Go back

اپیزود هفتاده و نه - راه باریک آزادی - بخش اول

56m 40s

اپیزود هفتاده و نه - راه باریک آزادی - بخش اول

در این ترجمه، مفهوم آزادی به عنوان یک تعادل بین قدرت حکومت و قدرت جامه (دستاوردهای اجتماعی و زندگی فردی) تعریف می‌شود. آزادی نه تنها امکان انتخاب فردی است، بلکه نیاز به توازن بین قدرت سیاسی و امنیت اجتماعی دارد. لیویاتان مغاید، یک حکومتی با زرفیت ثابت، می‌تواند باعث محدودیت آزادی و استبداد شود، اما اگر زرفیت جامه — به عنوان یک میانه امنیتی و مشارکتی — ایجاد شود، این تهدید کاهش مییابد. حنجارها به عنوان ابزارهای امنیتی و ایجاد پزیری، نقش بسیار مهمی در ایجاد آرامش و آزادی فردی ایفا می‌کنند. بنابراین، تعریف آزادی در این منابع، خارج از ساده‌ترین معنی "عدم مهار" است و به عنوان یک سیستم پیچیده، که در آن حکومت و جامه به صورت تعادلی با هم می‌باشند، می‌باشد. اگر حکومت بیش از حد قدرت داشته باشد، نتیجه آن استبداد و محدودیت آزادی خواهد بود؛ در حالی که اگر جامه (یا فرد) قدرت امنیتی و مشارکتی داشته باشد، فرد می‌تواند خود را از مهار و تهدید حکومت آزاد نماید. این توازن، به عنوان یک پایه فلسفی و سیاسی، می‌تواند پایه‌ای برای تفکر در مورد آزادی واقعی در دنیا باشد.

