Go back

قسمت بیست و پنجم. قتل در اکباتان

76m 52s

قسمت بیست و پنجم. قتل در اکباتان

این متن، که به صورت یک روایت شفاهی و تا حدودی نامنسجم ارائه شده است، چندین داستان درهم‌تنیده را شامل می‌شود. محور اصلی حول یک پرونده قتل سریالی می‌چرخد که در آن جسد تکه‌تکه‌شده‌ای در یک سطل زباله پیدا می‌شود. پلیس با بررسی دوربین‌های مداربسته و تحقیقات میدانی سعی در شناسایی قربانی و قاتل دارد. در موازی این داستان جنایی، روابط آشفته و خشونت‌بار در یک خانواده به تصویر کشیده می‌شود که در نهایت به درگیری مرگبار بین پدر و پسر (با با و پدرش) منجر می‌گردد. همچنین، داستان دیگری درباره فردی به نام ارزو مطرح است که به طور مرموزی ناپدید می‌شود و خانواده‌اش در جستجوی او هستند. متن پر از جزئیات خشن، احساسات شدید و توصیفاتی از انتقام و رنج است. روایت به صورت خطی پیش نمی‌رود و گاه به گذشته یا شخصیت‌های فرعی می‌پردازد که بر پیچیدگی و تاریکی کلی ماجرا می‌افزاید. در نهایت، حس ناامیدی و بی‌پاسخ ماندن بسیاری از معماها در فضای داستان غالب است.

