Go back

Episode 02: Gen Z's Chaharshanbe Suri

20m 39s

Episode 02: Gen Z's Chaharshanbe Suri

این پادکست به بررسی جشن سنتی چارشنبه‌سوری در ایران می‌پردازد که در آخرین چهارشنبه سال برگزار می‌شود. در این جشن، مردم با روشن کردن آتش و پریدن از روی آن، مراسمی شاد و نمادین را اجرا می‌کنند. در شیراز، این رسم با شعر معروف «زردی من از تو، سرخی تو از من» همراه است که بیانگر دور کردن بیماری‌ها و جذب سلامتی است. همچنین در گذشته، خانواده‌ها کیسه‌های پارچه‌ای حاوی آجیل و شکلات را از پشت بام به حیاط همسایه می‌انداختند تا خبر از برگزاری جشن بدهند. آناهیتا از تهران و گرگان توضیح می‌دهد که مادرش به دلیل ترس از خطرات آتش و ترقه، او را از شرکت در مراسم منع می‌کرد. الی‌رضا از خراسان شمالی نیز می‌گوید که تلویزیون با پخش تصاویر آمبولانس و آتش‌نشانی، مردم را از خطرات جشن می‌ترساند و باعث کاهش مشارکت در این سنت شده است. متأسفانه امروزه بسیاری از مردم، چارشنبه‌سوری را فقط یک تفریح پرخطر می‌بینند و از ریشه‌های فرهنگی و نمادین آن غافل شده‌اند. این پادکست تلاش می‌کند تا با یادآوری آداب و رسوم اصیل، اهمیت حفظ این سنت‌های ملی را گوشزد کند.