Transcription

5084 Words, 24430 Characters

Persian
[Musique] [Musique] [Musique] [Musique] [Musique] [Musique] [Musique] [Musique] [Musique] به نظر پوطی از دی وقتی حاصل مشکه کسی مجبور نباشه که شیوی زندیی رو در پیش بگیره که دیگری بر او تهمیل کر ده یا از ترسین که دیگری بو آصیب نظنه مجبور باشن شیوی زندییی رو اختباص بقنه تکشید بر خوشونات و رو اب در ان تاریف هم تاریف جنلاک و هم تاریف پوطی خیلی پورنگه اما فلی پوطی بین هم تا و جو حدارکه این خوشونات و ار آب لازم نیست هتما امالی بشه بلکه یه جای می نبیسه که تهدید بر خوشونات یا تجوگوز میتون برندازی خود خوشونات و تجوگوز هم بات باشه بین مانا آزادی زیستندر یک شرائیت فقدان ایمالی قدرت بی رهماونه یا تهدید بی خوشونات و تر اصلا ادام سولتص برینک سولتر رو هم مانید داقی اقتری ازش داشتگاشیم بین تاریف فلی پوطی تا و جو بو کنی پوطی موتاگده که سولته بمانیه زندیگی در ساویه یه حزورتی کریه و اختیکه فرد مجبوره خولگیاتو الاغو سلاغه یه که دیگه رو ببت تو ماباده اوناره هت بشه یا خوششنیاد بغول پوطی سولته وزییتی که فرد مجبوره سر بزیر بندازه از هار چاکری کنه و چاپ لوسی کنه تا شهید مردلوت فقرار بگیر یا نه غلن تنبیهش نکنن و زییتی که بایت توام هبست پوشکه مرجعه سولته رو نرهتن کنی خولگ شتعنشه و نرهتنشه و ایل او تنبیهت مکنه یا لوت فشوازت دریق مکنه ببین مانا آجم غلو و رابن سون در نه هایت آزادی رو کیبته سولته تعرف مکنن آزادی بین مانا فغتی مفهومه انتزائی در باری اختیار انت خب آزادانه آمالت و ستفارت هم نیست بلکه ایماله اون آزادی هم مهمه و بهم اندلی لیکن شکو فایه آزادی نیاز منده پایانی افتنه سولتست هل این سولته من شعیش اچه زیمیخاد باشه بین مانا آزادی ستو جوز داره یک ادامه سولته دو اختیار داشتن برین که امالت رو و کنشت رو خودت انتخاب کنی و سبومه که تاوان اید اشتباشه اون امالی رو که انتخاب کردی مهقا کنی هر که سیم که با ادبیات آزادی آزادی آشن باشه میدونه که الار اغمه وجودی هم چین تریفی باز هم مناغشه دارباری آزادی و هدودیش بسیار زیادی و در فلسفیه سیار سیادر باری اون بسیار بحسوده باری همین تریفه اداخلی از آزادی رو مبنغر ارمیدی برین که برین و برین و بغیه یه کتاب رو هباری آزادی رو ملو کنی از آزادی رو تاریف کردیم و لی آزادی یه مس آلدار مس آلی گیلیمش گیلیمش که گیلیمش حکمی شهر باستانی اوروک بوده با حکمتش ناز مو امنیت بررار کردی اما خودش بسوستفاد کننداز قدرت و همین نازم تبدیل شوده مس آلی آزادی یه همون مس آلی گیلیمش این که فک دانه حکمت باست بہم رکتگی هر جماج و وظییت یعز نو امنیو پیش پینی نو پزیریمش که زندگی توشو دوشو ریا نام ممکنه که وظییت شبی هل جنگه همی آلیه همه هم ممکنه را بیفده اما بمحزین که حکمت حلا قلگیمش در اون افسانی باستانی قدرت رد دست مگره نازم رو محقق مکنه و جنگه همه آلیه هم رو پایان می ده خودش میچونه ازن اختیار و اختدار و کومت بگونی مهار نشوده استفاد کنه آلیه بغیه ماس آلی آزادی انه که چگونه میشه اختیار و اختدار و کومت بسورت محارش دی ایمال بشه که فابا ادش نسی بش ارمنده بشه اما اون مزرات شامل حالش ارمندان نشه بیبارتی ماس آلیه گلگه میشین این پرسش که چیجوری میشه یه کومت متلوبی داشت که زرفیت زیغانون داشتوشه خوشونه تو محار بکونه مرافع آتومون آزاعت مردوم رو حال فاسل بکونه ارا ایه خدمات امومی هم بیده که مینا بیم این مانیه که یه کومت قدرت منده تاوان مند بشه ولی همین قدرت منده تاوان منده تاوستی جام ایه جحصور متلوبی گر و سازمانی آفت محار هم بیشه پا سوخ اجم قلو و رابن سون این که رسیدن بیه هم چین وز یتنی آز منده رود بی دالان یا راه باریچه آزادیه پس سوالی نکه دالان یا راه باریچه آزادیه چیه ولی یک دیگی دریم تا بی تاریف این راه باریچه آزادی بیرسیم تومس حبز فیل سوفس یا سینگلسیر قرنه ایه افت هم برم اب نای مفروزاتی که در باریه تبی اتبش ارداشت تا صور میکت که در فیق دانه یک آدرته آهر و یک خکومته آدرت منده اینسان گورگه اینسان میشه و جنگه همه الئیه همه راه می افته و متغید بود که اینسانها سول حرو دوسترن چون از مرگ میترسن و دوسترن که لوازم زروری زندگی راهت رو داشتباشن و امیترن که با کشش کردن به این لوازمه زندگی راهت بیرسن اما در فیق دانه یک آدرته آهر که حبز به شمگف لیویتان بزورگ چینن چیزی مه اکاک نمیشه و بنا بر این دوسترشتن آداما براه یه رسیدن با ارزو هاشون و ترسشون از مرگ خوشون اتامیز سبب میشه که مطال به یه پیداه یه که لیویتانه بزورگ را داشتباشن که همون حکومته لیویتان یک موجود آفسانی یه برامده از اصاطیر تووراتی یه نهنگ بزورگی کدر داشتن ایوب در احتی اتیق تو سیفش ده بغالی توورات موجودی کباروی زمین هیچ قدرتی وجود ندارت کبارو براه بری کنت منزور خبز از لیویتانه بزورگ همون حکومته یا اختدار مطمهر که زیبود که بنده زی کافی کترت من