Transcription

6645 Words, 30587 Characters

Persian
دوستی اززنم سالا خیل خوشالم که بیه اپیزادت جیتی تاخد ماتتونه اپیزادی که خیلیا منتازرش بوده اما یه خبار خوبه دیگه هم داره مون انه که مان یه پتکس جیتی دیگه تو لیت کردام که چیون اره دستانه یک جنائی که نویسن ده های مه رفنه و اشتن برچون بخونه یه چلکتها بسوته یه جنائی اسم اپتکس هست راتت پاو خوشالم شام اگه بدستانه یه جنائی الا قداری اینجم دوم باری مون کنی دا اپتکس جدید رو هم بباری الا قمان دا مه ارفی کنی لینکه شامتو یه رسمت اتوزی هایت هست دیگه خودتونه می دونید که مالیتو یه هامی باشو مه ارفی مو بباریه و سب سکرک کردن کنالی یوتی بمون هم چرد باریم و مهم و ارزش مند لینکه هامی باشو کنالی یوتی بمتو رسمت اتوزی هایت هست قبل از شروع اتوزی هستان باید بدنید کبه این نوشتن امتن این گسمت از جوستر که مه را به فردوستی تو مجل این نا داستان بون بانه نامو ایشه سپر دی خانا و دی خورا این دین نوشت بوت خیلی اصفا دکرده حوثیم کن مراله کامه رو خودتونه بخونی این چانید جا های کامو زیاد چد خوشان اداما یه تفر بحشات ناکه ماخسو سنگ با آدات تابتیل بشبو از سر خوش کزارونیا انترام بشه آدام کشه زنجری یه قتلی سریالی بشکلی از قتلا گفتمیشه که غتل سنفر یا بیشتارو توی بازی زمنی مشاخه سدود ایه محو توی مقان یا موقعیت این مشا به یان جامبت بازیت جانشان اصاب و غیس سر قتل با بیشه گیه این مشا به رقاتل زنجری میدونه اما بازی دیگه مصلا کارشان اصاب اف بیائی و غیب 5 قتل اللہ زمه و رو با با رن دا هیه سریالی میدونه در ادام شمار بشندن بستوپنجا میگرسمت از بس لاب و رزر که تو آبان حزار چارسا دو سیمون تشر میشه دابت مقانا اسمت بستوپنجون آتل ایک باتا دیستالا نبت چاہر و مارسم ایک رون فیل مجدید با با کی خورا مدین با اسمت سوب نمیدید این ایک رون فیل مجدید این ایک رون فیل مجدید ایک رون فیل مجدید ایک رون فیل مجدید ایک رون مباری یاشار تو مزي سینامست. باوکت هز از لندن بردیش رو فیلمشم انجى ساخته باد از موارفی موجر برنم ریسن میروو از همی که سوی کتو ساختا نفیلمش بشکامه کردن تشکار مکانا. مخسوزن از پیدار مدش که تهز سالون اشعسن. باین تشکار پیدار مدار باکه از جارف مولان نشان و خوزارتوه سالون اونار هن تشفیخ مکانا. باوک مغتا مغتا مجال افایانا مجال از جزبید از پیدار مدارم تشکار کون امکه نمی دونم. بایله اگه اگه لوت بایم اگه مخنی تشفیر انکه یا اکسی یاده گاریم ادغل باک مشوماد اشترا شهر. هیدار باک کتشال بار مشکی پوشده و که رو تقیر مزد اده بولان دیدار و کیفی خیلی جیدی. بایجدیت پجامیت خیلی مشابو بات رامی افت سمتز سن. موجوده یه مکروفون مگه بایک چه باید نازی. حزارا مرم بای ناز اه ساستی مشا. مادر باک مولت داد مش نسری جا شتون کسی از اشتای از اشتای از اشتای از دایوات نا که ارد بار بایلا. که بایک مگه. مامان. نمیا. انا از جاش بایلان مشابو. لنگ لنگون میر سمتز سن. بایک کمه کش مگونه بار بایلا و همونج بوسیش مکان. موجوده یه بار مختبه تاریف مگونه که بایک بایک بایک بخد هر خونه بادش از لندن باریشت ایرانو. جامیت باریی بسر بایتف داس ميزانانو مونت هدرش دار باریف فیر مفسر سوح بات کانه. بایدر دستش می باری سمتم مکروفون که بین را بایک مکروفون از موجود مگی را بایک ام اشوفتو هود مگه. مکروفون جولار افتبوت تو هوامی مونه. بایک باریم دیارت سمتش مگه خودت و مارفیم کنیتگه و مخند. مردوما مخند. بایدر بایکا بایشت سر هم لابخند مزن. بایدر مکروفون امیگ را با ساتت اشفقه حزار مگه. بینام اخودا بند امزگار. بینام شو هدای قول بون چفنه چنگه هستالی حق الیه باته. مادر که اصبادر خیلی قوت ها اختاره موائز رشالی شرمارت اپ مکنه با با هرفه شو هرش با اخس مکنه. دور بی روست راته با بایک زوم مکنه که لابخند اتام اصخور آمیز مزن با سرشته کون مده. اگر اتو دلش مگه شروشت باز. پدارش ادام مده. دورود بون شرافت ام شهدان بخون خوفتی که ام ملکتو. آزاد کردن و ملت ایران را بیدار و بینا کرن. سایب با با که ری پر دوفت در نشون دکه مو از دا بو دار پوز سلا با شا مکنه. پدارش بل کون نستو مگه. من سر هنگی پیاده پیاده ستاد خور رم دن استم. به مددت سیسال خود مد کردن و هیف ده سال از ان سیسال دور از خانو آدم مده. یعنی شبان روزی. تمام زهامات این خانو آدم رو دوش این خانو مازیزم. که و تن دوفو ممنه. در با با که پجای دور خیر اشاده. با تشفیقه حوز دار با خود اش میاده لبخاند خجالت زاده مزن. فدار با هیجان بشتر ای آدم مده. من بمددت شستن نو ما در مناطر مالیاتی. لاش کر بساش دکور دستان و لاش کر له اشتاد یک با اخترام مده. به برش دگه من دور از سمتر نبسو بات کونم. سجر رو هی کردن. دو گسمت اب بدا نمو یه بخطر فرزن دن. زهما تند اخطن با با. با با اک مال مه سابی کال آفشاده. مال مه فدارش موا فرشاده تابت جای جامیات رو با که شنسان تخود اشوه اون خیلی با انفازار را هات نس. فدار ای دام مده. دو مر تبشی میا یشو دم. پت شار مر تبت هر کش خود دم. دو تبی ماریه سابون لاج دارم. تخوش آلم که در مغابل ملنات انجان بازی فکر دم. و جو زجام بازم دستم. شون اشکم بتنم بود بخطر اشکم دفتم. و انجان بازی فکر دم. نبخطر مدیات این دونیا. در پایان سوحبتم خاصم فقط بجابانها. از جابانا خواه اشکونم. بهیش اوموان. مملکت شون ترک نکونن چون در گحباری این مملکت بیگانه. هر گز نمیتا بانیت. و آسودگی بخالت. اون گحباری این مملکت مونکشه. باز شکم گروسن خواب راحت داری. این پایان سوخانه اونه. جامیت که حسابی تهدت هستی رہار فای اونگرار گرفت. در سمی زنانه با با که مادر شام اونور هم راهی مي کانه. با با ک مادر شام ای بوسوو. موره بوسیدانه پیداری سرشون بهام گیر مي کانه. اینگر که کار کاری بانجام داده خیلی تش مهارات نتر. پیدار مادر و تشفر خوزار و سرجا شون بر مي گردانه. با با که رو به خوزار تازیم مي کانه و چرغای رو سحنه خاموش میشه. فشیش سالبات نمویش او رایی پوشت سحن شروب اشهن. با دازور به سوشش اور دی بهش تصاله حزار شهر سات بماموره پولیس اشهرکه ایک بطان خبار مدن. که تی که هی جنازی موسل شوده یمر تو ساتل اشقل خیابون