
این متن، که به صورت یک روایت شفاهی و تا حدودی نامنسجم ارائه شده است، چندین داستان درهمتنیده را شامل میشود. محور اصلی حول یک پرونده قتل سریالی میچرخد که در آن جسد تکهتکهشدهای در یک سطل زباله پیدا میشود. پلیس با بررسی دوربینهای مداربسته و تحقیقات میدانی سعی در شناسایی قربانی و قاتل دارد. در موازی این داستان جنایی، روابط آشفته و خشونتبار در یک خانواده به تصویر کشیده میشود که در نهایت به درگیری مرگبار بین پدر و پسر (با با و پدرش) منجر میگردد. همچنین، داستان دیگری درباره فردی به نام ارزو مطرح است که به طور مرموزی ناپدید میشود و خانوادهاش در جستجوی او هستند. متن پر از جزئیات خشن، احساسات شدید و توصیفاتی از انتقام و رنج است. روایت به صورت خطی پیش نمیرود و گاه به گذشته یا شخصیتهای فرعی میپردازد که بر پیچیدگی و تاریکی کلی ماجرا میافزاید. در نهایت، حس ناامیدی و بیپاسخ ماندن بسیاری از معماها در فضای داستان غالب است.