Go back

اپیزود هشتاد و هفتم- کیش شخصیت

64m 12s

اپیزود هشتاد و هفتم- کیش شخصیت

این متن به تحلیل عمیق پدیده «کیش شخصیت» یا پرستش شخصیت می‌پردازد. نویسنده ابتدا این مفهوم را به عنوان یک سیستم تعریف می‌کند که فراتر از تمجید ساده است و شامل ساختاری برای کنترل اجتماعی می‌شود. نمونه‌هایی از تاریخ ایران، از جمله دوره قاجار با تملق افراطی از شاه و دوره پهلوی، و همچنین جوامع دیگر مانند آلمان نازی و عراق صدام حسین، برای نشان دادن ابعاد مختلف این پدیده ذکر شده است. نویسنده دو مؤلفه اصلی را برای شکل‌گیری کیش شخصیت معرفی می‌کند: «نرم‌افزار» و «سخت‌افزار». نرم‌افزار شامل زبان و القاب است که با تقسیم جهان به «ما» (خودی‌ها) و «آنها» (دشمنان)، هرگونه مخالفت را به خیانت تبدیل می‌کند. همچنین داستان‌سرایی (داستان نجات و بازگشت شکوه) برای مشروعیت‌بخشی به رهبر استفاده می‌شود. سخت‌افزار شامل ساختارهای فیزیکی و نهادی مانند معماری یادمانی (ساختمان‌های عظیم و نمادین)، سیستم آموزشی، رسانه‌های تحت کنترل و القاب اجباری است که حضور دائمی رهبر را در ذهن و زندگی مردم تثبیت می‌کند. در نهایت، نویسنده نتیجه می‌گیرد که کیش شخصیت ترکیبی از این دو ابزار است و جوامع برای رهایی از آن نیاز به تفکر نقادانه و شناخت این سیستم دارند.