نفیسی پیداشت. ماموره شرداری ایچامه دون پیده کارده بوده که توش پورود. با خیزی پیش رو باز مي کانه و احشت زاده تی که هی اصار شونه. توش اکفدس تو تو بوزو تو تو موچپای آدمو دیده بو خبار بپولیس داده. با داز مشاخش شدن هم چینجنویاتی یه تی مازماموره ادار ده فلیس آگه تهران با باز پرس محمد جابد شفی اصروبه پنج دتساره امرجنو یه تهرانو. تیمت اشخص حوویات بری برسی مونزو میرا محل حدس. برسیوی اولی نشو مینت که جساد ماله یه مرد که چن سواتی از مارج اش میکزر. بوز بورس بیجر قات شرومی کنن بچک کردنه فیلمای دوربینای مدار بسی ایه محل انداخدن این چامه دو. تیکها یه جسادن بر ته ایر بپزش که قاننی میفرس. که رگا ها تو شرومی نن سرغی که از نگه هنوی ساختمونی که نازی که محل پیداشدن جاناز بوده بو از اش سوال جواب می کنن. مگر بون میگه هتس مالن که سوچا مدنه از بیرون از ساختمونی فازه سا آوردن انداخدن تو این ساتل زوباله. چا ساختمونه سیستم شوطین گه زوباله درانه کارگر ایش اردار یا تو محل شوطین ماملن زوباله ار چک مقنن که یدف چیز دوز دیدن اشوطه باشه. بره من اگه این جنوی ایه ها ساختمونه اتتفع افتاده باشه جساد بطه محل شوطین پیدان اشوطه. خماله ات تکارگا به این هتسیت خیلی تاوه جو اه نمی کننو میرن شواره مداره که دیگه که داشتا. بطه اوه جب این که اگوش ده جساد ساله مبودان از ار اگوش ده شبه رسی می شوه باده سشش سات مالو میشه جنازه مالبابه که خورا مدنه چه له اف ساله از که کار گر دونه مستانه اتسازه ام بوده. هم زامان بولیصاد اجتا تامامه فیلمای دور بنای مداره بستاره هم چک مکردان تانکه باده سپنش ساله بی بنایه ماشنه النا باده سفی جولی ساته تور موز می کنوه یه مرد موزن چا مدرون از ماشن بیرون می که شبه من دازه تو سات رازون جا میره. هم کارگه البه خوشه لی مدره پیده کار ده بوده نا شرم کار ده برسی اپلا که ماشنه بل خرمی نسن بس احب ماشنين که اکپر خورا مدن بوده. انا حالتونه سبوده اف ولن مازنونه شنوه پیده کنه. پر همی من ده مدر خونه این آدم که تو اکپا تان بوده تازش ساله جابا بکنه. در کاماله تا اتجوه که پیرامت هشدت ساله در برشون بوز می کنوه میگ اکپر خورا مدن صابه ماشنه. خوپا لیسا تاوغا نا دوشتن مازنون شن این آدم پیر بوده بشده که. مره از این مردو زنمو سنش رجبه پسر شمی پورسانه و نمجن خبر یعزاش نا دورانه نمدونه کجار افتن. این جابا بطابت از سی بر کارا گه ای پر بند اان کنند نا بوده بو از من جای که ساخت مون دوروی نمدار بس داشته شرم کار مچه کر دن فیلمه شبه هدز. ساعت بیستو سو سیو دو چهلو دو سانیه اسان سو تتابه رکه خونه خورا مدن خبوده و ای می سبو در بو از میشه. اینگر که سی از قاب دوک می اسان سو رزاده بود بل خودش امجان نا بود. بسوش اشته ری بات خونه خورا مدن برد اسان سو رمشه بو انگوش شروع دوک می تاوغنه گه مداره تا اسان سو روتا و تاوغا ای دیگه نر. هاش سنیه بل اک بر خورا مدین بای چامدونه سنگینو یک هیسه مشامای سیا میتو اسان سو. یکا بشانه و از داشتن اشه بو یکا کلای کاف امجز اشته ری سرش. هر دون افر مستک زدن کباره اموره که اوجه کارنه بوده ای امر آتی بوده. کارنه که کارو بود حلبه رکار مدن رائس رومه رجدی دیانی رائسی بر سامت ری شکر شدنه اجازه بوده وقسانه رجدی دو سادر کرده بوده. بونه رو بگی رو خیلیس حنرمن دا مون با بوجوده کم شدنه افیدیمی کورونه توساله حیزار چار سات بازم جنشونه از داش داده بوده. حنرمن دیمه سا الیه سالیمانی سیامه که اتلسی از دتلوه مهرا وران که بازی گر بوده. ایدین اولفاد که کار گردنه تاات بود فرزنه مستسومیان که گينده رادیو بود فرشت تار بود که کار گردنه سیناما بوده ایرانه دوردی که ناک کش بوده. یه فالد کسه ایودن که توساله حیزار چار سات بود شدن. حالاته او جین کشته کشته رتبیی کارگه بایت سرنخ یه کت رو هم باز میکرد. انا مئنن که اکبار دوار میلت اکفونه و بمشامای بوزور که دیگی بر میگرد. زنش بمشاما هنگاه نمی کونه و همی تو که تستش ردوک میتا وقاس خیر شده بگوشه اسانسا. مهر تستست زنشا میزنه کنارو دوک میتا وقی پارکنگ و میزنه. یه دیگو سیا هف سانیه بات اسانسا میرس با پارکنگ و انا با سایلشون فیاده میشانو مین سامت ماشنه این نبادشون. باده سمدن همشن سرنخی اکبار خرام دنو هم سرش ایران موسابی رو بون بانه مازننه پر بنده باز داش میکانه نمی بران آگهی. باز جو یه ویجه از اکبار خرام دن شرمشه. ایم ارکه سابغی نظامی داشتو بازنش از سبوده تاک همال خون سردی بسواله باس بورسه ویجه کت چاواب میده و بلخره مغماماته میزنه کنارو با کتل پسرش بابه اک اتراف میکانه. روزت لما بی سوچهار اردی بهش بابه ببک بر بر زش رفتب دن توی محاباته شهرکه اکپتا. بابه اک خلو اخب دبه اون زندگی مکر دبه مدنه زندگیش خوشایند پدرش نعوده. بر همین اون روز پدر بره پساش خاته نشون میکه شبه میگه با دازن خونه بر. هتو بابه ببک کفته بوده هزر ماشنش رو هم به فرشه بو ارسش از انت خونه بیده تو بره خوده شخونه دیگه اجر کنه دیگه کار باونه نداش دباشه. بلی بابه کلاب خنده زاده گفته من ایچ جای نمیرا. جا نازم از خونه اتبه بر بیرون. اک بر خالم دین میگه پسرش تاحتیت کرده که اگی ناری بیک اتده ملیون میدم که سر به نستت کنه. بابه کن درجای پدرش کفته من بابه کنه کسی نمیتونه کاری وقانه. اک بر مگه وقتی بر جاستن خونه بزنش کفته بابه کرفتنی نست. که نم کفته پسفات پو کشمش. اک بر قابل کرده. زوه رجومه بوده و نهار آبوشت مورکتشت. ما در بابه کزار آماده کرده بابه کریخده. باده شرفت اطار شهر شوه گفته کزه بابه کورسر خوابه رخده. اک بر قرام دنگه و مغتگه حوشيار بودمگه نخشار آماده کنه. بابه کن روز کلاست اشتو نهار شنه خورده شبام رف پیرون. باختی برگه شلام گف پیرون گازو خورده و میل ندر. بابه کارفته بوده تویو اطار شنیم بهوش میاد بیرونه باختی مخاص باشن رسنده لی آش باسخونه میوفت رویزامی. چارده سوپا میلتار فاش باش باشخونه و کنار یا خچال بوده. که پدرش پاش بابا بنده پوتین میبنده و باده می کمار بندین داخد دوره گردن بابه کو. با که شدن قف کردنه توک ماه کمار با سای کارده که پسرش رو خفقانه. همزمان با چاقوام سته زر به زده