باشته کانون رو ایمال کنه و جلوی جنگه همه اله یه همارو بگره و خبزم فکم که این لیویتان ترس دائمی و خطر مرگی خوشونت بارو از بین میبره حبز یه قدرم هم جلو ترمیره و فکم کنه که ادرتی لیویتان براش حق و مشرویات هم ایجاد می کنه بسیاری از فلسو فائیسی ازی موتاگ دن که حبز این جارویش ده باه کیده ادرتی لیویتان حق و قد ان آزادی ایجاد نمی کنه به بارتی زندگی زیر یوکه لیویتان یا همون حکومت همیچونه ناغوار تعلخ بیره همانه و تو همب مرگی خوشونت آمیز باشه پس بسر فییجاد لیویتان مس اله هل لمیشه مس الینه که خود حکومتا چهگونه رفتار می کنه چهگونه آدم هر مهار می کنه چهگونه قدرات ربستوزی می کنه پچهگونه از کتراتیشون استفادی می کنه آجم اگلووار رابنسون موتاگدن که در رابتی جامئی و حکومت سگونه لیویتان می کنه زهور با کنه حبز فقط از یک نو لیویتان حرف زد بود اما آجم اگلووار رابنسون موتاگدن که سلیویتان می کنیم داشت باشیم نوع ابوال اسمش هس لیویتان قائب یه واز یات یکه لیویتان گوی حزور نداره حکومت اون رادر زائیفه که جنگه همه علایه هم رامی افته یه واز یاتی میسه کشوار کنگو یه بیدو لتیم احس یه هر جو مرچ جای که تو اصل پنز ده ران سوشن افشتش ده مغامات دو لتیم از اول از بین بولدن اتجاووز جنسی هستند ولی مغامه سازمان ملال تو سال دوزار ده قفته که کنگو پای تخدت اتجاووز جنسی جهانه این یعنی جای که لیویتان گوی ازن وجود نداره تو از حرور آدم هاد دفع بقنه فازون بیداره وز ایتی که تو مصحابز می گفت جلو گیر کنه. حالت دو وون وقتی که لیویاطان پدید میاد اما انگه هات کتر اتمند میشه که از مهار خارج میشه میشه گیلگیمش. وز ایتی که تربریه گیلگیمش گفتش ده انجوم لرواج مغلو و رابنسون نقلیم کنن. کیست که با گیلگیمش برواب ری کنت پسر را از پیدر میگیرد و فرومی کبت دختر را از مادر میستاند از ویقام میجوید. هیچ کس را یا رای مخالفت با او نست. این هالت لیویاطان مستبتی. استبداد بچه مانا، استبداد بمانا یساکت کردنو کنارگوز اشتن جامع از مشارکت در تسمی ماتیسی از مشارکت در تسمی مجتما یارت سادی. که نارگوز اشتن از مشارکت بنا هی که دیگه نشگوفت با هم تسمی میگیرم. البتی، لیویاطان مستبت میتونه گاهیوخاد روش دیخط سادی هم ایجاد بکونه. سرمه ایگوزاری هم بکونه. همگونه که خود اجا مخالف را بنسون در کتابت شرمه لتاشه گست مخرن. این واجهیه روش دیخط سادی استبدادی رو در باریه دوران استالین بکار می برن. این روش دیستبدادی اما فکد یه مشکل داره رو نگی که لیویاطان استبدادی ایجاد میکونه. گیا لیویاطان مستبت فقط تو وقتی وجود دره که بنف احاکمان و اترافیان اشونه و البتی پورز نوا بار باریه هم هست. اجا ملو بار بنسون در کتابت شرمه لتاشه گست مخرن از یه لیویاطان استبدادی دیگه هم هرف میزنن. پا اون لیویاطان مستبتی که اگر چه خشنه اگر چه خون ریزه اما ارزه و لیاجت ایجاد روش ده اختصادی رو هم نداره. زیر تحت سلتی مبو توسسکو که در کتابت از ایجا چاپاول اپیت رو از به اش برد اخدم همی و از اییت داره. حکم و اترافیان اش مردوم و کشو رقارت مقنن اما زرفیت ایجاد ایجاد ایجاد ایجاد ایختصادی رو هم نداره. پنه بارین استبداد هم بر دوگونه. اما حالت ایس سب و می لیویاطان اون وانش هس لیویاطان مغاید. لیویاطان مغاید حکومتی که. پن دازی کافی خود رتماد هسته جلوی خوشونات رو به گیره. رو اش داخت سدی همیجاد مقنن از ایل ساختای ارهای خدمات اون میره هم بنامی کنه اما هم زمان. قادره یک کالا ی بسیار مهم و شاید مهم ترین. والبتوگ امان اما مهم ترین کالا یه زندگی اشتمای رو تولیت کنه خیر جمی. این لیویاطان مغاید که میتم نخیر جم ایتولیت با کنه. حکومتی که. الار اگ مقود رتماد بودن اشتحت مهار جامه است. و جامه میتم نبارون سیترد اشتباشه و خودش رب اون تهمیل با کنه. با تاریف این سمف هم از حکومت یا همون. لیویاطان مدن از رح آبز بچنیم دالان باریکش یا راح باریف آزادی رو تعرف کنیم. دالان باریک یا راح باریف آزادی جای این بین یک هکومت کوی و دارای زرفیت مستابت شدن و یک جام ای ای کوی. براینک این رو تصفور بکنیت یک نمدار لرنزر بگیریت مهور امودی مهور افوغی. رب ای شمال شرغی یک نمدار مختصات جب ری رو درنزر بگیریت. مهور ایک سایا مهور افوغیش نشندهند یه قدرت جامه ای باشه. و مهور امودی یا ایگرگ ها نشندهند یه قدرت حکومت باشه. اگه شما یک نختار فغت رو یه مهور ایگرگ هرکات بیدین در مهور در نخته مبدای مختصات یعنی جایک این دو مهور ایک سایگرگ بهم تقاتوم کنن. قدرت جامه ای سفر ای قدرت حکومت سفر. هر چکت کشومادر مهور ایگرگ برین بالا قدرت ای قومت افسوش بیدام کن اما قدرت جامه ای تغیری نمی کنن. بیچونی نم کامل رو یه مهور ایک سارکت کنی دیانی ای قدرت ای قومت سفر و جامه ای دائم روی تربشه. اما یه جای هم هست رو یه نمصاز این زاویه یه نبت درجه. قدرت جامه ای و قدرت حکومت بهم تقیر می کنن و برابرن. دوالان بارک یه جایست حول حوش این