Transcription

7870 Words, 39266 Characters

Persian
سالوم، مان پیمان باشر دوسست سم، وشمو درید اپیزو ده هشتو دو حفتم به پتکست داکس رمشنیدی. ش contemporary المرورع یکه اندو نفر ریسن داشن، اغی پنوهی گوفی که از کارسزی خدای حول هزر سناماست، ومیخم در مغبل ان خدای سناما تازم کنام، و بات انبالام شدن و هم انجر ریسن به از کارسزی تازم که آردان. این مازو و کنش آی رو در بين کار برانه ایرا نی اشبق آیش دموی بها هم رحتش. بازی ایم مگوفتنک آفرین، پنوهی ایک تکریمو بوزورگ داشتا امش مبسوطی از این کار یادن بوزور که ارد با، اغی پنوهی خاصتکه این توری اده ایترام به استاد و استورش بکنه، و نشوم برده که خودش رو پائنتر از از کارسزیمی بینه. از سرفه دیگه کار برانه دیی هم بودنکه مگوفتن از این چیز زرورتی ود بین کار، چرای ایک فیلم ساز مستقل باید در بروری ایک انسان دیگه و لی ایک کار یادن بوزورگ از این تازیم بکنه. ایک اشکت تابوزون و میان رایو رایت مکر و این حرکت میطنکی جنبی ای کیش شخصیات به مجراب دی. خالص بسا و ناق تاید جوالی بیه حول ایم مجراش شکیر اف که این ام خموار دون بسا بشامجن بایم او اخطال افام داش. امه این سوال روم خم بگیرن بایدام ایدام ایدام ایدام که ای کاری که اغیی پنو حکرد ایک نو ای از کیش شخصیات به ده کیش شخصیات چیه. ایمه ایرانی ها دوچار کیش شخصیات ازیم بکیش شخصیات دوچاری این گرفتاریم. شاید ایک جا و بے سر راست ایل میی این اتنیم بین سوال بیدیم. نمی تنیم همی توری بگیم که بل هم ایمه بکیش شخصیات دوچاریم. امه مستاق های از کیش شخصیات رو مومی تنیم تیزن ده گیمون بییم ایرانی ها. ننک این از سندر دین ایم ایرانی ها بوشه و مو از سنز غطان این توری بیدونی آم ادوشیم. نن امه بہر هال بہر دلیلی کدار دلیلی تاریخی ایفر هنگی ایسیاسی ایفر دلیلی کباشه مومی تنیم نمونو های از کیش شخصیات رو در جامام و در فر هنگیمون بییم از رفتار های کت جامبی ای کیش شخصیات در ایران ایم روز که در کل طول ایتاریخ ایران. در تول ایتاریخ البت در خلی از نوغتد دییی دونیو ها کیش شخصیات و جد داشتے فقط ما نابودیم. در ایران مو ها در دوران باستان پادشا سایی خودا بود و ایک شخص مغدس و غیر غول ناقت کاردام بود. در دوران های مختلف ایتاری خیمون تر با نه همی تور بوده. مسلا ان انا اووین والله غاب های که پادشا هنداشتا. مسلا در دوری غاجار که نباشتای بشتری از اشوم موند موتا اخیرت اره از سن ممی بییم دیگه. مسلا دن مگفتن قبلی آلام. زل اللہ سایی خودا. نور دیدی خلیخ یا مسلا در مقاطباتشون بیتور افراطی تملور شاہ رمگفتن. بشرف ارز هزور مبارک همایون اقدس ایل احزرت غدرات. زل اللہ قبلی آلام اروا هنفادا رسیت که فولان باهما. ان همه تم الغ و بوزور کردن ایک شخص. خالفادشا. و کچه کردن خود. در دوری پهلا بی هم ان رو مشدید. در دوری خازر هم کمی بی نم شخصیاته ایسیاسی و ماسابی قوت سیمشن. بواخدی که فردی تر دیس بشه دیگی یانی قابل ناخد کردن نستش. و نکتی مجر این که انفغت مختص سیاسات مداری حاكم برکش فرح هم نست حتى بين افوزیون هم هست. اونکه سلتانت تلا بییتور دوچار کشش شخصیاته. اونکه چپییییتور اونکه مجادن خالقیییتور و سائری. موزو فغت مختص در بار دولات او سیاساتون هم نست در جامه مشباز نموتهای موزوات ردیت. مسلم بین سلیبریتی ها هست در بین ایساتی دید دانش که هست چغت تکریمو تامجید بیخدی از ایک اصدد دانش که. تو رکی اینگار باقی بیهونار انت و این یک نفرکه اوتو ایلمید دونیاز و دیی رو هر فش کس نوات هر فیب ارزانه. در بین امو دیرانش کتا و رو هستا که اونکه پور وزه هست. هم اون دیدیم که مویتای کاری که یک ادد مجیز رئیس رومیگن. رئیس و جا اگاه اشرو بوزورک مکنن. مخودش اون رو دار بغی خارو خافیف مکنن. در موکاتبات ایداری از رو هزور دانش مند موحترام جناب آغای دیگتور فولان مدیرکل موحترام ایداری باهمان و ایدامه. مصلا اگر موغایس کنید با موکاتبات رو هیج دار خارب ترف من ویسه آغای فولانی یا خانم فولانی یا حتب بدون آغاو خانم. مصلا سلام مایکل. سلام ایلی. و بعد میر سرق از لموزو. نیازی نیوی بینکه جایگا هتار افرو یا تاسیلات اتار افرو توی اون نامی یا توی اون ایمیل یا دا وری کنه. جناب موحنده. جناب دوکتور. یا مسالند ارخونواده ها رو هر فا آغا جن هر فینا باید باشه. بوزورگ موز چش موز امرش موطائه. ماکی واشم که بیگیم ناسه. هتا تی هلغید دوستان رفا غا هم هست. ها غا مخیل مخلسیتیم. اپ دیتیم. هر چی شومو بگی. از ماکو جا شومو کجا. عالام اتم. بوزورگ مایی. کنه بگید که این اشوخیه. موزورگنه که خوب همین یک نشانست. همین که هم چنشیز رومو در فر هنگ مونداریم. و خلی فر هنگای دیگه نداران. عالو بشوخیو تاروف. این یک نشونست. چربوید یکی بریشوخی. یابری تاروف خودش رو کچک با کنه. چربوید دیگیری رو. بشتر ازون چیزی که سزا وارش بوزورکات. این نشان ازین در که این اولگو توی جامعیه وجود در. توی فر هنگمه وجود در. و مگا هی برائی نشونددن اهترام. یک اهترام ممامولی. چیزی رومیگیم که یخوردشیات زیادرابی باشه. و میتونه زمین ساز کیش شخصیات باشه. این رو هم بگمه. این ها کیش شخصیات نست. این ها میتونه زمین ساز کیش شخصیات باشه. حلد ار ایدامیه این اپیزود مگیم که کیش شخصیات چیه. کیش شخصیات ازن یک سستمه. و فرد انتارفات و یا تمه لغوین هنست. اونه سن یک سستمه. حلو اتمال ان شبیه بی اپیزود رابل همکه خود انت غادی کردیم. تو این اپیزود هم بازیه از دستان شاید ببنده خورده وگران. مائرانی ها دستان. ملت شریفه بوزور گیستیم. امه ملت بی ناخسی نستیم. کش ملت بی ناخس نست. دیدد بازیه مگن کمه منشه اتمه دوندونیائیم. مبه اوشتریم ملت دونیائیم. و بعد مفورسی خوب اگی انتوره باینو صف دلیل وزیت ایم روزمه باشه. مگن که احان. اون و خطره توتیه که ار بیهاز. انگلی سیه ها یا چش مربيها یا اورپا یا ها کسی حقلن اون رو خوردان با نخسن کمه از اشن جولو بزن. یا فولان چیز تخسر اراب هست. باه من چیز تخسر اون چاپی هست. اون یه کی با خطره ترمه ام رکست. و غییر اغیر. خلصه زغرا مشکلاتمه تخسره همه هست غیراز خدمه. مبه ناخسی مگر. باین چالی یه که بازیه از ما ایرانی هتوش هستیم. و بجای رفکردن ایراتها فقط مگیم که تخسیر فولانی بوده. اتفغن زکاوات و هوش درین که ایرات همون رو بیوینیم بشناصیم و بارتا رف کنیم. و بنزر بندیه هریر. موزوی کشش اخسید که سهمون موردیه که مبه یا دیخورد روش کار کنیم. ریر رفتار همون ری هرفامون کار کنیم که زمینی کشش اخسید رو فرحام نکنیم. که شخسید بایس مشکر نرد و تفاقر مستقل زائفش. بایس مشکر مردوم دوم بول روی یک فرد باشن تغانوم. یعنی غانومی ردردار جی دوو مه همیت. نظر شخص ها کم کمه مهمه. یه تو رکنگر مخصو توی ازن کابو بود کنه بهانه. که شخسید بایس مشکر بی افتیم توی چالیه ستحایش و تاریفتامجید افراتی. اونم در هلی کمی بی نمکت جابوامی کم و افاخستان رفتان بسامت تغیت فرحنگی ناخد. رفتان بسامت تفاقر نقادانه. همی چیز با همی آدم ها در مراز ناختستن. کش کسی مسوناز ناخت نیست. اودرات انسان هم محتوده. باونشیز که گودرات منده. یک فرد نیست نهات و سیستم هستش. اونکه گودرات منده. بین روشیه در مغووله کشش اخسید. توین اپیزود مخنب بینم که کشش اخسید یانیچی و سیتوری کار میکنه. و بها در مرد نمونه هی مختلفه کشش اخسید. در تاریخ مخنب هرفه زنیم. ممارات امتاریف میکنه. šomohá kůšet unrobe mám bez forý dobešná vít. [MUZYKA] Setamřeho hězaru nosadu siučahar, šáhré Nuremberge-Alman. Konkérí je hězbenozi, gérdehámojí věhtat vôdrat. Nuremberk hala fághat je k šáhrtnist, je k sáhnast. Sáhný bárují je k jiz dáge který, vaboskou tárý námoješ, a kudrat dá tárichy modern. Hár sál hězbenozi kérdehámojí haya a zimíro dá Nuremberg-Alman. Kérdehámojí hězcán s hězarná fáre. Režahají monázám, adavote cengé fischraftá šumrubená mojíšmi