به سینش. اک بر خوارام دنگه همسر شم شهده قست بوده و باده زنگه بابه کتام مومی کنه. با همزرش جنازر می برن تو همه با چاقو ساتو شروب اتیکه تیکه کردنه جنازر به چا شمی کنه. چا نمیتونه سنجنازر به و سنگیونه از خونه بابرن بیرون دیگه. تیکه های جساده تو هشت که سزوباله بس سبنده کرد. ششت بسر گزاشت تو ستا چامه دنو دو تو سدیگه هم گزاشت تو همه که سزوباله هم. امیگه اتیکه اتیکه کردنه بس سبنده جنازر به سرش هف سا تلکه شده. خیلی وحشتنه که ها فکن هف سا تکه داری به جنویاتت ادام میدیو یه زرام حالت بات نمیشه. با داز اون بازنش بسر گزاشتن تو اصنسون رفتن پارکه. ستا چامه دن رو مزن تو سندو اغابو دو تو بس دیگه روها مزنن سندلی اغاب ماشه. همون ا با لیکه از بس سهار میننزن تو ایکه ستلزوباله یه شهرک. با دمینن سمت اار یه شهرو ساو دا تو بس سو ای دیگه را میننزن تو ستلزوباله بو اخرسا و اختبار مگردن شهرکه اکپاٹر. اخرم بسر که تو چامه دون بوده میننزن تو ایکه ستلی فاززه یه شهرکو بر مگردن خونه. پولیسا باد از اترافای تکوند هنده ایک بر خارم دین باز جریز مدر هفتدی ایک سالی با با کر شرو مکانه. اونم میگر با با که زیاتش مکارده و یه روز راحت از دستش نداشته. تو ساش که هم اخانه مدانه دا بات مکارده خونه و مدرشه مجبور مکارده که از اشون پازی رای کانه. هتبهش کفرن بي از زواش کانه از خونه بروه ام اقابوه لی مکارده. یه بر هم تسمنگ رفتا بهش فور سات بدا انت دستستست کارش بارده امه با با که مجرم سقاب را افتار مکارده و هاروز نار آزار مداده. که دیگه با شو هش تسمنگ مگنن بر این راحت شو دنستست بسر شون اونه بوکوشه. مدر با با اک در بر ای روز اقات مگه قورزه خوا با و را انتو یقازه با با ک ریخده. و اختخ از اشو خورد به هر شو ده و لی مادرمه تو اتاق خودش که یه سده درگی ری با با که فدر شو مش نامه. از اتاق که میاد بیرون می بینه اونه بهم درگیر شو دنه شو ارش پاشه رو یه زر به زده به گردنه با با که پا دم چانته زر به زده به سینشو با با که افتا ده ری زمی. با اتا شو هرش کامک مگونه با دو تو ای جنازر می بران تو همون. مدر با با کمگه در همون باز بوده میدید شو هرش جنازی با چشو تکیتی که میکرد. با داز مشاخ از شو دنه هوویت جنازه بو اترافه پدر مدر با اتلا پسرشون خوا بر مسل پوم تو رسانه ها پاخش میشه بو هم از خوا بر کاشتشو دنه کار گردنه فیلم سازه جایوون. با که خوا رام دین با داز سا پدر مدر شو کامشه خیلیاز آدمه تغابل شندا نه اخبر جنیات از ام نی می دونه سنی آدم کی بودو چکار میکرد. یک اش خودمه با داز پاخشود این خبه تیداده فالوره ای سفه اینستگرامه فیسبو که منتاز بین آدم اون رک با لامی روه. فیلمائی که ساختا بودتو اییوٹیوگ اون راد با از دید میگی رکه تو موتت ازنده بودانه شش بخنا تو نسو بود هم چین موا افریاتی بدا سپیر. میزان خوشونته جنویات اقصاوه تو این پارونده اون راد زیاد بود که ام کان نداش هر جا میرافتی از ام فاجر ام سوح باته این نشه. پر ای آدمه قیر قابل هاز بود که گه پیدر ماده چیج ری تو نسو بودان بچاش نوبو کشانه. پر دن بخون سردی ساعت اتوی هاموم تیکتی کش کننو بدون انکت زر ری احساس اتار هام با کنان تیکیار بند نظام تو ساتل اشکار. پیدر با با که ما تو باز جو یا کاملن با خودش حق می دا دو یه زرام از کارکا که ارد بوده احساس اپا شیمونی نمی که ارد. اون بباز برس اپر بنده که محامد اشهر یا ری بود کفته بچاش امش اون مادر شنه ازیاد می که ارد. ماخسو سن با با که از حجد احساله که ازیاد اش پشتر امش اوم مگه بچاش بشت راوان که اون بورد وو ازیاد اشون بہتر شد بوده. پر با با کنم رفت جل از صاحي راوان که بیم. اون آدم اپرخاش که ارد بوده و هاته یه با رو مادر شتو خونه هامل که ارد با با سندل مخصم هدر شبه زانه که پدر سرد بوده و زنشانه جاتتتت بوده. مالر با با که ملوجه به دلی لقات لاشون میگه مالر با با که تکیده میزه رو هم نمشش پیگه کی کار مکت با با دعوش که از ازیش از ازیش از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از ا بایدی نا اکپر خورم دینگ بایک رابا بطبی بندو بار بخان مداشتا و بیتا بجو بغزور پدار مدارش خان مر بایتا اجمیور دو باش رابتا داشتا. این اتاها بایلی از سمت هم ساياها بو اترافیان بایک رات مشوفو هم اون ای آدم اعرو موم اتا با مه رابا میشناختا. هتا باقت از شاگر دو هم کاری بایک راجب رابا بیتش تاخیخ میشر هم این ادار رات مي کنانوم جن بایک خیل آدم با اخلاقی بوده. باز جری از آمیلی جنیت ادا مداشتا و پر منده باری باستا زی سهنی اجار مامادمی شده که خوارتها زی از جنیت دو باری مر دمور تویش شرک فرمی باره. ایک بار خرام دین چن سلقاب دو اختار داماد اشام مقاتل رسولد. تو تاخیغای که از مونه بوده اترافیان خرام دینامی کردن کارگا بیی موزی خید شکر دبوده. خواهر برد ایدیگی با بک مگفتن که خواهر بازور کتر شون چن سلقیش با دازی که شوهر شونون ناگه هنی تاکر دبوده رفت طور که و از من مقام نهش خواهر یز اشنادر. مواعد شهر یار بوز پر سپر بنده از سلا مگی رب و مبینه ایچ برود خروج بمشا خاصات دو اختار موتر موجود نادر. این چیزا زنگ ختار موجود قتل ایس سریالی رو تقوشا کارگاها بسداد ارمیار. مونه بخوده شون مگن کنین ادامای که پسرش نوبا که سابات کشدن همون بل رو هم سر دو اختار داماد اشون آور دباشا. ایل موترامت بوز جو یا ادام کردن فرامار داماد اشون که تقارق قاچار قدر تاستالفش رفت خارج رو دیگه خبار یعز اشناد رانو. ارزوام که ایتی اتشته سسالفش قوم شو دباشات خود اشناخاست دیگه و مو ارت سابات داش دباشات. این ارفه باری بوز جو خیل اجی پوددیگه مگیم میشه یه پیدار مادر ندن ان که توخطار شون کوجاز یا اگه بواغن گوم شو دیچن اصب پیگیری نا کردن. باری همی بیخیال نمی شنو بوز جو یه از داشنو ایدام ایدان تو این که شو از سشن بیدار با با تو اترفاش مگه. دمدش فارمش که ارزاد اشن بودار او سالت نبت کوشته و پادشن دوخطار شو ارز رو سالت نبت کوشته. جنازن دن افارها مصب با با ایک مو سلک اردن او اترفاش شهر اکی با اتن این داخد. اینکی چراین ایچ سات همون سالفی دن اشو ده بودن باری پولی سخیل اجی پوده. با دازن