زاویه یه نمصاز این مهور مختصاد. قدرت جامه و قدرت حکومت بهم بی توازون میرسن. اگه شما بسامت زیر این خدت نمصاز حركات بکنید میرد بسامت نوغاتی کر قدرت جامه بیشه از قدرت حکومت. و اگر باری این خدت نمصاز و خدت زاویه یه چلو پائش درجه جای ایک قدرت حکومت بشتر از قدرت جامه است. بیین نا هیه یه بینا بیین و اترافه یه چلو پائش درجه اجم غلوبا رمسون میگن دالان بارک. بیین مانا از نظر انها آزادی در جامه ای بروز می کنه که ادرت حکومت و جامه این نصبتن بی توازون رسید باشه. برای این که بطنیم این نظر یه رو تشریح بکنیم باید دو مفهومه منيادی این تسویری نی مه وره مختصاتی کتوش دالان بارک آزادی تاریف می شرو شعر بکنیم. زر في يتو حکومت تو نظر یه اجم غلوبا رمسون بیین مانیه که حکومت تبانا ایدر با احتفش برسه. احتفش چیه اجرای آنه حلو فاسل مرافاات تنزی مفهالیاتها اختصادی مالیات ستانی از همون فهالیاتها. تقمی نظر ساختا و سویر خدماتی که بره امنیات رفا و روشت اختصادی زروریان دفا و امنیات خالخ قدن بوستی جنگ. و گای غادتا زرورت جنگ ایجاد قدن اینو همه جوز از ارفیات های حکومتن. زرفیت حکومت که دادن خدمات امومی و منتف اشودن مردم ازون حرو ممکن می کنه. به این زرفیات او حکومت و نهات های فرقیر اختصادی سياسی که. اجا مغلورا بنسون در کتب چرا ملا تاشک از مخرا شاکا دن هم ایک تنازوری هست. نهات های اختصادی فرقیر روشت اختصادی روم ممکن می کنه و نهات های سياسی فرقیر هم امکن میدن که جامئی. مطمین بشعزین که هیچکس و هیچ چیزی باون اندازق او درت مند نست که. تاوان این داشتوش که از تخریب خلاق سياسی و اختصادی جلو گیر کنه. یعنی هیچکس اونگر در او درت مند نست که به مغلورا دی خودش جلو این و آوری جامئی و استفادی جامئی و آفرادش از آزادی ها شون رو بگیر. پیچی دگی مسألی ازارفیاته کومات درین که زارفیات انده که کومات باللیویاتان قایب منطهیم شه. و هر جمارج ببار میره. افزویش ازارفیاته کومات بدون انکه مطنصب بحاش او درت و زارفیاته جامئی افسوش بدون کنه هم فوجیمی افرینه. اجمالوا رو بنسون زارفیاته کوماته آلمان نازی رو مسأل میزنان خوب آلمان نازی انگر ادرت و زارفیات داشت که با جهانی در بی افتنیمی از اروپارو شقال کردن. و هتو یک سامان دهی خیلی اجی بخاریب داشتن برینکم میدیون هان افر رو برکت اتل برسونان. هتو چی نمو آسر رو هم اجمالوا رو بنسون بمانی یه نمو دی و نمادی از ان لیوییاتان مستابد زیقر می کنان. جالب ایک بی دونیت هتو تو ساله دوهزار چهار ده کاما کن هفساده نوهزار نفر تو یه مقن های در چین بنام سامانی اسلح جامئی زندگیم کدن. بی پر سی دن سامانی اسلح جامئی چیه. سامانی اسلح جامئی اردگا های یه که هر که سی رو میشه بی دون رایت اتاشتی فاتقانی تو چهار سالتوشن اگه داریکت. جای یه کتوش آدما بیه سابو کتاب کتاک می خارن. مجبور بی بیگاری میشن شکنج میشن و هتی این بیگاریو شکنج اونگه درزیادی که بازیاد از بخوت کشی میزن انتا کمتر ازاق بکشن. لیویتان اعلمن نازی و چین ایم روز تونستن جنگه همه علیه هم رو پایان بدن. و هتو روش ده اختصادی هم ایجاد کنن امه مشکل سلتی یعنی همون جو هری بیگاری. تعرف آزادیگی آدم سولت باشه در لیویاطانه مستبت به ان شیکل و بال ان زرفیت هل نمیشه. اگه یه ستونه لیویاطانه مغاید زرفیت اش باشه. ستونه دووم یعنی بسیج ایچتمای تائن کنندتر همهست. مزور از بسیج ایچتمایه مشارکت کل جامه بل اخس فرود استان. تو امرسیاسی. یه بهتر بهگیم ایر فراد استان. فراد استانه فرود استان رو همکز اپیزو ده پین جو دو و شره کتاب رشه ها اقتصادی دکتوری و دموکرسی اده منهست. فرود استان میچونان بو ایت راز دا تخصد رو ایک دن تظهورت کردن. یه هت تحتید به انگلاب کم اشون شکل قیرین ناهادی دارنی کنشه امالی استان. یه از تاریغ انجومان ها و رسان ها از تاریغ شکرای ناهادی دیمس انتخابات یه احزاب یه مائدلس آنگزاری رو یه فراد استان فشار بیارن. قدرتها یه قیرین ناهادی و ناهادی افرود استان بهم هم افسویم کنن تا اون بسیج ایچ دمائی رو شکل بدند ازل. جو امه ایک نتون بسیج بشه و رو یه سیازتا و اخ داماته کم اتاسیر بزار نا چار دچار استب داد میشه. هتر اگی غانن اصوصیش خیلی دغیق خیلی شک خیلی حقوی شامل اینوان او پاسخویه حکومت در بغامل مردم هم باشه. در ازل غانن اصوصی بنوان یه ناهاد و اخ دی پوش دوانش ام کان بسیج مردم برو یه پاسخکو کردن حکومت نا باشه ارز شتع سیری نداره. در دفا از اون اصولی که در غانن اصوصیت اصوصیت اصوصیت بستی گیدور. ایج رو اگن از سو سیرم پیدا بو کنن یه مفوم سادست ایردام جمی ایردام یا کنشجم یه هم یه مصالی درم چلگ آزادی یه مصالی گلگمش ایردام یا کنشجم یه هم یه مصالی درونه سمسس مصالی همو هنگی چجوری مشه ملیون هاید همیلون این سان با هم همو هنگ بشن و یکش کنشجم یه رو اینجام بدا مصالی کنش و اگدام جمی صوری مدجانی یه مفت صوری فاختی کاروره ملیون ها اینسان مالیات بدان تا خدمات