zöšten, generalho v afsarují áršáda Almanen-Azidá unco kérdehám míomadan, a zajehě hězbenozi budanunco, kudé hězbá tě hězbenozi který, který hězbenozi který, který hězbenozi který, který hězbenozi který, který hězbenozi který, který hězbenozi který, který hězbenozi který, který hězbenozi který, který hězbenozi který, který hězbenozi který, v mezo szefïdu sijahu, k zira aftop bachmize dán. Bize tady ni milium na hwill chatna, do Steinu byval v위ʿ. Mě čís poddirkat tu je imárasem muhendesišodobud. Mási réžahá má lombu, dzavěj nurafkana, četorbaše bíštátásir gozare, šo arhatsíbaše, kejšo arhbedán, kato sukut ha kejbaše. In gerde hama i čán rostur mi kešit. Dergéde hama i je unsal, salehizoronosad siho čahar, dar már keza in nama ješ, šách se píšva, adol fitler, zahršot. Durbine leni rifenštál, kargárda na almaní, unruhás pain dombal mi ke, taváchdé ke hítler resid bebala i sáku. Moussanát i ke leni rifenštál, in banuje moussanát zazalmaní sách, esme št píruzije eradé. Triumph of the wheel. Ve in je ki jaz má rufterinu tási gozartarin moussanát, ha je tari chás. Tási gozarejš albatás jen se propagandavu ve moussanát robovaný kez mohemterin abzorhaj tablí gatí ráné vismišnase. Válanke mají moussanát, promibený motaváčem, ksjetor tás firmitune īman bez arze, īman doros konebeni madom. Filmi s ahtaké, máno šo mohem, a geónzáman almaní budí, vdár unstalhajím filmu moussanát, bruh mídidím, jadá vrhy in filmu propagandar, umididím, etemolá mohem del dárgeruj, piszvoda do budí. Pada zinke hítler be, jojo heš, para je sochán rání rese, para je jelá se sukutem motlách kolle mohavateru fara girif. To gujíke, tamame mejdunem mohavelíš, k ámbu hejjamí atvůd, na fási shumranger, hábská dabuda. Vain píro, káluvím, vrůj rensitejten, kelemišt andas, a noh fitna, siiš, tiš, tiš, tiš, tiš, durut mi frestadán ve hítler, ve piszvosím. Vada roce in námaješ, se doje, rodolf hez, jarevá fodor a mohavene hítler dáfaza píčit. Hez, hítlerast, ve hítler, almanast, haman gu neke alman hítlerast. Hada fazin gérde hamoji, hámým bud. Inro nešumbede, když, mn. Vásosant, khosda, hez, dár mota, ve gát, kámele, kámele, mn. Vásosant, khosda, hez, hítler, dár mota, kámele, khosda, hez, mn. Vásosant, khosda, hez, hítler, mn. Vásosant, khosda, hez, hítler, v budatskivš王 utens PB downloadkão Actor Nuremborg.l Márži seulefné, re peaksili frájen have Star Hadadu na belomli časterní� konkrát na pretuvaämêปesé Adventures Koč doni pro a Pl Liteko Bačenz Hiel Net! Knoой skvaldo vlí ansakabo V Hrí rátom otlách, un kisomáslák v a jině pesme kisě šáchsyat. Kisě šáchsyat je k Olguje. Olguje k barhao v arhatu je lebo svém ochtálif. Tvífá hanghai moktálif, tůjí kvarrahají moktálif tak Rajšu dě. Derbary hítlero Estalinom Maô Vyché jelia idíge, tučo hají moktálif dôňa Amrikaila tín chavármi a nevadžo hajidigy. Svalovarý, fakat terbary hítleria Estalinom Maônist Svala hasli dábary khodemast Dábary je třiži dábane ma adama Kym moro vase impadidé, i kisě šáchsyat asi pazir mi kone. Četor mům keneke, je k insanem mámuli, je ký a zmá Je ký a zjen se góžto oszukun Tábdil vše bým moždý, mávaroji Četor mítune a zmáhtu dějé je krahbára si asi, unfárt farotárbr, v tábdil vše bým pedárem ellat Bým moždý, ja tajá somahá rígát Kisě šáchsyat, hami tori dejmi o etefargini szeši ek syslemem mohandesi šodás Syslem je k to un je kfárt ve šekle kamelen a gahané vámástnu ī ve džajga je fara obašarí rysundem iše. Halu mítune je krahbára si asi, mítune unfárt modiramelí je kšakáte bozork a já ta ráhbára je kourouhe kuchčíke tozé je fárdíbaše. Ráhbára je kourouhe vázdasyší, čem idonám bošo, ja joga boše. A zin ráhbára níbaše, že bozorkodasy on je kfárge, já masálan je kultý mi zanat, ve jeseri, jannesaru, havodoru, parapeugorsu, co zahodasy on dorozm kone. Tv. syslem un ráhbár děje, fágat je k modir, já mas ulyní, un tápdil miše vetací, somaháma umítá je k čampe. Vášáchsy, kfára oterás hárno náchdo porsti škárí rárdoru. Darbog je, je kšu ráynis sekolar šekle migré, je k ayni másaví velís sekolar šekle migré, k je k hodaih insani darmá, kaza škár rárdoru, ve parastidem iše. Baré chámii mi, kis, kis, kis, kis, kis, kultov personaliti. Kis je šksyat. Sysmé diktatori nefágat bozor, velké bo ehsasob bovár karmikone. Chelyaz diktator ha midunánka, a kde je zahne már domeson. Je k ča je mokem i pédakonán, digela zemniské, fakat o fakat bez zuro, zenduno, inčizam asalente kjebokonán. Čo nechelyaz már doma, kodu šunt bedunéhi, s ežbara bíruni, a z un diktator digedefami konen. V midunit in chely rodrat, mntára zinne kšoma a star set, as kasi bychaj pěro vikoní. To je in ke ne, kalban, ve imanan, un far pro, kábulda štoboži ve setaji škokoní. Kis je šksyat, fakat kieknou nádore. Kou je uhod rysans díní je ideologí, mesle ráhparoji, kodu šumrohamele, rysanlete elahi, a hachigrati motlák midunat. Jeváchdai, sekolar, mleli gara, jenast, bár méfare nežado, mlejato, vatemparastí je. Jeváchdai, arumarumot, had ržidorosmše kis šksyat, vegajou, rat vysoratin nágyahani, mesi je kšuole zabunemí keše ve kulli je kešvárru mývále. Der edame, dar mori démí, migen rysemiduné, váčerá, ensanhába, eští ach, darbaroberéš, sár furutmiyara. [MUSIK] Mikajíme, mě mím četor momkene, je kého dám, je k insanem mámuli, těpdil mi še by je k put, para je paraztíš. A je kisu šksyatrobě, je k masím těšbíkoním, já, darmá gomé este aru, kisu šksyatrobě, kisu šksyatrobě, kisu šksyatrobě, bada nevazoher a porzárgobárru, in masinarru, může dár je k čojíme sámu norem bektit. Kérde hamo jí bozorgobošu ků, in zahr delfaribu o masine. A mohbělím soraké, čáktán de, hašme jenim četor, insisem sochta může, kimi tůne záhyr, زین حروت ازخیر بکنه. خوب میشکف که دو تبال از لیدار این پاديده یا دومو الفی ازلی. چمو الفا هی. یکش بخش نار مفساری از یعنی چی سایکه بو زه نمانا سرکار دره و دوگومی بخش ساخت افساریه یعنی نا هاتهای کونٹورولی افیزیخی جامه. اوه لیم سرغه نار مفسار. اوه لین قدم برای کونٹورول افیقر کونٹورول اکه لامیه همون کونٹورول زابان. برای همین که هر کش شخصیاتی یعنی هر فکوماتی که از سیستم کش شخصیات از سفادمی کونٹورولی و اجگان اخودش رومی سازه یعنی زابانی که فغتی اونجهان خاص ماندره کل دونیارو خلصاده بدو بخش شخصیم کونٹورولی. ما که پاکیم مومانیم مطهدیم خوبیم در مغبال اونها که اینان آلودان نفوزیان و الى آخر. کلامات یه مانیج ادیت بیدام کونٹاب دلمشن بابزار کونٹورول هتو اابزار سرکوب. مثلا دیگه مخالفت کردن باشخصی پشفا اسمش فغت مخالفت نس. اسمش مش اخیانت. یامیگن تهت نفوز دوش مانه. تین از هم هیتاما میتخا هدف فغتی نسک مردوم از اون راح بر و سسستم هساب ببرا و سر بزیر باشن. هدف این اکب باز زابان اون راح بر و باز زابان اون سستم فکش با کنن و هرد جا کل لازم باشرو هیجان توی برنامها یهز بیا