اترفاش جدی پر بندنگ او اول بردی افازت جدی چوده بود بسوننو اوردی بهشت پتاست ارد جنازن ایفار استادم اشو این او تو موتام اسامت اقازی مهم اجاو داشفی با از جو این ایم اشتا. اکپر خولام دین در رو ایت او اختار شو این مگه سال هشتا دا هاشت ارزی که موتا بلد اپنجا ایک بوده با اید دن نم پزاش که از زباش مکونه و زمنگ اخوبی ام داشتا. و چام اخباد اخطال افاش شروم شروم شروم شروو اسامت هلاق مگره. و ایم ادتان هزندگی مکرد تنکی با پسر اماش فرام ارز از زباش مکونه. فرام از راز مکارم بوده. بل خونه و ده خولام دین چش مخباد از زباش دو اختار شون به فرام ارس و کارقا چاق با با پیراد اش ادام قا چاق مکونه. ارز او هماش مگفتا اون آدم خوبی نیست او خونه کاریز زش دیش دی مکونه با ادم ای خلافی رومی و در خونه شون. هتو با مادر ارز ام رفتار ای با دی داشتا. بر همین او اصدت سال نووات انا با هم کاری ارز او تاسمی مگره فرام ارز او با کشا. انجری که شاب دابت اشون نکونه خونه شونه شامت زرش پولوه مورف داشتا. ارز او از قاب اشتا اقور سخاب با بر خرید بودو هم اشار اختب اتو قازه شو هرش. اختفرام ارز قازه شمی خاره بی هوش میشه. با پیدر خونه با ده خوا هر زاده شمی کاشه بو سن افرد جنازه شمی با لن تو همومو اونجه جساده مسلمی کانه. ایک بر خرام دیم گفته هنوست هبار او چاقوی که با اون فرامه زو مسلک ارد دار. همون شاما ام تکا شو مبالا اترا فشه رکه اقباطان من دازه. امغباب اقران نابود اینگل سان بوده. فرام ارز ای پر ایدام داشتا که اون ام بلن سامت مه رابا دجونو بیو ووهل مکانه. اک بر با خوا هر خونه باداشا مگه فرام اش تشابه مدازان شو گزشت خونه موه خودشا بر قاچاق رفتوش ناویه. پر از شاما اخدام وقت خبار از اش نمیشه مکن شا تومارت بل ایسارش اوماده و شا تقاچاق چیا کش دانش. این هارفا با اسمیش دیگه کسی پیگر سرنه و اشت فرام ارس ناشه و هم افیقون ان یار افتق خاره یا کش دشو ده. پر خودام اجی بکه چرا پولیسانات نستان ماشن افار مرز اپید اقانه یا جسد چرا ات موصل شو ده بود که کس نمیتون اپید اش کنو بیشون شا کنه. چام وقت با ارزو دارخست ستالا غیابی مده و تالا غشام میگر. از امبا ارزو با خونه و داخزنده گی مکنه. ابایل همه چیز خوب بوده, هیش مشکلی نبوده, اما چام کام می فاهمن که اون موتاد بگولو هره این شو ده. پدر می منه توخدارش تابه شو ده بیزن افاسته و مرده زیاد ده ارتبته و هتو وقتی پدر مدرش مه مونیات و مرده و خونه شو نامی افورده. اما بدر مدرش مگا افته هر با خسن بر گردین خبار بدین شو نام مه موندر. فساد ارزو باری پدرش قیل آبلت هر مول بوده و داشت آبه روشون رومی بورد. بر همی این پدر دیگه تاغت نیم یارو بوزنش نخشه قاتل اونام می کشن. حلی هف سالی میشت که فارمر زو کشت بودانو تسمیم میگن ارزو رو هم به فرستن بیش شو هرش. از انجیگه ارزو خیل کل لپاچه دوست اشته یه روش سو بچه سال نبا دو ها فرش کل لپاچه میگرانو بیدارش مقارن تا سو بونه بخار. کل لپاچه یه که توش پر از ارسل خواب و ربود که مادر اش رختبو توش. ارزو چند ایغباد از خاردان کل لپاچه بیهوش میشه. اکو ارخور ام دین ارزو رو هم بچه رومی کوشه بو جنوزش بازنش می برانتو یه همومو مسل فارامرز اونام مسلمی کانه. چن سات باد ام تکائی جست دو میگن زانتو چندت که سو آ خرش بمی بر میگن زانتو ساتل شهر که اک بطه. پت بهمیم یا میگن ارزو رفت تور که. خونودم زیاد پیگر مجر نمشه. وغن اجی بها شما هرش اگدام بخارد ارتباد نباشی سالیابار از اش خوابه میگر دگه. ترم پیش اخدام تساورم کنم اول احزی که پدر ارچاک از ادبه سینه بچاش پت که شون که شون اونو بورد سامت هموم یا با مادر تستفاشه گرفتا ربوردان اشتوه هموم چاکت میتون سهنه دردنه کباشه. اربتا مادر با بکنگن اون زامان با بک با خارش رابته خوبه نداشت بر هم این زیاد پیگیر نبود. اما باخد میگن خیلی وقت از خواهرش خباری نیست از خونودم اش بیده سوال خیل اجی بیمی پورسه. میگه بلوی سار ارزو آوردین اونمگن با بک روز کاشتن ارزو خونه نبوده بلینگر فیلم دورمینای مادر بسر اچه کارده بوده و یشه که کارده بوده. یانی تیده بوده که پتار مادرش چانته که سار با خودشون با اردن بیرون. اما با با بارش نمشده چه اتفاقی افتاده بود شات خودشون قانمی کرده که ارزو با رن تور که از. مادر با درشن ام فیم کردن توی خونه در بری ارزو هر فیل ندنان تو مجر فرا مشپشه. با بوده این چار مخابل از قتل با با که نی وقت اسسال از غتلا رزو بز اشتبود از ارد اختار دیگاشون کتوین مادت نتون از سبود با گمشدنی یهو یه خاہرش کنار بیاد رفتبود ادار ای پولیسو ایلام افخودی کارده بود. اون گفتبود که اسسال از خاہرش اشخابر ندار و اون گمشده. بلی پولیس نتون از سبود ردی از اش پیدا کن. و اولی این اگه پر و این این افخودی پیگیر شده بود چا دالن با با که خرام دن هنوز زنده بود. اگه بر خرام دین در هلکه مازکشا که اون زامان همه بر که رنامی زدن تدزی رچون اشتست داش بازه تار بگوش پرس تار با کتل داختش بخابر نگار مگه. بایس کنیمش از او از او از او از او از او از او از او از او از او از او از او از او از او از او از او از او از خونه و دبابا باک پیده شروشه دن کورونه جدی ترمیشه اک برمیگه یه برمار افتاب دن شمال که افشن بردر باک زنی زدو کف باک خونه کرد مرکه از فیسان اک برمیگه باک از باک چگی از یه از یه تشون می کرده بلیون با هربات باختی بوده بوزور گش کرده همیشه از مدرسه اخراج میشاده و یه روز آرمت دستش نداشتا امه باکار اتالاش میتونه انا بفرسان دنشکا خارج از کشفا درمیگه پساش فوغلی سنس میگره و یه فیل میا میساز که دو جش و رجای زمیگره فکن کرد همیشه دارت دوروست میشه که اوزت و زمانه کورونه با همیز با با که از ساده فیلم سازی تو دنشکا ها کارج بوده زمانه کورونه کلاساش انلای میشابه بشتر باختا افسخونه کلاسی مجوزی شو پیش می بارده اگه بر خالام دنگه با با کفتی سبار با هونه انکه و شاگر داشت ارسخون سبیده اونار میا بورد خونه با قدام دنش جو ای داختار اوننده میدونه سن ازن همی ایناد دنش جو اشان یانه با با داختار میرافتا تو او تاقو با با ک مدارش مجبور مکت باشون قزو دوروست کنه با ازاشون