امومی ارى ای بشه خیل یا این و سات پیش خودشون میگن که هل اگیم منا منا دم که بغیمی دن و خیابنا سوالت میشه امنیت بغرار میشه مو ایت زیستمتامیز میشه پس چی کاری منا نمیدم صوری مدجانی میگر میسه یه مشتما اپارتمنی منه که یه نفر پولش آرششون میده اموم بغیمیدن و برغس اخدمون هس آبس اخدمون هس همی چی برغار رره ولیون یه نفرد ره مفت صوری می کنه جبومه برا کنشجم یه و اخدمجم یه مصالشون همین چیز کچه که همو هنگی و الزام آدم هبین که هزینی یه پهر من دیشون از کنشجم یه رو به پر دازن این هزینه گا هیغت خیدیس سنگینه و وغتر هدی پر داخد کردنه پولش آرش شخدمونیس برای رسیدن بیک هدفجم یه باید هزینه کرد باید خطره زندان شکنج رو بجون خرید و خطره مهروم شدن از مهزو یه اشتما یه رو تام ملکت پس محارکا دنه کمتا ده کنشجم یه و قدرت مردوم احتیاج دره و قدرت مردوم هم مصالیه کنشجم یه رو بخدش داره و مصالیه همو هنکی رو جامیه که بیتونه مصالی اخدامجم یه رو حال کنه و از قدرت مردوم برین نزارت برسیست مدروف فرد استفاد کنه میچونه لیویاتان رو مغاییت کنه. تو مس جفرسون تو ساله ہزار هفست ده هشتده افده جریانه مبارزات مردوم آمکاله استه مار بریتانه یه بار نوشتد خدان روزیرن نی آورت کنه مب بیس سال رب دونه چینن شرش بوگ زرانه کدام کشور توانه یه هفز آزاده ها یه خدراد دارت اگر هرزگا هی بحاکمان حشتار داده نشفت کم مردوم رو هیه یه مقاب متراه هفس کنه. فرنس به ده هیه یه هشتده سی. از آمکال باز دید میکر تا ترباری این کشور اجدید بردولت فرنسه گزارش مینویسه. متغید بود آسلی آزادی اچتماعت در هیچ کشوری از جهان بنده زی آمکال با این در اجاز مو آفقییت استفاده نشو دست. یا با این شدت برای این بوها ازیمیز احتاف مطفاوط بکار نرفتست. جامی ای با این قدرته سازمان دهی و کنه شجام ایر که بغوله اجام اغلو و رابنسون میچونست با میکدار اهتیات به حکومت ایتمات کنه و اجاز بید قدرت منده شه. چون میچونست با پوشت مانه قدرته خودش میچونه این حکومت رو مغایت کنه و پاسوح کنه یا هداره و اجاز نده که بید کلیوی اتانه مستابت تابدیل بشه. تو که فا همیده جود که جامی و اقتی به حکومت اجاز میده قدرت به گیره. که خودش هم این غادر قدرت مند باشه که جلوی خود سریه اون حکومت رو بگیر. در نظریه دالان باریک آزادی بجد رک خیلی مهم. قفس حنجارها، اول بگیم حنجار چیم. امیل طور کیم جامیشنان سفران سوی بی حنجار مگو فیو حنجارون جو رید اریف مکت شیوی امال. شما سر سفرد شگونگ از آمیخورت. شما تو تکسی شگونم شنید. شما دری مهمونی شگونه امال مکنید. شما سر کلاس شگونه امال مکنید. انا همه شیوی امال شماست و اینها با حنجار هم مناز زم بغابل پیش مینشنان. و شما کامل ساس مکنید که اگیه کسین حنجار هارو را آیت نکونه فردی قیر آد دیب نظر میرسه. تو یه جا ایت همول میشه وازیه جای بباد مردوم رو پاس میزنان. حنجارها ابزار همه هنگ شودن آدم هم هستند. شون همه تقریبن یه جور کزامیخورن مسلن بخاشوخ. شون همه تقریبن یه جور سر کلاس میشنان. شون همه یک جورانن دیگی می کنن. مسلن از سمت راستد یه سری از کش فرحوا و سمت چابتری ایک سری دیگر از کش فرحوا شرف دار ها بلی پیش مینیه. حنجارها پیش مینی پزیری ایجاد می کنن. اما یه کارکیر ده مهمتر هم حنجارها دارن. حنجارها در قیابل یعطان هم ایجاد امنییت می کنن. تو یه خونه دریه مهمونی دریه جشن ارسی دریه سمینار کم فرنس. لیویتان حزور فیزیکی نداره. اما چون آدم ها ایتماد دارن که بغیه هنجارها رایت می کنن اه ساس امنییت می کنن. یک وزییت خلی مسخرر لحاز کنیت که شما وارد یه جام خانه و دگی یک مهمانی میشید یه کم فرنس میشید و ایتمینان نداریت که آدم ها یدفر و ست اونجام لخت نمیشید. اکی هم چین ایتمینانی نداشتا اوشی دوائم ایساسن نا امنی می کنیت. اما هنجارها منع زین میشنگ آدم ها یکار آنجان بهدن و توید امنییت می کنن. این وزییت توید امنییت و پشبینی پزیر کردن زندگیت و ست هنجارها همیش رویه یه مصبت ندار. یه زربل مسل افرخید ارقبیلی اشانته تو اقنامی یکه و اختی ایک جو جیز بری جدامی افتد تو امیه شاهن میشید. بچه ماناز یعنی و اختی حکومت کارام ادی وجود ندار که امنییت و پاکونه تو مجبوری تن بیدی برقبو اید ارقبیلی خانواده اشیره چا شاهن ها نقرنه. اینجاست که فرد آزادی شروب اقبیلی و هنجار هاش ایتامی کنه و در مغابل از قبیلی انتزار داری که امنییت شروفا رو هم کنه. مده و اختی ایرومی بنام یاد فیلم پدر خاندمی افتم و دن کارلونه. و اختی حکومت امنییت شروب بر پاہنیمی کنه. دن کارلونه هست که میشه نسبت بهش براز ارادت کرد و زیر چتر امنییت شکارار گرفت به انتتیب تو امه یشاهن ها نشوت. امه چنین وز یاتی اوگه به بسیار بری هم می چونه داشد باشه. اینجر که آدم هاتو کفه سه هنجار ها گیر می افتن. مابه زای اون چتر آم نیاتی که بالسرشون گرار میگره مجبورا خاصتها یه دن کرلونه هارو اجابت کنن. بخشیاز کارت رباد بیشون بیدی ارزش