اون حکومت مشارکات با کنن. تویچن انجاهانی دیگه و جهتابیل بیدیوار میشن. یک دیواری از جنس اکالامات ساختمش اکه یه برش خودی هغر ارمیگرن آدمائی که خودشونگ رو هامله هغیغت مطلاق میزنن. با یک سمتش دوشمن گر ارمیگر اون ایکه خطامی کنن شکی کنن یفغت سوال می پورسن اون دوشمن این در آل منده یه بیس هیتلر همیم و جهار کنار هم چیتا ایدی ایم پر اتوریش رو سترشک پیده. هیتلر در سیز ده ما ایک در زندان بود در دهیه هزار نوصد بس میلدی کتاب نبر ده من رو نباشت. قبل از بغود رترسیدن اشتگه کتاب رو نباشت کت دوشمنان شرو یهودیان کمونستا و خائنان داخلی نامت. این از هیتلر تیش رو ربی خم دستان موشابهی تکرارشون. زابانه هزب جهان رو بدد بخشتخ سمی کر. ما این غیلاب یون و فادار بمسی رتاریخ و آنها بدت کزار هاو خائنی نبه تبغی کارگر. کلمات نخشت دوار اخلاقی فیدکر دودن و بارچ از فایک بیک شخص یا گروه میخورت میتنه سرنه و اشتتارف رو بری همیشت اغیر بده. یک این گی دوشمن مزدان بتارف تارف دیگه ناобوت میشود. در کنار زابان از سورسازی هم خیلی مهم. دویم رجب نرم افصار های کش شخصیات میگه یک یعزون ها از سورسازیه. بای گردیم باز بین نرم بک. نرم بک فقط یک ناما یش اغود رات سنابوت تشت از سورمی ساخت. نرم بک یک کارگا ها از سورسازی بوت. هدفش تابدیل یک اینسان آدی یک اینسان مامولی بین ناماد تمام آیا ریک ملات بوت. و این یک نیازت تو تارفت ستاها این که علم خم بگم. از یه تارف جوامه اتشارت بوحرانی یک نیازر راوانی امیخ در بغهرمان. بمانا بگیکی که راوانی شمبید. خوب این نیاز که وجود در از سرفی دیگه اون رحبر سیاسی هم مخدازی نیاز استفادقانه. و هدایتش کنه بسامت خودش و چتوری کارمی کنه با از سورسازی. مثال هیمه هرفائی مراجبه اون مکمت هایی کدر اون ها سیستم کیش اشخصیات وجود در دیگه. اون ها در هم چیم بزنگا هی شرومی کنه بساخطانه رویت های غهرمانانه. دستان های مگناز کودا کیه استسنائی رحبار شون. انکی سانه باشت مغدرش از از ابوال مشخص فود چرنش های کش ده او چرد ناو بگه از هم چی نفسان های این هستار غوڑ رات رو توجیخ مکنه. و مگنازان مغدر بودکه چنی کسی بر مه اون کمات و کنه تردیر چنیم بوده. و خیوات تردیر بجنگی. تزخیلی ام باش شک کزار باشیم. مزوی بادي نامات های باسری. توی هم چنجابا مئی از تارق نامات های باسری حزور اون رحبار دائمیه و مردومویت همیشه حزور اصاب زشرو احصاز بکنه. نامات باسری زبان سری او بیچنو چرائی کش شخصیت. چیتوری با پورت رو های که همجه هستن. تو مداره سستن توی ادارات هستن توی خیابونا یا مجه ساما های که هستن. توی شورای نمتن های لیننو استلن توی همیش ها ربود. در مداره سست چین پر ایم مو شبه مه را پای دورو سکن ردودا. در آلمننازی هاین رش هفمان اکوز رسمیه اتلر با اکسائیه سب شدی که از پشوام گرفت. تسویر یک رح بر موصن مام شکست ناپازیر و در این های نال مردومی رو توی از هنو اومومی هاک مکرد. و خوب انت سویر بود که همجا بود دیگه توی متوات بود توی پوستر ها بود همجا بود. اما کی راز اکسوموجه سامه هت تساب که میماری ها میتون نمادی باش از حزورا اون سستمسیاسی. آلو ایش پر میمار ارش های در آلمننازی بود. میمار بود تاروی ساختمان و تاروی شار بود و اینگر این فرد موردیت ماده ایتلر بود که وزیر تسلی های در آلمننازی شود. ایش پر ساب که خاص تیروتی میماری داش. في ابنائی پتوبان ساختمونائی ازیم با فازا هی رو باور. هدف این ساب که میماری ایم بود که شکوه جاوف دانگیر رایش هه زار سالر ایل غابقانه. و بگه که آلمنن نازی هم باش یه از همون سستمه رایش این ها از سش ایدام ده همونه. با هم چین ایم زای که پای این ساب که میماری بود که هرش خوده ایتلر تیخیابونان نبود اما ساب که میماری پورت رو هاش و مجسامه ها و فازا کلن توری بود که از رو با سان از دفادمی که. و ایدام که فاشیس تا ایتلیا ایدامی ایه همون راه ایم بیراتوری رومه. مثال اجا لید دیگش که خی سدام هسین در اراغه. سدام ده ها که در اراغ داشتا نوغط مختلف. و بشر این که خارو در نوغط مورتفا. رویت ها په ها یا در کنر رو تقنوها ساخت بودا. و این جان امائی تسو دفی نبود. ماردوم میتون اصلا که خارو بیبینن. یادا و رینکر رحبر همیش بولا ایسرشون حزور در. پس میماری میتون ابزار تابلیغات پشه. این ها مثل همون گرد همونی نور امبیک رجه ها سروتهای دستجمی این اشن اخشیدر. این ها خیلی مهممه. چون تجربی ای فردی رو تابلیم کنن بیت تجربی جمی ای بشدت ایسا سی. ایک هست تغت دوص مشترک می سزن. این ای مسلی همون گرد همونی نور امبیک یاد همون شای تو دیی ماءو یاد تزه رو تاور اتاور رو ای مای حیکه هره کمت تاور امیت خیر امندز. این ها قبوید بازیروتی بدا نه های آدم ها هاک می کنن. گم های هم زمان فایاد ها و شور های همون هاک بولا بوردان دست در ایک زمان. این ای ن ها نتن ها اصاز هم بسیگی جاد می کنن. بلک از مهمتر رسک شکو تاور دید رو هم کم می کنن. و اختکه هزاران نفر یک کارو انجام میدن هم زمانا منجام میدن و رودر ری هم دیگه منجام میدن دیگه سوال فورسیدن ساخت میشه. آدم همیگن من تان هنیسن ببین این ها مادم دیگه پیروف بیشونو چرای ممویات پیشوه هستن. دیگه پورس تشکری در همشن شرایتی خیلی ساخت میشه. خوب این ها پاس این ها. بیدون ایک رسس ناغرس میمونان. هرانچه که گفتیم بیدون ایک رسسه هیچه. بره همین رح برانکه کیشی رو هولا خودش و سارش ایک میدن همیشه دستان میسازن. دستان نجات. دستان رست کاری یا باز گاش بشکوه گزاشته. مستلن سدام حسین توی بانر هاش کنار سالا هدین اییوبی یا بخطون نست رستده بود شخصیتهای ماروف یا غرامان های تاریخی ملت اراخ در قرون گزاشته. همسیی دیگه من طورکه منستان. کتاب روح نامه که رائس جنه روح روح صابقه طورکه منستان. سفر مورات نیازف نباشته بود. هب دیر شود بید کتاب مغدس ملی. یا مسلن اردغان رو در نظر بگر کبام ماری کاخش یا ارجاعت کتویسو خان رنیاش درخ خودش رو ایدام دهندی روح ایمپیراتوری اوصمانی نشوم میده. همی این ها یک کار رو در ان دعبخ انجام میدن. مسلحیی مدلی دعب غب باز نویسی خافزی جمیه. توی این روویتها رح برسیاسی دیگه فقط یکسیاسات مدهر نست. هجست سومتاریخ فرزند اوستورهاست. کسی یکی بغهر منان باستانی یا ببوزورگان مصابی هم ردیفشه. بحالو میرسیم با آخرین بشید شخصی ترنگیت ایازین پازل. الغاب با اناووین. اناووینی مسلح پیدر ملت مرد پولادین. پیشوائی بوزورک رحبر کبیر یا رحبر موازم. افتاب طابان ملت. این الغاب مسلت تلس ممهل مکنان. انگار اون فرد حاکم رو تاقتی اسمکنان. ان الغاب حشمندانه مارز بین اهترام و ستایش رو مف مکنان. و انگیک فردین دکاملن سیستماتی کبار نام رزیشودست. رسانه ها سیستمه عمزشی و ادارات دولاتی موازف مشنکه. از ان الغاب بطور اجباری استفاده کنان. مسلتوی مدرسه با چاها هروصوب مجروم مشنکه. با اموان پیشوائی کبیر فردی رو ستایش کنان. یکوی اخوار گویند مجروم شو بگی که بفرمان افتاب ملد فولان بحمان. ان تکرار اجباری هروزو هروزی توت هه سر بوزورک در. اظهن که پتاد ریج ان الغاب رو توی زهن مردم ادی سازی میکنه و دو ومی این که اگیت هم ان الغاب رو بکار نبری ایک امال مشکو که خاینان اینگار انجام دادی و را احباری سرکو بیت پازمشه پس ان نرم افضار بود نرم افضار سیستم های کش اشخصیات زبان استور نموط آین و الغاب الغاب رو ایس را اتی بکنیم و بعد اش در مرده ساخت افضار سیستم های کش اشخصیات زبان اتمکنه اقفتیم که برئی انکه ماشنکیش اشخصیات کار کنه هم به نرم افضار و هم به ساخت افضار نیازه نرم افضار که توزیخد هدا که همش برئی قونٹرلزه نجامه و پیرووام بود امه بس اخت افضار هم اتیاجه این جو ساختار ها و نا ها تا وارده بازیم شنده بغس اختار ها و نا ها تای کونٹرول گر باید یک شبکی کونٹرول پیچیده ایجاد بشه کل ایزا ایجامه شامل مداره از تانشکا دادگا رسانه اونر و ارزش هتج گروخائم مهالی همه با اد با هم و از بشان با همه با اد بشان بدا سکا هون حکومت