پازی رای کنه اونه فا همیده بودن که پساشون با داختار رابتی جنسیدار با رای همید مصلا دود افرقه تو قزو اوننده رابی و شیمی رزانا میکوشان از ها اونه از مید با با که اف رو دنگه همه از اگرم همه از اگرم، از اگرم از اگرم از اگرم از اگرم از اگرم از اگرم از اگرم از اگرم از اگرم از اگرم از اگرم از اگرم از این ایرون زمین در کمینی، هیچ کس موطولی دنزمند در تمنزیحان، هیدد اخشان موزززونید، تنگم مستقودیات مم خانن کتاقی. از دنمان یا جو کورونات کمیده ککونم سبادر کمخاله برید دقدقانه، کم خوافرات مو. خوافیلیت در در این این ساریگیت آلانکه اشتاریت سالمو کمان در اشنان. اکفر خالام دین بباس پر سپر بندم گه بسیت کردن و اختمور دا منه جلی قل اباب اکتف کنان تو هر کبار دیدان اونمیاد از رکا برا مندرات بشه. پر ارمان ار باب اکت کدوم اشون تو باز جویز قتل بچاشن ایبراز پشیمونی نمکان. پر ار باب اکت موغی بوردان اشپدت سارا اون ات خونسر ده کجلی دورگن خوارنگارا اگو اشتیت استش بنشونی پیروزیام بالامی بر. اون از کشتن بچاشنیچ از آب ویجدان این اداشتا. جنو ای ایکار دا خورام دین اری دیتا تا آوضری انگیزتا نز اقتلی این سین اقتر سی بوده ده سا دیتا اقتلوی دیتی اقتلوی اقتلی خورام دیتا ترم از هنسان خویه ای بانیلوش خورام دیتا ترم خورام دیتا این خورام دیتا ترم خورام دیتا ترم خورام دیت افشنو خورام دیتا ترم خورام دیتا ترم خورام دیتا ترم خورام دیتا ترم خورام دیتا ترم خورام دیتا ترم خورام دیتا ترم خارم درسن خلف اپسی ایدام شوطو جسد شو تیکتی كیکر یکی دیتا ترم دیتا ترم خورام دیتا ترم خورام دیتا ترم خورام دیتا ترم خورام دیتا ترم در ورقونز مدنش مگه این مادر ده سالجوزیت توتا قاتر تنسب ده مخفی کنو این یعنی قودرد تشخص داشتو می دونسته مشارکات توتا قاتر جورمین باده مکه اون تباخد که شهرش بقاتل اتراف نکرد بود سپود کرد بودو تو باز جویام بھیچ کاتل اتراف نکرد بود این یعنی که قودرد برنامی رزیام داشته دا تستان مگه ازونجای که اونس سبار اتراف اشو او او از کرده نشنمی ده خیلیام بگو شبو مدیلیات امسالام داشته النم که مطام ردیفا والفوت کرد در تالاش مکانه همی جورمار بنده زگردنه اونی کنیست در نهایت ایرانه مصابیسانی شو این دادگا حالد بچالو پنج ما هبس محکوم شه کچم بخباده بینچالو پنج ما هوچم اف مخاره ازونجای که ازونج دان مگزارون ده بیزونج دانیادگه خیلی از یاتش مکردنه بر همی نمج بورشا ده که اونفائل سوطی رو ازونج دان به فرص بیرون ایسر اتالات امامد بیرون که مگه ایرانه موسابیسانی باده زمار خسی که مگه رو ازونج دان بیرون میا توی از اشکه رابانی تو تهران بس سریه چون باده از آزادیش بچالش بخونه راش نددا اگر افشنه آزر هنوز نتونه سب دن کارکه مادرشون که ارده بوده فرمش کنه الوت باچه او اختی ایران زندان بوده بیسر مزدانه رسیلگیم که اردانه کفتنکه ایرام اردان مادرشون توی آسوش که هستش به خطرنه که مخان بهش رسیلگه بشتر بشه هوسینه اصاد بیگی رئیس صابقه ارجانس اشتمای کهش بارو را اونشانه سب بالی نی توی موسابه مگه چامتون نوسته توی اینجانا یه ات مردت برجو تسیر برنگی زو فاجه اولن که والدن برچای خودشنه کاشتنه دووامن که این والدن برچاوشنه برز بقات رسوندان موسلام که اردن چیزی که توی اینجانا یه ات فاجه بایگ مردت برجو باشه این که کتلا اتاوسته دو تاادمه موسن انجام شده پیدر که زمان بقات رسوندانه با چش هشتد ریق سالش بودبو ارتامالان مادر هم توسنه سالمندی این تزار علمینن که افرد سالمند موحطا ترمشانه هتا گتویمیان سالی افرد شری بودان شررتوی سالمندی کم مشاوه هتا سالمند سائم کنن گونه هه گزاشتشنه جو برانا با کنن اما حالمی بینم که یه مرد سالمن هسر خودش بفاجی ترنشک بقات رسونده با تبت چیز که اتراف کرده زر فت ده سالی که گزاشته توسا کتلا دیگرها مرتا که بشوده که انا هم بس تسنه سالمندی شوده پل از این ات فغائی سال به بوجود ميادش که همجن رفتر چجری موم کنه این اتمال بوجودتر که والدین امار هم با که خور ام دینو داختار دومادشون تو زامان ارتكابت جانا یه توچارت سابا هم هاز یان بودانا از دارتی از دیماری ایسای کتک رنج می بورده اگر چه رو ام پزشکات هایت کر رنکه هر دون افار زامان ارتكابت جانا یه سالمند اقلی داشته اما سالمند اقلی بمانه سالمند را وانی نیس نوکت ایدگه این اک بار خالفت اصبار امون مغلیو از مجنون اگاهیو جنون اانی بوجود نادر بیماری هی شدز رابانی یابت تدریج اتفار میفته یا این که هات تو تو مه ورد هات و سرد لحزی و روز نمی کانا رفتر که مطاما مورته که بشدن این جنی که عمادن بچاشن و بیهش کردن و بیشن چاگو زدن و موز لاشن کردن و بس سبن دیشن کردن بیتون از جو رفتر اتقانه شباشه ماشروت بینکا مطاما بد از ارتقابه جنا یا دوشان پشیمونی مشادن اما فیلمای مطاشر شده ساحن سوز یا یکا زایو خون سرد یا اجیب مطاما تو بس سوز یه ساحن آئی جو رب هاتف فرز یه رفتر اتقانه شروح هم زیر سوال مبار بو ارتقاب اخبق دیر این سانتن رفتر و تس رهم کانا اگر چا که مشه هم چین رفتر رای رب بمبتلا یا ناختل لاشخ سیت زدت اشتما یا نه سبتد که موم کن ده ارتقاب بقات اچساد غور بانیارها مصلا کنه نوکتای دیگه که مش موردت ها و جو خرار داد این که بانا بیت دا یه پدر خونه و ده چوزا بچه که بغیت رسیده که رفتر مصلاف امارد مخاتر بوده و ده قتر رفتر مطامات تویفارز مشکف که توین خونه و ده رفتر زدت اچتما یی بارز بوده که با ید البت از نظر جنیتی که نه و تربيت بچه ها وہ الگ بردریه بچه از رفتر پدر مدر اشنان برسی بشه اما از یه دید دیگه اده هی مطاما برتوجیه بقات رسوندن بچه هاشون نه باید مورد اتامات بشه برنکم ممولان مطامات هالاش مقانن خودشون رو بابار چه از بزدنو گنه کارجل و دادن مخطول تبراه کنه چیزی که زمینه قاتل از یه خونه و ده خور هم دنو فاره هم کرده هاته تسیرت اختلا لپس اصحادس یا پیتیستیا نبوده پیتیستی که میتونسته مطاسر از رز مندگه پدر تو ساله جنگ بوده بشه چون بوربانیه اختلا لپس اصحادسه هیش مخبب بقینه مین اصحیب بزنن برکه شخصندو چار ترسو از تراب کاب و سمیشن در وقب اشدر خودش نه مورد اصحیب قرم دادن و لمن دار مورد اختلا لپ اده