رو کتولیت کردی باد بیشون بیدی و چون آدما متمئنن کی در مغابل امنیات باید دستا بار دخود شنگ رو بی آه بالسرشون بیدن دیگه انگزی برای کارو روش توین ها هم ندارن. آدم اسمیت پوطاگت بود که جو هری آدم ازاد و میل آدمی بمواملت هاتور و تابادوله. اما در دری تنگلند که کفه سه هنجار ها را آدم امنیات. فراحام میکنن جدای شایتال از مواملو تا هاتور و تابادوله. بخش اعزام مبادله هم ایج باریه. هنجار آم آئیان میکنن که یکی ها غداره تاریافت کنه. همون آغبال اصره. همونی که امنیات فراحام میکنه. همون دون کارلونه. و بغیه هم تاهود دارن که ببخشن. خوبتاگ شنی بازیتی کسی کارو تالاشن میکنه. حکومت باز ارفیت که وجود نداشته باشه. هنجار ها جای گوزین میشن و فرد رو هیفس میکنن. و در مغابل دایری آزادی شرو محتود میکنن. ارباب نمیزار قدرتاش کارت کنن. امو در مغابلش انتزار در که برفش کشبدی و آزادیت رو تر مغابلو محتود پکنی. آخرین مفهومی که توین اپیزوت شرم کنیم اسمش هست اصره ملاکه یه سوخ. یه و آجی یه که جمالو برابنسون از دستانه آلست ارسر زمینه اجایب گرفتن. به نظره جمالو برابنسون آزادی محسول بروزی لیویاتان مغاید. یعنی حکومتی که بازارفیت هست کار کرتا یه زروری حکومت را انجام بهده امو جامه ام زمان برش کنٹرول داره مصالته و محارش کرده. به اما نا در اصل هرگونه افزایش ازارفیت حکومت در سورتی که با ادرت یابی مشابه جامه ام رو احنشه منکن یه ابزار جدیدی بارعی سرکوبو سیتارو سلتیس یه سیدار اخدار حکومت کرار بهده. پس لیویاتان بارعی انک بیتونه زرفیت بسازه و قویت اربشه به ایتماده هم کاری مردوم نیازدره. امو بارعی انک که این هم کاری شیکل به گیره ایتماد مردوم بينکم می چونن این هایولا یا لیویاتان رو کنٹرول کنن مهمه. مسیمی مونکی یه کسی تو خناشه شیر بزور کنه. کسی کار اجام نمیده چون مالوم نست وقتی بزور کشد انشر چمی کنه. نقتی مهمه مینکی اگه فغت حکومتر کودرات مند بوجود تشتبشه مستابت میشه و اگه زرفیت شاش جامه اگاب به مونه به یه لیویاتانه قایب تابدیل میشه کزورش به جامه نمیرسه پس باید حکومت و جامه هرده با هم بودوان روشت کنن پزورت بشن زرفیتاشون بست به دا کنه باز هم دیگه اقاب نمونن. بین از هم دیگه اقاب نموندنه جامه با هکومت بین از هم دیگه اقاب نموندنه جامه با هکومت بین از هم دیگه اقاب نموندنه جامه با هکومت با هورو تسخیر کردنه هکومت نموندنه ایدالت در مرد انا اجراء کنه هکومت نموندنه کانونه شبار انا اجراء کنه هکومت نموندنه از هماندنه جامه با هکومت نموندنه از هماندنه جامه با هکومت بین از هماندنه جامه با هکومت نموندنه هکومت نموندنه جامه با هکومت نموندنه هکومت نموندنه جامه با هکومت نموندنه هکومت نموندنه جامه با هکومت نموندنه با هکومت نموندنه هکومت نموندنه جامه با هکومت نموندنه هکومت نموندنه جامه با هکومت نموندنه جامه با هکومت نموندنه جامه با هکومت نموندنه هکومت نموندنه جامه با هکومت نموندنه با هکومت نموندنه هکومت نموندنه جامه با هکومت نموندنه هکومت نموندنه جامه با هکومت نموندنه جامه با هکومت نموندنه جامه با هکومت نموندنه اجاد آزاد در ایک جامه بشددت اشیری با قواد سخد اشیری سخد ایک در ایک کشکر مستهند استان الار اغم بجو تشتنه ایک دولت مختدر دوشوار چون هنوز قواد و هنجار های قست و قواد و هنجار های مز هبی بشدد ها کمن پس باید ایک بازار آیدر نهات حصورت بگیر ایک اون کفس هنجار ها بشکنه و باد این تا آدول این جامه با هکومت هم شکل بگیر اصرم لکی یسورخ الار اغم همی اه میتش از یجاد بسیار زریفش شکنند هم هست چون بہر التی ایک تاولی در نظام جهانی تاولی در سیاست ایک هم لی خارجی ایک بوهران ایک تصادی ایک بوهران مهیتزستی یا هر چیز دی یاری این امکان رفر همی کنکه با اس بشه یکی از ترفین هالا یا جامه یا هکومت از دی یاری جلو بزنه و بین تارتیب جامه او هکومت از دولان خارج بشن این اقتر هم باد در نظام داشتی از ارم ملکه ایسورخ و اقتی قارمی کنه که رغابت بینه هکومت و جامه یا بزابان اجام اغلو برابنسون بینه فردستا و فردستا یه بازی بحاصل جام ایکاملن سف روجود نداشت بشه یعنی چی یعنی رغابتی کدرون هر ترفسای کنه ترفه مغابل رن نابوت کنه یا مغول اجام اغلو رابنسون ترفه مغابل رلاخت کنه استوش از اره ملکه صورخ بیرون نمیاد و همی دلی که انا متقدن در همی یه مراهلت احبول اجتمای و سیاسی و این روشت ای متغابل و این محار موتغابل جامه و هکومت باید فازو ای برای سازش و مساله بینه فردستا و فردستا و جود داشت بشه و دو ترف پاید حالشون باشه که هر کنشون ها بایه و کنشی از ترفه مغابل رو بروم شه پس و اییت رسیدن با آزادی در چار چو با از سر ملکه یه صورخ باید بیسیار تناغوزامی زیه و ایت بیسیار شکنندی یه دو ترف پاید قدرت من بشن و لی باید توازن قدرت نسبید اشت بشن دو ترف پاید با هم کاری با کنن اما باید هم دیارو هم محار با کنن دو ترف پاید با هم ایتمات با کنن اما چنان قدرتشون