و نا هایتا بخود اشخصون رح برسیاسی فول اونون اتلعات همه چیز باید داجهت اتخویات و فاداری هدیت بشه سیسما امزشی ابوالی نموهم ترین ارسست و اخت کم اد رسا ها و کتابهای درسی موتابای ایدولوجی کرو از پیش تابس تانی تا دانشکا بخورد مو از سلاو دانش شوامیدن تا رو غدار انتا لاش مقالن که بس رحای و فاداری رو از تنین پائین بکارن توی زهن پا چا ها تی رجم هیتا امیتا تاریخ بازنی ویسیم شه تو اسم اون رح بر بومانه ناجی ملت مدام تکرار بشه یه و اختایت تتالاش مشه و فاداری باون رح برسیاسی رو جای گوزینه و فاداری با خانو و دو کنن درچینه مو با چایاد مگرفتن که که شکس پندازی رہ اسمو به شن ناز دکنست در کوری شمالی خنو و ده اهمیتا خودش راز دست دادی چونکی تن ها خنو و دی و غیر مگن خلق یا هم مللت هستش مدرس مشن کارخونی توالی ده و فاداری رسانو خنر چتور انها مقنٹ رول مشن رو ایت تار و غیب ایت کنٹ رول بشه از خنر مندام و روز نامنگارانه و فادار همائیت مالی مشه بغیه یا بیت ساکت بشن یا هست مشن توی شورابی از تلینی یا سلو هی بود ویس مر روالیس مسوسیالیسی ان روالیس مسوسیالیسی انتوری بود که خونار مانتها بیت و غییت رو انتور نشون بیدن که باید باشه نا انتوری که باگان هست مسلن توی نقاشه که شو عرس بیت همش خندان می بودن کارخونها همش بیت پور باز ده می بودن و رحبر همش بیت توی یا که با پورشکو خرار مداش آسار خوناریی که همش روالیت رو تخویت مکردن اونجایزم گرفتن یک جایزام داشن بیس مجایزی از تلین در زاہر تشفیخ از سیداد بود بلی در بوغه پاداش وفاده ری بود تی همش سیسیمی دس که غزا یوامنیاتی تابدیل میشن بابزار اغود رت قانون دگه مانی خودش راز داس میده استخلال غزای از بین میره از ام ترف نزارات و کونٹورول فراجیر میشه پولیس نروهای امنیاتی ماخفی و بات ترس مجش شبکی خبار چینا جایمت اابدیل میش بجایی چش محا ایتمات بین آدمه از بین میره انتوری سیستم کیش اشخشیت خودش رو استریخ نهاتها تسپیت باستولید مکنه مدرسو دادگه موزه هرس درخد مدیه هدف خرار مگرد تخیدیس اون فرد هاکم منزور از تخیدیس انجائینکه اون فرد هاکم اون راح برسیاسی بدور از اشتباهه تاروغب مانیت تخیدیس محسابی نمید شون بازی از این ده سکومتا سن محسابی نستن مسکاریشون مالیو اتاد جمعیر شورای کونٹورول فراجت بطهب لیغات و جایز دادن و نزارات ری مرده مانجام نمیشه بطهر سو ار آب و سرکوبانجام میشه چتور کارم کنه منتغی انسستمه انکه فغت یک هاکگات و جدره و اون یه گانه هاکگات از دهان راح برسیاسی مابیرومیاد هر چیزی بیرون از این هیته تابدیل بخیانات میشه مخالفت اسمش خارو کاری میشه تاردیت میشه این هراف عظادی اندشه میشه جورم و در مغابل هم و فاداری موتلق تنها از لاخلغی و تنها روهن نجات شناخت میشه از تلین یکه از بوزو اکترین موتشهای پاکسازی تاری خروران دخ کخبیم پاکسازی ها ترس آورد یه رو باوره خیلی از اتروفیانه از تلین از از از ترس مکردن که فردت شنشه تس سانه باشتما ارد شنشه اما یک جومل از یک نفر از نز دی کانه از تلین یه ها تا یک سکوت مومکم بود بی بیوافای تابیر بشه و حسف ایک نفر روه بدوم بل اشتباشه در آلمن نازی کشتاپوه مرغب بود کچه اکترین نشنهای بی اهترامی به اکتر رو ریشکام بقونه کرش مالک دگه شاکار در این زمینه این ترس تجوز ایترین لحزه هایز اندگه نفوس کرد یا اغی در کرش مالی فغت شن کتابی که اکسه کم ایل سونک ریجل لشود رو توی روز نامه پیچی دبود پین سال با اردگه کارش بری فرست دشو یا ایک دیخان فغت شن موریش کایت از باز غالله بسامت پورتری رحبر اشارک اردبود هف سال هاک پیرفت یا نیتوی همچن سیس سمی هت ایشاری دست هم میتونکه هاکم خیانت تا شتباشه پایومد همی این هتشی ترس امه اصار رابانی این ترس چیه اصار اترس خیلی پیچی دست ترس ادم هر بطور پردوکسکال بسامت مامبا اترس حول میده برنکه ایساس امنیات و کنان چیزی که رابانش نصب ایش مجنده البسته گی او اشوفته یا دیسور درد اتشمنت و زائران توی کالت ها خیلی رایجه مسئن کالتای مانای یا شبیت چیزی که توی روو بیت از اار گرانه اتفاخ میفته توی روو بیت اتفیا یک تراف خلايا زان یامت تس بخشونات مسنه امه قوروانی اخشونات در همشن وزی بریف فرار از ترس و سامت خود مامبا اترس پنامی برن این اقوروانی برنکه بیت اون اترس شرومو دیریات کنه بیت ارخریزی بخود مامبا اترس پنامی برن و بیش و آو از دمیشه اینی و آسسگی بی مارگونست که و فاداری شدیت و کاملن غیر اغلانی جادم کنه فارت خوزر هر کاری بری اون رحبر سیاسی بکنه چنفکنه کتن حروه بغاش همین چنب نظرش فقط اون میتونه فشار رو کام بکنه پس هر بار که مووه قتن از خوشونات یا تن بی خباری نست و اوروانی هس شکو کزاریو و فاداری پیدا می کنه یک و فاداری بی مارگوند ار بغه نا و فاداری اغلانی پاک سازی ها این پیام رمیدن کتن حروه نجاد اتاعت بیل غیدو شرطه و استرفتیگه این نزارت فراغیر و ترس از خبار چینها اتماد بین آدم هرو نبود مکنه بین از آی خنوواده تستان هم کاران و اون رحبر سیاسی تن حکسی میشکن میشه بهش بزاهر تکیکت یه جور و فاداری بی مارگونی جاد مکنه و کام کام مرز بین حقیقات و اون ناما یشکه فارت دربا زی مکنه باری خودش هم مفمشه مثال بارز این قزیام ایساست افراتی هستش مثه گریو خنده یا شدیه اخرخ شده شد بیدو هی کوریشا مالی ردی دو وشد کم اسلن سالیر دمهرگه رحبر غبی هستش و حوز داری کونجه از سن بید وانمد کنن که خیلی غمگین هستن از ان مصابقی گری کاردن روه میفتی بس راته کاملن اخرخ شده یا مثالان رحبر شن رفت ببازد یک کارخنه وانجه خوزار بایت نشومدن که خیلی خیلی خوشالن و اینم از اون جا هی هست که آدم ها مارز بینه هری غیت وانمه یشکه درام بازی مکنند رو گوم مکنه حب اینم پس از ترسی که پاک سوزیوم مجازات ایجاد مکنه در بینه هلغیه و فدارانه پیرووانه اینه امه شید زریف ترین ابزار کونٹرول محندسیز زه بزابانه نظام اتامیت خاه که سیسنم که ششخصیات تره بغول جو اجوروهل زابان رو تو ری باست زمی کنه که ان دیشی دنه بمغاومت امالن غیرمون کن بشه تکرار شوارها ستایش اجباری با اجباره و درور گویه اومومی انسان رو در بز یتی خارار میدکه مرز بینه هرکیخت و نامویش محنش ility ي Zone Mirror مي دو لنکه یک را هر راهت AR談 sous de cursage 401. و هم upload a fadegging assist ق Aah و هم چونستمی wished eye auto алось Prom meal Eco ص q Brick tú sex. حلو بی a با Lol که شاش Boze با نمimo و زورک انجا بوجود میاد اس سیس سمه ایک اشاش اخسیاد با انکه این همه ادعائی استه کامو و واحتتتران دار و غه باز رفور پاشی خودشونه تو دل خودشون درام میکارا چتوری اف و الین باشایاد مهمترین پایامدش تامار کزم اطلاق قوض راته اون رحب رسياس دگیمش مارکز جا هان هم مي اتاسمیمات بي ایک نفر با بسس مسلندر ارخ مگوفتن غانون چزیه که از دهنه سدام هسین بی رمیت هر هر فیوزنه غانونه و اقت خود رات اینجری مطمع کزمشه نهتهای مستقل یاز بین میران یا تابدلمشن باینی که فغت تسویر اون رحبه رو باستاب میدن درام چیم و ازی دیگر تخسوص مهم نسکه چاپلوسی مهمه و این مونجر بیچمشه مونجر بیچمشه بفوروپاشیه اخلانیات اجامی دعوغی فارایند بولامود دتها ولخوب در نهویت مونجر بفوروپاشیمشه دگه چیزی که بری بشتر مردوم مهم ترین چیزه باگوص از انزات اینسان همینه یه توریمه ساختشتیم که باگوپ ایدابا کنیم اگه آدمه بیدون ان چیزی جونشون رب ختم میندازه انجامشنیمیدن با همی رواتی و و و اقت در سیستمی واشکه اگه بخی ناخط با کنی ببا هی جونتا ممشه یهش کسی جوه رات نه میکنه اشتبوها توب بگه ناخط با کنه چون ترغت ااریف ان رح برسیاسی که اشتبوها اختنه پس در وغی بمورور ان رح بر خودش خوروانیه هم ان اصوری مشکه از خودش ساخته مسل مصولنی کمیگوف کمان همیشه اختن رم و این غتی ارتباد در وغی با بوغیات خوب مالومه که بتستمیمته فاجه اوار مونجر مشه مسالدیگه هم لی سددام بکوویتی که اشتبا هم مستبود امه بختر غورور قازبش و نبودنه ایچ سدائی مخالفی سددام