اصحادسه میتونم یه مسال بزننه که تارف ببقیه هم اصحیب میرسوند یعنی انتورکه پدرکه از دستانه مونجام بزراوانی بوده و هر اخت که از تلوان موجی میشوده تحتیت میکردن که بچر مندازن توگونیو میباران میندازن شون توروت خونه یا سرشنو میبوره یعنی تحتیتا اون اتزیاد میشوده که مادر خونه و دماج برمش اصام سرش تلوخ بگی رتا جنه بچاش رو نجاز پیده الواته که بر از انکه انتوائم موجیبودن از بین میرافت ایم اندخوضمش اصدق گیریم کارده و از دست خوضش خیل این نار هت میشوده بلیم پیتیستی با از میشکه رابتی با چاها با پدار اشون بر همش از بین بره منظرام نکه هلو کولنم نمشه این پیتیستیار آم نادیده گرفتگه و نسان نمیگم که ممکن اقفر خور آم دینها موجیبوده بشه اگت دارمگه میشین رو هم دارنه زر گرفت محابده بلوری پلر هاده سنویسی ماتبوات ایران این توی مو ساحبه گفته این جانه یاد بدا سه افراده صورت گرفته که درون ایشون یه جرد جهنن بوده موتهاما با ششتد بخشدنه جانه یا تشنو توجه گنا کاربودن مقتولا اگت میخصن خودشن رو آرم کنن دهیسی یه موتهامی رو بشوبه یکه جانه یاد داد گا هور دب دن که از روسته یه یکه از استانه شامه لقاربوده این مار پنج نفار بقات رسون ده بود او ایشت جانه ایشان تو هر پنج موراد این جریبود که این آغای رو بخنش داوات مکارده به هم ساشت سورم داد که براه نبشو کنارت اخت پشنه باد ده مارده که بخنش داوات کارده بود توهمات میزاد که شما با خنم من زنا کارده دو هواید کشده باشه باده میه مارده رو باده رو اگیه بی هش مکارد که دیگه او دراته دفاز خودشن نداش ده باشانه باده شکن جیش شدید اونار می کشده که که شنکه باخت این مارده از نظر رابه نمو این شود نتیج این مو این هنشو میدت که اونار از تاوه همو خیالات رانج می بورده تا رو غی این غاطل باری توجه جانایاتی که مورتا که بمیشوت تس بس احن سازی میزاد مامولان اینجر غاطلها زن خیل خال لغب ارس احن سازی دارانات و زن شون کنار رو هاشرات بوزور کتر جل ببدا مجازت شدی ترین براشتر نظر میگرا این غاطلها بار خلف تسابور اوم مجامه زو هر خیل آرو می دارانو دو چار و سبس فکری خیل شدیت هستا اوناز باباره خرفتی او اخلا غی کل پورانه هم رانج می بره این غاطلها شدت موجازات رو در هتی در نظر میگرا که از نظر وجدانه قانه بشانو تخیل خودشون موجازاته ارسقه بگونه هی ادام مگونه قارو مفكر درش از ری زمین میدن اینجور آداما تخیل آی خرفتی شون اتغطر انکه بیت ریشه اگونه بدا سه اونه خشکون ده بشفو ببقات رسون دنه آداما ایک اگونه قار هستا این وزی فاشنو امالی مکانه و سه سید هنائی دیگه آلا نمنی موشابه جوله محس بقات رسیدن پسری بدا سه پدر با هم دستی ماده این پسر بکودوم گونه خشتشده چه گونه هب بوزور گونه باخشودنی مورتا کب شوده که موزتا هب که هم چنمو جازت فاجی بوده یه جا بونه ته سیلکا ده که هر گونه یا مورتا کب شوده بو که زنده مندنداش موته اصفانه قاتل آی خرفتی که بر اصفه اغید بواره خرفتی شون ته سبقات خمیزانه هشه بات که سینن شون میربالته ممکنه بخشونهت بیشتر آی موته بسر بشان بسر هم قاتلی که منتویده هی سیپیگیر پر بنداش بوده اونه یه مرد شست ساله بود الوت مشابه اینجنویات روتوی قصده قرن نوزد همه مشه پیده که هم مشابه اینجنویات هم مشابه این سعن سوزیوی خاللا در نحایات این پر بنده بو همه اپ هماش بس سمش بلی موم کنه چن سالدیگه اب ادتها زیست پر بنده بدا سموم برسه که مینگات اجیب بشه همین النشاو خیلیافه کم کننکه دوماد افواله خنو وده هم اده سیپید ارماده رکت رسد بشه ولی تو برسیه ای پر بنده ماله مشه که این آدم زنده هستش از ری بغی منده از بابه که خالام دین پنجه خورداد اون سار تیمه رسمه خوصیو بسر سده تاشی مشهوه تغیت ایه هنرماندان بهشت زهرو تبقه بلی مقباره خوشانگه گدارزی دفنش خونو وده بابه کتی کتامل هواشه جدید رو نداشتا بره همین مرسمت سکت خبار بر گزارمش ریسنگ اغاب رسفیدش منه بسان بایاده ارزو چونجنازه اون شهرش کچف اخ بیدان امشتا هم سایخه شهر که ایک بطان و هم که ری شهر دریم انتره پنجت تهران تو ماله کشه از ای بادن بابه یه نهال می کارنه اینجری یاده شو نگه همده یاده همگی شون گرامی چیزی کشنی دین رسمت بسوپن جمه پتکست نبال ازارت خیلی مهمه که بیدونید مطویم پتکستید تهلیلی از خوطمون بمجارها ندل یعنگ جنی ازار میتین برسو سمانو بای موجوده که رابل شامنو رو علامی کن رو اکتی دیگه انه که مفرد بای جنه یا برسی نم کن بلکه سای دریمی که بباری پت که سوی جنهی مطفابات بشمه که نار مجره یا جنهی اتفاقه گز لخزز زمانی مبازی با جنه اتوستو خیلی مهمه مطاسیل کزارن بودان برسی کن از اگه هم چن موزوی بای شومه یاده ساتنم جاز زابه رو تکن مار با باریه همه ارفی کن شامی تن از تیقت همه اپری پت که یا سفه انسته گرام یا کنه لیوٹیو بطلاق رومه مونه مردوم بال کنی هم تکه اول احیز آدم گفتام کن مقعی مالی شمه توی همی باش بر ما خیلی خیلی ارز اشمن دو این کار شمه مر بره ادامه مسی خیلی دلگ ارمکن منا نبه احیز آدم نام تو رسمت توزیات اپری پت که و جدر اگه دوستر که خود اطنام رجه به احیز آدم به دونی که موسریع که از سفه دکر لی مردونجات سو به میتون از اینجا پیداش کنی ممنون که ماردوم بال می کنی دو ممنون که مارب بره همه ارفی می کنی این پایا نین رسمت بود بره اگه توست اشتب اشید می تو اد موسری ریلو هم تو اخر دوم بال کنی از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از ا که از از این از از از این از این از این از این از این از این از این از این از این از این از این از این از این از این از این از این از این از این از این از این از این از این از این ا از از بما از بما از از بما از بما از بما از بما از بما از بما از بما از بما از بما از بما از بما از ب باید باید باید باید باید باید. باید باید باید باید باید باید. باید باید باید باید باید باید باید. باید که که که که که که که که که که باسته اگر باستا باسته اگر باستا باسته اگر باسته اگر باسته اگر باسته اگر باسته اگر باسته اگر باسته اگر باسته اگر ب. ده از از از از از از از از از از از. ده از از از از. ده از از از از از از از.