متوازن با لابره که ایچ کس نتون از ایتماد ترفه مغابل سوستفاد با کنن این پیشی دگی و این شکنندگی و این تواغزون شکنند است که رسیدن با خزودی رو دو شوارم کنه و هم زمان ترفهیم باید تر همی این فرائیند بی انت های این توسائی این زرفیت با رسیدن با خزودی مصاله و مزاکرم بین اشن رو دوشت باشه و راخ با خز باشه و با دخطی و اخطی بیش در میشه که از شوارش شو بین چه اوری و شوهاید تاریخی بدانیم که موم کنه تحت شرایتی حتى تر آوجه تباظون اتتفاق های رخ بده که قدرت بناف ایه که از دو ترفه جامه یا او قومت بگونی تغیر کونه که از دالان خارج بشان حالا یا از دالان بسامت پاین بیان یه قدرت او قومت که اش بیدگونه و قدرت اجامه بیش تر بشه یا بسامت بالابرا و قدرت اجامه در که اصبخود رته اکومت کس ده بشه. به انت اعتی باید تسوور بسیار پیچی دی. و تسوور بسیار قیر ساده انگارانی از راه بروزه آزادی داشت. و ان چغتر کار ساختی. قبل از جنبن دی تاکیت کنم که کتاب راه باریکا زادی مکن ملدو کتابه. رشاها اختصادی دیگ تطوری و ده مکرسی و چرا ملتها شکست میخورند از همین دنه بسنده یعنی درونج مغلوه جمز رابن سنه. دو بار اپیش نهاد مکنم سکتاب رو با هم از اولی بسیب مومی بخونید و اپیزو ده های مارو هم بهم انت اعتیب کش به دید اربت فگتیه اپیش نهاده. اول اپیزو ده اپنجو دو تو پنجو پنج بند هم اپیزو ده شستسی تاش شش و حال هم که شره کتاب راه باریکه آزادی. امه جنبن دی. چند مفهوم بونیادیم کتاب و کلیت ایده های اجمه کلو بار رابن سون روم ارفکر دم. مسألی آزادی لیویاطان غیب لیویاطان مستابد و لیویاطان مغایت. مسألی آزادی نکه چجوری میشه هم حکومت داش تاز مزایای امنیاتون از مغانون استفادکت. و هم افراد برایت امین امنیاتا خودشون مجبون اشن تنبیل قفسه هنجارها بدن و هم چجوری میشه اصیر همین حکومته قدرت مندو بزارفیات نشوت. از نظر اجم غلو بار رابن سون راه کار وارت شدن به دالانه باریکه آزادی. دالانه باریکه آزادی هم در سعامول قدرت و زارفیاته حکومت شکل میگر. ایدی ای اصلی هم مهار مطغابل جامعه و حکومت باید بشارویتی برسن که بیتونن هم دیگیر و مهار کنن فقت در ان شارویتی که ایتماد و هم کاری بین این دو ام کن پزیر میشه. تو زندگیش اخسی خودتون هم این رو می چونیت بی بنیت. شما اغلاب بی کسی ایتماد می کنیت که نو ایز مهار مطغابل رو بحاش داشتباشید و در سولتی که او بخد از ایتماد شما سوستفاد با کنه بیتونید اورو سرجاش پنشونید یا مانازم بشت که ایتماد شما سوستفاد با کنه. جامی و حکومت باید با هم بودوان خودشون رو تغویت کنن تو این مهار مطغابل ام کن پزیر میشه. اگه جامی خیلی از حکومت پیش بیفته بی دولتیو سمالی شدن در انتزارش. و اگه حکومت خیلی از جامی پیش بیفته استبدادوا المان نازیو چین کمونیس شدن در انتزارش. همی دوشواری توسئی و آزادی از نگه هجا مغلو براب انسان هم این ترکیب شدن هم زمان خودواتی و قومتو جامیس. را هی دوشواری پیشه رو یه هر جامیی که بی دن بالی آزادی. ساد اینگاری هم ختر بزورگی که هر جامیی رو تعدید می کنه شایت حتصاق بندازی یه ختر حکومت مستبت. تو اپیز دو دای بایدی بشتر در مرش شهر میدم. یه باری دیگه بگم که انتشارات روزانه ششجلد از این کتاب رو بی مختابان بات کست در بغی ایران بغید غوره هیدی میده. اگه مخائد در غوره کشی در یا افتین کتاب شرکت کنی تو بسو پنجه اسفند بما ایمیل بزنید و یه نشانیه پوستی درک. هت من شاملی کده پوستیرو ایلام کنید. بسو پنجه اسفند انشان لقوره کشیم کنیم و سائم کنیم که قبل از نوروز کتاب ها به دسته برندگانش برسه ایمیل مارو هم که میده نیدی روان که از این جمیل داد که. سفیی اتخز سوسی مارفیی کتاب برگ برگ برک هم کتاب راه بارکا زادی رو با پنزد ارسد تخفیف ایرائیم کنی. لنک دسته سیب این سفه و فرش کش رو هم در توزیادی کست باکسو تیلگ نا موشنو تو گرور ددیم. کنن هم یه نگاهی بین سفه باک باک بکنی اگه الغمد دن یه کتاب هستید مارفیی کتاب انجام میدن و کتاب هارو سائمی کنن بناه بی که خانندها بیتونن بقزاواتی در باری خوندن یا خریدن اون ها برسن بی شما ارائی کنن. خیلی ممنون که این اپیزود رو با مو هم را پودیت. ممنون که در باری مو با دیگران هرف میزنید ماربون هاتو سیمی کنید و مطمینیم که کارامت ترین آمیلی که بایسه افزویش شنید شدن این پتکست شدی و میشه همین تلاشه شماست. سمیمانه بین لطف شما احترام مکزاریم و غدر دانتون هستیم. ممنون که ماربون تو فازوی مجوزی تابلیق میخونید نقدمون میخونید ترباریه مامنی بیسید و ممنون که در همین شرعیت اختصادیه بسیار ناخشاید باز هم مارو همائیت میخونید. از معسسیی آمز شالیمه رعال بورس هم که همیمالی این اپیزود بودن تشکونی کنیم دن که سائیت شون رو در توزی هاتی اپیزود که رارد دیم میچونید نگاخ بکونید. فیلن تا اپیزوده هشتد و برشه دو بومی کتابه راه باریق آزادی خدا هفس. از معسسید آمز شرعیت میخونید. از معسسید آمز شرعیت میخونید.

