه گشروبند از دور ولی نگف که جابه گشروبند ام نشون نادته با ده سوخبت هی نمین دید دادسته قز یابتول لهی از پونه و ده مختور مي خد به جایگاه برا نو شکایت اش نمت رح کنه ناهید مدر قزاله تون تون سوخبت می کنه بو پوشت از تره هم بونه گه هاش آرمان ختا قرار میده تقص بوشه گوم کرده میگه قزاله آرمان بام دوس بوده قزاله قرار بوده چار شام با آرمان ببی نبو به با هونائی مختلف قرار اشنه اغاب مینده اون روز نوبتت دوكتور داشتو بسر آرمان بخوناش را قزاله نمی خاص لابتاش با آرمان ادامه بده امونی نمی فه مید این آدم تبقه ناخشه قابلی قزاله با خوناش دعاب اتکار داون نا کش اغای غزمن تغزر قساسه نفست را پدر خزاله پوش تمیزد داد که اشک می رزبه از تانه داختار شمجه اون هم سرش تغزر قساسه آرمان و می کنانه میگن تفوزل دیاره همیدن تا زوطر قطل پا چشن موجازات کش امید برام که هر چیز زوطر این گانه تفوزل دیئه از بین برا و که لخونه بده شکور یعنی مهمت رزاز همانی الویجه بعد از این سوح با تا بچ جایگو همی رو میگه ارمان قازاله تتور که با هم اشنى شدب دانه رابت اشون بتاموصوی تلافانیو دیداره پوشت سر هم توی تهران رسزبه امه بده زیمدتی قازاله هر فتامون که اردان رابته و سفر خارج از کشفر کشم کشه که با با اخور ده مرفی ارمان موجه مشبه و تاسمیم بقث لقازاله مگره از این سوح با تا قازاله هی از ارمان که هلو نوز ده ساله شدب ده میخا تابه جایگو برا با از خادش دفا که ارمان نبه هم ريخ تاس ناموص تارب هیش ایک سول امالی در بر بر هارفای که میش نبه ندر سدش ارمه اه ساس ده هدی که قازاله از اش مقاد بولانت هر سوح با تکن سورت ایش سفید شدبو که لموتش اجاوی دجاوی ده میگه قازی از اش می پورسی که تویقات لقازاله مباشرات داشته که ارمانم میگه من این اتام اقابون لا درامون شون کنه به تیف کردنه دستن که تو داد که هی قابلی ام گفتب و میگه رابت ایمه چامور به هم خوردو دو بر شرمی کردی مخیلی تامایلی به ادامه رابت این ندشتن چون هم در سمزائی بشده بودو موری کون کورا بود همین که بود ایسراله پدر مدام رشده دن نم پزش کام رابون شده اولیم بر که جو دا شده شدیم چامور په گیری کردام امه بخید چامور نتفق افتا دیگتون بل موجرون اگرفتا امزم قازاله تو بود سبه ام پیقام دادو هلامه پورسیدو قارشد هم دگر ببینیم من از مدرسو اماده بودام خونه بو بخطر هست سسیات انتی استام این خورده بودا تراس که شده بودام داش خواب امی بورت که تمسه نام و افرق ازولار ریگوشیم دیدام باش که زیگ زدام کف مخام ببین امه امغه مدر پدرم خونه نم بودانو از رفتو همده قازاله بخونام نم خبار نداشتا چونه ختق ایر مزیبود که برموشه خاز کرده بودانو اگیز اشراد میشو دام جوش ممی گرفتن اتام بیام می کرد اارتین بردام تو اطاق بوده داش ایک سبق سب زیمی کرد کف مخام بری ادام ایت احسیل از رم برم مرم سوے دو باش پیش نهات دامون گفتن که تو تامت سای بایدی اتالات کامل تار بیش مدد بادش قازالار تو جو لیدر خونه بادر ایک اردام امه هم که دار بسام سده افتن ارش ری پلار شایدام پاش رزام مین خیس سور خورد بودو با سر ری پلار افتد بودو تو پائن رفتب منکت ارسی دبودام اون او اور دام تو امن دوچار خون رزی شایدی چا دید شاید بودو نفس نمی کشی دو زربان ام نداشت بادام دو بار ایه هم اون موجر ای گوزاش دن جانازتوی چامد اون او اور دن اش بسف لاشخل امی دون امی نو و پاکر دن اخون او از بین بور دن اه همی ای اصار اوم داری که از از از ال بجامون در او تاری فمکان برم اججی ببوغان که چیجوری اار تین بردر ارمن هش کدم از ان سهن حرن ادیده به نزار شما ام کن دارا به نزار شما ام کن دارا به نزار شما ام کن دارا به نزار شما ام کن دارا

Podcast Summary

Key Points:

  1. پرونده قتل دختری به نام قزاله و دستگیری متهم اصلی، آرمان.
  2. اعترافات آرمان به قتل عمدی و شرح جزئیات چگونگی وقوع جرم.
  3. بررسی سابقه روانی آرمان و تأیید سلامت روانی او توسط کمیسیون پزشکی.
  4. واکنش‌های احساسی در دادگاه، از جمله مواجهه پدر قزاله با آرمان.
  5. وجود شواهد فیزیکی مانند میل‌بار و خون، و تطابق DNA.
  6. حکم قصاص برای آرمان و پیچیدگی‌های حقوقی پرونده.

Summary:

این متن به شرح پرونده قتل دختری جوان به نام قزاله می‌پردازد. متهم اصلی، آرمان، پس از گذراندن دوره‌ای بازداشت، به قتل عمدی اعتراف می‌کند و جزئیاتی از درگیری فیزیکی، استفاده از میل‌بار، و پنهان‌کردن جسد را شرح می‌دهد. اگرچه وکیل مدافع به اختلال روانی متهم استناد می‌کند، اما کمیسیون پزشکی قانونی سلامت روانی او را تأیید می‌کند.

شواهد فیزیکی مانند خون و تطابق DNA، ادعاهای او را تقویت می‌نماید. در جریان دادگاه، مواجهه احساسی پدر قزاله با آرمان رخ می‌دهد و نهایتاً حکم قصاص برای متهم صادر می‌شود. با این حال، پرونده به دلیل پیچیدگی‌های حقوقی و درخواست‌های تجدید نظر، همچنان در جریان است.

این روایت، علاوه بر جزئیات جنایی، به بستر اجتماعی و احساسی ماجرا نیز اشاره دارد.

FAQs

داواج یک اسم خاص است که برای اشاره به یک فرد یا مفهوم به کار می‌رود. این نام منحصر به فرد است و به راحتی قابل شناسایی می‌باشد.

ارمان و قزاله با یکدیگر رابطه دوستی داشتند و قزاله علاقه‌مند به دیدار با ارمان بود. اما ارمان گاهی از ملاقات با او خودداری می‌کرد.

قزاله ناپدید شد و بعداً جسد او پیدا شد. تحقیقات نشان داد که او به قتل رسیده است.

ارمان به عنوان متهم اصلی در پرونده قتل قزاله شناخته شد. او بعداً به جرم قتل محکوم گردید.

دلایل قتل شامل اختلافات شخصی و احتمالاً احساسات کنترل‌نشده ارمان بوده است. جزئیات دقیق در طی تحقیقات روشن شد.

پلیس با جمع‌آوری مدارک و شواهد، از جمله فیلم‌های دوربین‌های مداربسته و اقرار ارمان، پرونده را بررسی کرد. تحقیقات چندین ماه به طول انجامید.

Chat with AI

Loading...

Pro features

Go deeper with this episode

Unlock creator-grade tools that turn any transcript into show notes and subtitle files.