Podcast Summary

Key Points:

  1. متن یک گفتار شفاهی و تا حدی آشفته است که داستان‌های پیچیده‌ای از روابط خانوادگی، درگیری‌ها، قتل‌های سریالی و تحقیقات پلیس را روایت می‌کند.
  2. محورهای اصلی شامل توصیف یک قتل سریالی، کشمکش‌های خانوادگی (به ویژه بین پدر و پسر)، یک تحقیق جنایی با جزئیات فنی مانند بررسی دوربین‌های مداربسته، و سرنوشت افراد گمشده است.
  3. لحن روایت گاه احساسی و دراماتیک است و بر رنج، انتقام، و پیچیدگی‌های روانی شخصیت‌ها تأکید دارد.

Summary:

این متن، که به صورت یک روایت شفاهی و تا حدودی نامنسجم ارائه شده است، چندین داستان درهم‌تنیده را شامل می‌شود. محور اصلی حول یک پرونده قتل سریالی می‌چرخد که در آن جسد تکه‌تکه‌شده‌ای در یک سطل زباله پیدا می‌شود. پلیس با بررسی دوربین‌های مداربسته و تحقیقات میدانی سعی در شناسایی قربانی و قاتل دارد.

در موازی این داستان جنایی، روابط آشفته و خشونت‌بار در یک خانواده به تصویر کشیده می‌شود که در نهایت به درگیری مرگبار بین پدر و پسر (با با و پدرش) منجر می‌گردد. همچنین، داستان دیگری درباره فردی به نام ارزو مطرح است که به طور مرموزی ناپدید می‌شود و خانواده‌اش در جستجوی او هستند. متن پر از جزئیات خشن، احساسات شدید و توصیفاتی از انتقام و رنج است.

روایت به صورت خطی پیش نمی‌رود و گاه به گذشته یا شخصیت‌های فرعی می‌پردازد که بر پیچیدگی و تاریکی کلی ماجرا می‌افزاید. در نهایت، حس ناامیدی و بی‌پاسخ ماندن بسیاری از معماها در فضای داستان غالب است.

FAQs

اپیزاد جدید جیتی یک پادکست است که توسط دوست گوینده منتشر شده و مورد توجه بسیاری قرار گرفته است. این پادکست درباره موضوعات مختلف از جمله جنایت‌های سریالی صحبت می‌کند.

داستان اصلی درباره یک قتل سریالی است که در آن قاتل زنجیره‌ای چندین نفر را به قتل می‌رساند. این داستان در فضایی مرموز و با جزئیات پیچیده روایت می‌شود.

پلیس با بررسی مدارک و فیلم‌های دوربین‌های مداربسته سعی در کشف قاتل دارد. آن‌ها با تحقیق در محل وقوع جنایت و پرس‌و‌جو از شاهدان به دنبال سرنخ هستند.

قاتل زنجیره‌ای با برنامه‌ریزی دقیق و با استفاده از چاقو قربانیان خود را می‌کشد. او جسدها را تکه تکه کرده و در مکان‌های مختلف رها می‌کند.

بله، در پایان داستان قاتل که پدر یکی از شخصیت‌ها است دستگیر می‌شود. او پس از کشتن چندین نفر توسط پلیس شناسایی و بازداشت می‌شود.

خانواده‌ها در این داستان نقش مهمی دارند، به ویژه رابطه پدر و پسری که به درگیری و قتل منجر می‌شود. مشکلات خانوادگی یکی از عوامل اصلی وقوع جنایت‌ها است.

Chat with AI

Loading...

Pro features

Go deeper with this episode

Unlock creator-grade tools that turn any transcript into show notes and subtitle files.