Podcast Summary

Key Points:

  1. آزادی نه تنها امکان انتخاب فردی است، بلکه در آن میزان توازن بین قدرت حکومت و قدرت جامه (انسانی) بسیار مهم است.
  2. لیویاتان مغاید، یک حکومتی با زرفیت ثابت، می‌تواند باعث محدودیت آزادی و استبداد شود، اما اگر زرفیت جامه ای ایجاد شود، این تهدید کاهش مییابد.
  3. حکومت و جامه باید به صورت هم‌زمان و توازن‌دار با هم ماندگاری کنند تا امکان سیاست آزاد و مشارکت مدنی داشته باشند.
  4. حنجارها به عنوان یک ابزار امنیتی و پزیری، نقش مهمی در ایجاد حس امنیت و آزادی فردی دارند.
  5. آزادی در پیشگیری از استبداد می‌تواند به وسیله توازن قدرتی بین حکومت و جامه، به صورت مداوم تقویت شود.
  6. تصور آزادی به صورت کامل نمی‌تواند در حکومت‌های سیاسی استبدادی یا مسیحی باشد، زیرا در آنها قدرت حکومت بیشتر از قدرت جامه می‌باشد.
  7. نهایتاً، آزادی به معنای مسیری است که در آن فرد می‌تواند با امنیت و حمایت از حنجارها، خود را از مهار و تهدید حکومت آزاد نماید.
  8. در تفکر فلسفی، آزادی حقیقی در توازن قدرت و امنیت بین جامه و حکومت می‌یابد و از آن به عنوان یک مفهوم سیاسی و اخلاقی قابل تعریف است.

Summary:

در این ترجمه، مفهوم آزادی به عنوان یک تعادل بین قدرت حکومت و قدرت جامه (دستاوردهای اجتماعی و زندگی فردی) تعریف می‌شود. آزادی نه تنها امکان انتخاب فردی است، بلکه نیاز به توازن بین قدرت سیاسی و امنیت اجتماعی دارد. لیویاتان مغاید، یک حکومتی با زرفیت ثابت، می‌تواند باعث محدودیت آزادی و استبداد شود، اما اگر زرفیت جامه — به عنوان یک میانه امنیتی و مشارکتی — ایجاد شود، این تهدید کاهش مییابد.

حنجارها به عنوان ابزارهای امنیتی و ایجاد پزیری، نقش بسیار مهمی در ایجاد آرامش و آزادی فردی ایفا می‌کنند. بنابراین، تعریف آزادی در این منابع، خارج از ساده‌ترین معنی "عدم مهار" است و به عنوان یک سیستم پیچیده، که در آن حکومت و جامه به صورت تعادلی با هم می‌باشند، می‌باشد. اگر حکومت بیش از حد قدرت داشته باشد، نتیجه آن استبداد و محدودیت آزادی خواهد بود؛ در حالی که اگر جامه (یا فرد) قدرت امنیتی و مشارکتی داشته باشد، فرد می‌تواند خود را از مهار و تهدید حکومت آزاد نماید.

این توازن، به عنوان یک پایه فلسفی و سیاسی، می‌تواند پایه‌ای برای تفکر در مورد آزادی واقعی در دنیا باشد.

FAQs

آزادی به این معنی است که فرد بتواند بدون مهار یا تهدید، خود را در میان انتخاب‌های مختلف مانند اعمال املاک، سیاسی یا فرهنگی، به صورت خودمختار انتخاب کند.

لیویاتان یک حکومت یا سیستم قدرتی است که به تنهایی یا با وجود مهار، قدرت را در دست دارد و ممکن است به عنوان یک تهدید به خوشیونت یا آزادی مطرح شود.

حکومت و جامه به عنوان دو بخش هم‌زمان در یک سیستم وجود دارند؛ حکومت قدرت را فراهم می‌کند و جامه امنیت و راحة فرد را ایجاد می‌کند، و توازن بین آن‌ها در آزادی حیاتی است.

حکومت مهارهایی دارد تا بتواند امنیت، سازمان و خدمات امومی را فراهم کند، اما اگر مهارهایش بیش از حد باشد، می‌تواند به تهدید آزادی و خوشیونت تبدیل شود.

خیر، آزادی بدون امنیت وجود ندارد؛ امنیت از طریق هنجارها و ساختارهای جامه فراهم می‌شود و به عنوان پایه آزادی محسوب می‌شود.

توازن بین حکومت و جامه با اجازه فرد به انتخاب و تغییر در سیاست، حفظ امنیت و حفظ اختیار، و همچنین تقویت ارتباطات اجتماعی برقرار می‌شود.

Chat with AI

Loading...

Pro features

Go deeper with this episode

Unlock creator-grade tools that turn any transcript into show notes and subtitle files.