جول رف و کسی نبود کجولوش و اگره و بادم که ادمی همی ن اشتبا هات با اس سوغوت اشتشه این درسته کالان درسته جامه چی جامه هم از درون دوشار پوسی دگیمشه بخی آموزش خونر ایل هتزندگی روز مره همی چیزا همی چیز فغت باید در خدمت باستولید تسویر اون رح بار باشه خوب تفقور مستقل خلوغیات اپتیکار هم از بین میره جامه ای در ناهایت دوشار رکوت مشه مزوی دگه اصیفای رابانیه اون رابطیه اشخو ترسی که گفتیم اون اصیفای امیغل بجامیز رتوی جامه ای اینگار جامه نمیت نا خودش رو بیدنون پیدر تساب ورکونه پیدر در مغامه استاره الوته بباختی بل خره این سیسسن فورومی پاشه امسلان اون رح برسیسی می میره یا سورود مکونه چی بجامیمونه اشوب این ایک یه ستراجی ایک تر این جام بخائی کش اخسیاته چون کل سیسن حلی ایک نفر ساختش دوود دگه و حل بارفتن اون فرد کل ساختار مسد دومنون فورومی رزه باچش هاتوی مدرس سوگن مخوردن که جونه شون رو فاده یه ستدام کنن اما هم باچش ها میدن اسن که پیدر اشون مونکن فرد با خطره یه شو خیدن رو یه ستدام یه دفه بدلائل نام علمی نا پا دیت بشه اینجا اش خو ترس بهم ترکیب میشه و این ترکیب جامه ای رو میساز که از درون فوروم پاشیده بلی از بیرون منازم بنازم یه میرسه با دستدام اون نازم ارام اشه زاهری که بازور اتابلگات هفش شدبود یه جای خودش شددت با تجزیه با خوشونت و جنگ داخلی خش میکس سال ها سر کب شدبود یهه علیه نامات ها یون سیسن فوروم می کنن ملت ريخطن بشکه سنم موجه از سامه ها کتابار و میسازوندن از کناصار و میسازوندن ها می یون اش خوا و وفاده رو یه اش باری بخش مو انقارت دلمشه حالت شددام بچه دکتا تور های دگه هر چیکه ایک سوم بوروش باشر مخنکه از بیم ببرا اما یک مشکل بوزو اکترام هست چیه درسکه هالا اون دکتا تور اون رحبار سیاسی رفته اما اون نیاز راوانی بیکناجی نیاز بیدناز نیاز بیک رحب رخبی هنوز توی جامه با غیمونده و این میتون زامینا روو سی زهور یک کش اش اخشیاته دیگه امده با کنه این اش خطر ناکه جامه ایک از سالها از گفتگو از ایتماد از تامرین اد دیموکرسی مه رومگوده الندگه خیل از ساخت میتونکه خودش ربا سازی با کنه و جامبین نارات کننداش همینکه هتو باد از سالها بل خرد اگه تارف رف و ایک پنجری با سشوت ایک ایتمال گوشایش ای بل خرد اتفاغ افتاد کتا غیری روخ بده و لباز منکنه که بکیش اش اخشیات برسه با این خیل ادار کدیگه چن ناس و ادختها ومپاس فدن امه از لن چرا ایک ملدت به نوخ دیم رسه که خودش رو تسلیم اچنی بازی خطر ناکی با کنه این سوال خیلی مهمیاها و جاوو بشم سادنست جاوو با چنلها یدر ابل از شرائت ایشت مائیش رکنیم پسوال خیل چیتور جامیییی مسته ادد پزیرشه کیش اخشیات میشه نامشه و لیمامولن این پرید از دل بوهران هی امیغ اشتمایش ارد امیره میشکف که ستازخ یا ستا آمل کلیدی مولن ناخش دره چیستان این سامر ابل تجو بی تاخری رو شکست ملیه مسلندر آلمان بعد از جنگی جانگی ابل یک هیسش ارمجام ای بود داش و جامیه سرخورد شدبت و نیاز شدیت بی اهیا یخور رو ملی بود خوبیس یسات مدار فورسات تلا بمیت و درگلگن همیم و درامیده میگی بمان اتماد کنید هاتی من گش میده و ان جامیدید کاریتون ناباشه دوو میچی دوو مفور فاشی اختصدی و نومیدی کستاردست و اختی مردم نومیدن بهیچ اومیدی و بهتاشدن اوزائی اختصدی ناباشه اون و اختی کباز یک رح برسیاسی با و دای ساده امغاته و فوری هنچن کیسی بسی مردم خیلی جاز زب میشه با آمل سبوم فورو فاشی نهتهای خبل ایتماده و اختی احساب سیاسی فاصدن یازائی فن یازم وجود ندره سستمغ از ایتباری ندره رسانه ها بیتارف نستن یک بی اتمادی اومی شک میرد این حالات یک هست بی پنوهی اشتمای شک میر تو این شریت باز یه رح برسیاسی با شخصیت کاریزمتی کب بولا میتون بیاد و بیگه که منامش زدوروست می کنه در این حالات اون دیگتان ها گوزینه و نزر میرسه انس تا آمل تاخر ملی بوه ران اختسادی و بیی ایتمادی بن نهات ها یه زمینه حال خیز دوروست می کنه که مردوم حزر بشان یه مامل کنه آزادی شون رب بیدا در ازائی امیات ناز و شایت اون هست غورور از دست رفته خوب این لیی ایشتمایب ایل لی رابا شن اختيام داره یه نی دلی لین که چر آ مردوم رومیاران بکیش اشاخسیات خوز شون میرا بیستغبال که شاش اختيات لیی رابا شن اختيش شیه آدما و اختي که تویش اره ایت بوه رانی هستان از نزر رابا نی فروفا شدندگه و دوم مله سالت بوزور کستان مقیه سیم چیت فرقی افتاده هستان و چیتور میتگم اوزار دوروست کنی چیتور میشکم اوشکلات رب ارتا رفکر سوالات و در در در های ایم مدلی در ا و رح بران اتاما میتخام استاد سوستفاده از همین نیاصها هستان میت سر بزنگا سر فورست میت و مجیکی ان ام راها های بیا دوم مله ان هستکه مشکلات پر تارف بشه بس بورش فما بخی مشکل هل بشه این ایدولوجی مهستش تو هم بیا و بخشی از موا بشو بخشی از ایک چیز بوزور کتر با ان چی ایدولوجی هستش که اون سستمت اومیتخا در ایرائی مکنه از آو و گلالوط ماهیمی گران و حباداران زیادی رو در ورخدشون جمی کنه Katie رکه ، ==يد Esta Besie - ector Meterيد aред ا الشخص الل Admore a$ 12. A$ falta عدت به روحته خیزیق فردت و میریاس بوزور جانیتیه خو مده حو این های تفرق می آفتا یا نام. مونکنی مطویز زندگی روز ماری خود مونام با نوصقهای کشکتر یعزاش مواد جه پشنی. جباب قت انی نکه فغت مهدود بسیاسته کالانه حکومات هنیسش. همون سازقار هی رابانیو اشتماییه که گفتیم یعنی رحبار کاریزمتیک, کونٹوروله تلا آت اجد گروه خودیو غیر خودی, فشار باری وفاداریه بیشون شراء سرکوب کردن ناخد بقیره غیره نین ها هماشون میطنان تو مرکیاسه کچکتر امزا هربشن. مسالن کجا؟ مسالن در بازی فرغا یق گروه هی بسلا کونٹورول گر. در ده هی خفتاد میلادی در آم رکا یق گروه بود بس می نیومن تندنسی. رحباری این گروه فردی بود بس می فرد نیومن. که یق نزاریه پر داز سیاسی و تاچ در منگر بود. داوغیه کراوان شنان سود و خوب نزاریات سیاسی هم داشت با یه شخصیات کاریزمتکتش. ماملن افرادی رو حدف مگرف کتی بوهران شخصی بودن. دوم بلم مه نا و ارتبات مگشنن. اونادمان و خوب اینم در منگر بود دگر رابان شنان سود آدم هی میومدن سراغش کنیاز بدر منگر داشتن. بس شنسد بادشون امونادمان ببست این بوامی افتدن. مشکلات اعتفیداری مشکل در روشت فردی دری و غیرو غیر ایرادی نادر من هلم کنم بلی باید بیای در دورهای گروهی رابان در منی شکت با کنی. باونادمان مگفتا. اینتوری برهایی گروه گروه کتی داش داروغا اوز میگرفت. و اب بلشن آدمان جزب اونجاب و سمیمی گروه میشدن. ام و اقت گی وارد میشدن کم کم ارزشا تاقیر میکردن. روشت فردی تاقیر میشد بفدا کاری بر ای گروه رابا و بیت باسته اریف میشدن. کونٹورول روی اعزا شدیت میشدن. و گفتا. اعزای کبارد گروه میشدن بشترشون خودشون از قاب تاقیر مشکلاتی تویزندگی خودشون بودن. و یه جورائی بین گروه پانا ها بورده بودن. و حالا که گروه بین اعزا فشار میا بورت. حتز میزنیت و کنش اعزا چیود. منشوما علم مگیم لوت بخیال میشدن دگه از گروه میمدن بیرون. کسکه زورشون نکرد چی کاری خوب. و اختگه بیتون زور میگن بیر اد بیرون از گروه. اما دار و غییت اعزاد دلشون نمخص از گروه بیان بیرون. حتز ای گروی داغونی مسهامی. از ان اعزین که از گروه تاقیر پلشن می تاقیدن. و بر اینکه انتور ناشه بخصها یه نیومن تن میددن. و اینتوری بود که سویس فده ها شروم شو. سویس فده های راوانی. سویس فده های مالی و هتا سویس فده های جنسی اتفاق افتاد. همون و بس زگیه اشوفتی که گفتیم شک میگر افت انجا. همون مگفتا مرفقات از گروه تاقیر دن کون باشه ها چی کتومی خای. پس سوز کار ها انجا هم شبیه همون سوز کاره کش شفسیات سیاسی بود. کارزمان زوو کون طورل فکر سوخطان اصدور ازون فرد راه بر گروه هم اچس البت دارگی کم اقیاس کچکتر. را گیه های از این مجره از این موزوات رشمتوی گروه های ترورستی مصدوش آل غایده هم می بیند. التا اونه فرغ های ایدولوجی کسن. حب غیر از فرغ ها توی مویت کار چتور. مونکن اونجا هم را گیه های از این پادي داروب ای بینیم کش شفسیات رو بینیم. باله چارکن این. مخسوزن الان تو بازی شکتا و موت از فانه گایو غایو غایو غایو از سارتا پا می بینیم که کل لفر هاین گیس سوزمان حول شفسیات بشدد کاریزماتیک و بسل اه مبتاکر یا بیجنریه مدی را مل شک میگره. مناث 400 آمة بعد میارم از به آived Maryland باردیا این از اینه زنگ ختاره. خوب اینما سشکیك اتار. تی این ترنه چتور. مسلن نی توی شابع که ای دیگه چتور. اونجا همه کش شخصید هست. اونجا هم هست فلی دینامی کشکن موتفابه تار و کش شخصید اونجا از پائن سختم میشه. دیگه این خوده راهبا رنیست که از مرد مخاد که ستایش کنه. بلکم مردم خودشون دافتالابانه بشخص موردن ازار خودشون جایگه بالته ری میواخشن. دوم بل کننده هب بلعک بقامنت ببازنش شهری مه بشون رو تبریل با از سوری از سالات می کنه. اینجا هل باته رووته اج بارینیست ساز مانی افتن ام نستش. نوی هم داسید دافتالابانست. و غل مقصف بر جامیشنست نوید جاماعت کاریزمتیک شک میگره. که پیوندش نبار پای ایترسه بلکم ابتنیبار ایساست اعللغه. دوم بل کننده ها فکم کنند که مهم مطالغه به گروهه هباداران این فارتستیم. یا گروهه باوار مندانه به این اغیده هستیم. این نوستخاز کش شخصیات خوب خلین نارم تارو پر آکندتار از موضلائی کلسیکه و لی هم چنمیتونه استخلاله فکیمارو تحتید با کنه. هست بوغن از نورم برک تا یو تیوب اینگار مشکل یک مشکله هماش کش شخصیاته و مبو تیفه باسی از یک فدید رووه روه هستیم که تشکله ایم اختلف در زا هرمشه. حالك تی این اپیزود سازو کارهای کش شخصیات پر دیدیم دلائل ایلش ایک کیرش رب ارسی کردیم و حتن نوستخائی کجکتر شمت اترافم ان روشن اختیم میرسیم بسوال این نا هایی و شاید مهمتر این سوال. پت زا هرش چیه. مد شتور میتونه که دوچار کش شخصیات نشیم. یا دغل هبصم ام باشه که ال ان در مرازه کش شخصیات ازیم. مبه ام بانی ایک فرد چیتور میتونه در بر بر این کشام مغاومات بکنیم و از زغلال افکریو خوویات افردیم رو هفس بکنیم. در ست ایک کالان اشتمای پت زر همون چیزای ایک نظام هایت همامیت خوا درگن ازاشون و اشت در. مثل شفها فیت تر تستیم گیریها. تخصیم بوا غیی خود رات. و جد کنال هی وسی نظارات و مهمتار از همه و جد فازا هی کادمو بیتونه بیدون اتارس بیدون اتارس از اخراش یا این کوردن نظر مخالفش نوبه گن. یا نی چنس دائی دگه. و مهمتار از همه جامه ای ک موجه هز بی ابزار اتفقور این تقادی باشه. تفقور این تقادی که از مهمتر این مهارات های هز که ادام میتون به اش موجه هز باشه. یا جامه اروم خید روش بیدیت موتر ارکی کنیت تفقور این تقادی رو توش چا بندازیت. این درسته که لان. درسته فاردی چتور. منوشون و چکار میتونیم بو کنی. درسته فاردی مهمتار این کاری نکه از ارز اشمن تار این دارا یه فکریمون مهفظات کنیم. یا نی استغلال از زهنمون. و بیته فاردیمون. چتوری. میتونیم یه جر چکلیسته زهنی. و یه سری زنگی ختر برخدمون تاریف کنیم. کتی هر مهیتی چا لسیاساته کالام باشه چا مهیت کار باشه چای گروه اشتمای باشه چا تفازه ای مجازیت. بیتونیم نشنو های ختر رو تاشخی سفیدی. چای زنگی ختر رو بایتوی چایکلیست اشتباشیم. میتونیم چا انتا سال کلیدی از خدمون بی پورسی. ابال زنگی ختر گفتما. ایز زابانی که انجا غالبه. دونیار از سیاسفید می بینه. یعنی فقط خودی مغدسه و دیگری خواینه. ایه انتا غاد کردن یه سال پورسیدن مصابی با خیانه تو دوشمانیت لقیمشه. این زنگی ختر افر. زنگی ختر دووم نرط نا پازیریه. ایون رح بر یه سیستم یون چه ریمه. ویم اوجود بیختا و مباروز هر اشتباهی ایتسیر میشه. زنگی ختر سیبوم انکه ایه وفاداری بشخص من رحبه. مهمتر از وفاداری بی اصول یه هتا منفه اون سازمان یه گروه یه کشفر هستش. ایه بخیه هم میچه از بهوزور یک نفر یه رزد شده. ایه هر سو آلی یه چالشی فورن ببارش از سدن توهماد یه هم لیشخ سیجا و بددمشه. زنگی ختر چهرون این هستار روویت هست. ایه فغد یه که روویت رسمیو تاید شده از گوزاشته و حالو آینده وجددره. ایه هر سده روویت یه مصیر دیگی بطور فا آلانه سرکوب میشه. تاخیر میشه. مستخری میشه. و آخرین زنگی ختر سوستفاده او تفه. ایه بجای انکه فازو باری بس مانتری و استدل اغلانی باز بشه. دوهماد ایساسات اشتدید مخصوسن ترس. خش یه اشخی بیه هده هست پومونه ابزار اصلای کون طورل بسیجه افراده سفاده میشه. پس این چکلیسه پنجگانه مثل ایک رادار درونیام المی کنه کمه اکمی کنه که اشیار به منیم و اگی جاوه به این سوال هم مصپته بیدونیم که اه تمال زیاد بایق سیستم کیش اشخصیات رووی روه اصلایم. أ jij منoper ‫ stellar تفقور مستقل وغان ارزش منترند رو ای افقریه انسانه ایچ کس ایچ رح بری ایچ کس گروهی هرچشغترم مخترم جزعب یا کاریز مطیکوشه هاقند رئین رو از مبه گره. گتشم مبهر هال باولگو براحبر با فرده الهامبخ نیاز درم تزندگی. پس چیتورمشه ان تاو دول رو برغرار کرد. هسین کردنه آدم هی موافق مطفقه رو الهامبخ خلیم خوب اللازمه. اما نکتی انجاز که بوید بطنیم تحسین کنیم بیدنه انکه پرستش کنیم. بوید بطنیم ان فاصلی این تغادی رو هفس کنیم. یعنی چییی نی همشه یادم اماشه که انفاارتا هل هر شخصی که هست بطمومه بزورگیش این سانه. بهیچ این سانی مبهر رو از خطان نست. این یادا و ریه مدوهم خلیمه. حلکه آخر این اپیزو تحسین یه باز گاشتی بزنیم با افوالی اپیزوط و بمجرائی اغیی پنوهی. و از خودم ان بفورسیم که مرز ابین اتحسین سالمه یک فرد موافق. یک فرد پورتالاش یک مطفقه رو ایک سیست مدار بزورگ یک هون ارمند درخشان فرقنم کنه. مرز ابین اتحسین بون نو باستگیه فکری در کجست. اون و باستگیه که استغلال فکری و تفاقر انت غدیراز ممیگره مرز این با اترام گزشند ار کجست. پا سوخنه های در هفست تاو دوله. تاو دول بین باور و تردیت. تاو دول بین اتحسین و پورسش گری. اینک بیتونیم کسی رو تحسین کنیم از اش الهام بگیرم و لی هم زمان بیتونیم سالات ساخت رو هم از اش بی پورسیم. بیدونیم کسیدامون بلرز یا بیت ارسی. ایپیزود کش شخصیات رو شنی دیت که سید سامانی ها شمین اجات تر مردش پجو هش کر و هم نوش دیمش. از که تاو بخوا مراجز یاد یه هم استفاد کردیم که لیسل شروط ویتوزیحات مزارم برتون. این اپیزود خیسمت سبوم از اگانیه اشتمایه پتکست داکس بود تیوری توت ای جادو خرافات با اینم که کش شخصیات. مرسی اشاما که پتکست داکس داکس دا با این کنیت همایت مکنیت کمین فیزاریت. ایپیزود خیب لی هم گفتم. روالی این پتکست در اپتدو ایتوری دیگیی بوده. و در هر فاسلام تاقیر کرد بازم تاقیر مکنه. بازم از مصنیت ها میگیم. از مزارت رو سا میگیم. مزارت تاریخیم میگیم. کارای را انجا میدیم که. فیک مکنیم که نیاز روش کار بشه. و لباز اهما تبشتر. و لباز از نی بشتر. چیز که برام اهم میت تاریین که روی ایک موزوی مهم کار کنیم. موزوی که هدگر خودم مفکنیم که مهم. بیک کارا با که فیات رو تاقید بیدیم. اینم خیلی مهم. و هر فیشت با احنظنیم. این هم خیلی مهم. و مدرم تالاش می کنیم که. همی این هر رویت با کنیم. ممنونم که دعرک می کنیت و همویت می کنیت. ممنونم از سیده سامانیه حشمین اجاد. و سی په جوه شاو. و همین تو رو ممنونه ساسان موساوی باریت ادوین این اپیزو. این اپیزو درو بو سوح باتهای اغی ابدول لها مووحهت. قهرمانه سابغه کشتیه جهان. حموم مکنه. تایه اپیزو دیگه و ای کنش کافیه دیگه خدا افهه سی. لازم نی سا دم شاپ لوسی فونه اگر و نکه زامت کشید. آیش شمای نامه ایز زامت کشی. آی اتیاد ایت ار بیجه ات کارنش بقنی دسته که سیری بورتی. رو بگیرت کر میشughtم تمتی ولی باش نبه رم خوبشھوگی اون Ireland بستی حاتط دعارن، بوعست Medien میخونه بارمین -- وشrolling چازیزا ن sicher Lower نککن بار مس agora نرانگن ونki ن schedul kön ن Żeه نیام گ Pennsylvania نموشن کچکه باکیوم بلای نکچک نککه هر آتوی جامه کمام ازر جامه بارجامه مفیدر نمید سنیم یکی رو باردی گریار جا

Podcast Summary

Key Points:

  1. بحث اصلی حول پدیده «کیش شخصیت» (Cult of Personality) در جوامع مختلف، به ویژه ایران، متمرکز است.
  2. کیش شخصیت به عنوان یک سیستم و نه صرفاً رفتار فردی تعریف می‌شود که شامل تکریم و تمجید افراطی از یک شخص (رهبر سیاسی، هنرمند، استاد و ...) است.
  3. این پدیده ریشه در فرهنگ، تاریخ و ساختارهای اجتماعی دارد و نمونه‌هایی از آن در دوران باستان (پادشاهان)، قاجار (تملق افراطی) و پهلوی و همچنین در جوامع امروزی دیده می‌شود.
  4. ابزارهای تقویت کیش شخصیت شامل «نرم‌افزار» (زبان، القاب، داستان‌سرایی) و «سخت‌افزار» (ساختارهای اداری، رسانه، معماری، آموزش) است.
  5. زبان به عنوان ابزاری برای کنترل و تقسیم جهان به «خودی» و «دشمن» عمل می‌کند و انتقاد را به خیانت تبدیل می‌نماید.
  6. معماری و نمادها (مانند ساختمان‌های عظیم، تصاویر رهبر) برای ایجاد حس شکوه و حضور دائمی رهبر استفاده می‌شوند.
  7. سیستم آموزشی و رسانه‌ها نیز در ترویج وفاداری و بازنویسی تاریخ به نفع رهبر نقش کلیدی دارند.

Summary:

این متن به تحلیل عمیق پدیده «کیش شخصیت» یا پرستش شخصیت می‌پردازد. نویسنده ابتدا این مفهوم را به عنوان یک سیستم تعریف می‌کند که فراتر از تمجید ساده است و شامل ساختاری برای کنترل اجتماعی می‌شود. نمونه‌هایی از تاریخ ایران، از جمله دوره قاجار با تملق افراطی از شاه و دوره پهلوی، و همچنین جوامع دیگر مانند آلمان نازی و عراق صدام حسین، برای نشان دادن ابعاد مختلف این پدیده ذکر شده است.

نویسنده دو مؤلفه اصلی را برای شکل‌گیری کیش شخصیت معرفی می‌کند: «نرم‌افزار» و «سخت‌افزار». نرم‌افزار شامل زبان و القاب است که با تقسیم جهان به «ما» (خودی‌ها) و «آنها» (دشمنان)، هرگونه مخالفت را به خیانت تبدیل می‌کند. همچنین داستان‌سرایی (داستان نجات و بازگشت شکوه) برای مشروعیت‌بخشی به رهبر استفاده می‌شود. سخت‌افزار شامل ساختارهای فیزیکی و نهادی مانند معماری یادمانی (ساختمان‌های عظیم و نمادین)، سیستم آموزشی، رسانه‌های تحت کنترل و القاب اجباری است که حضور دائمی رهبر را در ذهن و زندگی مردم تثبیت می‌کند. در نهایت، نویسنده نتیجه می‌گیرد که کیش شخصیت ترکیبی از این دو ابزار است و جوامع برای رهایی از آن نیاز به تفکر نقادانه و شناخت این سیستم دارند.

FAQs

کیش شخصیت یک سیستم است که در آن یک فرد به عنوان موجودی مقدس و فراتر از انسان عادی معرفی می‌شود. این سیستم شامل نرم‌افزارهایی مانند زبان، القاب و داستان‌سرایی و سخت‌افزارهایی مانند معماری و رسانه‌ها برای کنترل جامعه است.

خیر، کیش شخصیت محدود به سیاستمداران نیست و در میان سلبریتی‌ها، اساتید دانشگاه و حتی در روابط اداری نیز دیده می‌شود. این پدیده در فرهنگ ایرانی ریشه دارد و با تکریم و تمجید بی‌حد از افراد خود را نشان می‌دهد.

در ایران باستان، پادشاهان خود را خدا یا نماینده خدا می‌دانستند. در دوره قاجار، تملق و القاب افراطی مانند 'ظل‌الله' رایج بود. این روند در دوره پهلوی و حتی امروز در برخی شخصیت‌های سیاسی و مذهبی ادامه دارد.

زبان ابزاری برای کنترل و تقسیم جهان به دو بخش 'ما' و 'آنها' است. استفاده از القاب مبالغه‌آمیز مانند 'پیشوای بزرگ' یا 'خورشید ملت' و اجباری کردن تکرار آن‌ها در رسانه‌ها و مدارس، کیش شخصیت را در ذهن مردم نهادینه می‌کند.

بله، تعریف و تمجید ساده می‌تواند زمینه‌ساز کیش شخصیت باشد اما خود آن نیست. کیش شخصیت یک سیستم کامل است که شامل نهادینه کردن ستایش اجباری و کنترل فکر و زبان می‌شود.

نیاز روانی جامعه به یک قهرمان در بحران‌ها، استفاده ابزاری رهبران سیاسی از این نیاز، و ساختارهای اجتماعی مانند مدارس و رسانه‌ها که ستایش رهبر را ترویج می‌دهند.

Chat with AI

Loading...

Pro features

Go deeper with this episode

Unlock creator-grade tools that turn any transcript into show notes and subtitle files.