Transcription

2236 Words, 10913 Characters

Persian
سلام بحمی فرسیام از ها بی پتکسته فرسیم اخوشمدد این پتکست بروی کساییچه قبلن کمی فرسیت گرفتن یعنیه گه هفتو ترسد هرفای من رمتا و جمیشید این پتکست بروی شموست تو یا این رسمت میخم گاموردی یک بخشه فرحنگی ایرانی هرف بزنیم چارشن بسوری هر سال چارشن بی آخر سال مردوم از خونه بیرونیان و آتش رو شمی کنان آتش بازی می کنند می رخسن و خوش حالی می کنند سالام کتی بسی اجزن مویبارام هرجا که از سیت التو کباشه جو اتو کور کور کور و سالامات پشیت با لیامتو که سویده ایت حرادو ها و شرکسن و آدیم ایم افتال مهمیلی چارشن سویخ میتونی ایران یک کشوره بوزورگه فرحنگ مردوم در جاهای مختلف ایران در ایران مستن هم نست تفووطه ایک همیوز یادی با همدار چارشن بسوری مستن همی از سننت های دیگه سنت یعنی چلیشن پیچی ده هست و ته ایر می کنن من تسمیم دیرفتم از دوستم که از جاهای مختلف ایران هستن بی پرسم چتاج رو بی با چارشن بسوری دارند یعنی چارشن بسوری اون طور که ده یا بیس سالگوز اشتے پوده ویلی مخن قبل از انت شهر فی دوستم رو بشنوید که لمه هن یه جدی دیکتوی این اپیزوت استفادمی کنیم رو برطون بین گیلستی ترجوم کنه تو بیشتر از این اپیزوت لزت بی باریت رس برین بود تردشن ستیپیو لیتتتت این اپیزوت لزت بی باریت مرس مجارشن بسوری مرس مینز تردشن ار سرمونی این این ریچوال پریدن از رو آتش جنپن او رو فیر زر دیمن از تو سورخیتو از من دیسیز اپرور برطون بی این شیران از فیان از این از این اپیز żad poisller ifaemon تست منذبون رو قیل стا سیسون ررو اکتاول bold be am絵 "يبارات a manzoom"ло société نب existe "امانزوم" mean in a poetic style. از ایر قدیمی خانوو ده bold members of the family "كسو راشوخ" a bold "كسوخ" and "راشوخ" which means spoon "صا هبخونه" and Lord the owner of the house "اجل" not "اجل" hengamad jazz "d'یرن the ceremony" or during the festival hengamad jazz "زیرشوخ" a la hay a tish "Zire" ʸləh a tish "Blow the flames" ʸləh means flame a tish means fire "Zire" ʸləh a tish "Blow the flames of fire" "مانا بیشه تدمی ترسید" my mother was scared so much "مبادا اتفاقی بیوفت" "مبادا is a way to warn someone of some possibility of a bad thing happening in the future for example in this case Anohita says "مبادا اتفاقی بیوفت" "Lest a bad event occurs" in case something bad happens "زا هلیتا" means originally "زا هلیتا" and my mother says "ا نبالو چهستا" "ا نبالو چهستا" "I'm originally from "Systan" one of the provinces of Iran in the south east "يهو بسر منزت" "A thought popped up on our mind" "يهو" means suddenly "بسر منزت" "It came to our head" "مامکم بود یه بلوی سر منبیت" "Bllow" means something bad like a disgrace or something that made my damages and in this case "مامکم بود بلوی سر منبیت" means it was possible that we would get hurt by someone or we would be in danger "يهو بیڈ روشانگت" "He or she lit up a match" "يهو بیڈ روشانگت" "Hebrewed" means a match "فکردم ترقهست" "We thought it was a firecracker" "Dاشتا ما بود مخدر جبجومی کردن" "دیویر پرلین دراغ" "Pire mert a has shuron eshottast" "The old man who are energetic" "shuron eshottast" "Den" means to be energetic "Pire mert a has shuron eshottast" "Den" "بارخلوفه هم کلسیم" "As opposed to my classmates" "Berخلوفه هم کلسیم" "Televisيون مارو از چارشن بیت سوری برهزر میدونست" "Beat Asir as Fazo yurisoni" "Unher influence of media" "Beat Asir as Fazo yurisoni" "Beat Asir as Fazo yurisoni" "The TV program in this case" "We are trying to advocate against "the TV program in this case" "We are trying to advocate against "Kat eoz" "Emputation" "Kat eoz" "Oz" means a part, like a part of a body, and "Kat" means to cut off or to cut or a piece, a cut of something, "Kat eoz" "Kerdan" means to amputate someone. "Kat eoz" as a noun means "悪 Bomb" "Proveciously" أبـــــــــــــــa "G²" "ه", "Eat" "Dust 7" حالم، ارین هستمه شیراز، ارین شیراز دی، مواركه، موارك یعنی استورعرین، و دردانشکا یعنی شیراز روی تاریخ حونر کرمگنه. تاریخ حونر یعنی Art History. رین فرهن آرشن بسوری شیرازی حارو توزی میده. تجوی کییادم یاد توی خونووادی مارس برین بود که شبی شارشن بسوری یعنی شبی آخرین شارشن بیی سال، از ایخانووادی دور هم جمیشن، و مرسن مجھارشن بسوری ربار بزار مقنند. توین مرسن یک آتش بوزور کتر حيات یک فازای باز اصاخت من برپومش، و از ایخانووادی بنوبت، یا بازی مقاب بهم از روی آتش مبت. مغی پریدان از روی آتش مامولن، ایک شیر یا ابارت من زوم خندمشه، بین سورت که زردی من از تو سورخیتو از مد. و بین شیری که شبی خود آه از بری هم دیگیار رزوی سالومتی میکنند، و امیت ورن کدار سالا یند سالم بشند. از رسم حيکه قبلن بوده و اعلاندی که بوزود ندره سوح باتن کر. از پتر با مدرم و از ایخانوادی شنیدام که در سالها ید دور هم رسم حي دیگیدر کناری ان چارشا بسوری با کارار بوده. مزلا نتیشه که خونواده ها رویصر شونیک بار چیی من داختن مسل چا دور و که سی دست مگر فتن با یک کشو. و توی کچه میچه ارخیده. اپوش ده تر هر خونیش که می رسیدان و مطواجه می شلن از ای خونواده هم تو حيات برا این چشت چیام شدن. که شخشه رو به که سی میزدن و با ایجاد ان سدار خبار میددن که مو به پوش ده در اومادیم. و در این زمان سه هی بخونی میوماد و که سی این پچه کچی کرو پر از آجیل یا شکلات میکر. و این پچه کچی کچی که خونی خودش بر مجشت. یا مسلد ان که هنگا می کشن چارشا بسوری خورا که خوستی خور ده می شود. مسلد اجل های خوست شرنیه های خوست یبازم غر مییوها. که سیزای که پیاتیش همیشه برگر آر بوده و بازم آقام هنوز هم هست. سیب زمینیای هست که پیاتیش مینداخدن. و این سیب زمینیخا زیر شول آی آتیش و در کنار اون هیزوم های کدار هایل سوخدت هستن. آرامارا مپوخطی می شودت. و باد از مرسم کشات اولدن یک سات تول مکشید. سیب زمینی های پوخدر و بیرون می آوردن و بسلش شومی کندن دو میخوردن. زردی امن از تو اصورخی تو ازمان ادم ناره هتیاش و ساخدیه ایساله پیشا کام اگو ساشمید بیتیش زردیاش و بات سورخیه ایه ایسا میگر بخدش کسی جهدی دموص بات اخوبه این رجی خوب دگه بره سالجهدیت تجو بی آرین یک نمون ایک شلاشیک از چارشن بسوریه ویی نمون هایت گییم هست دوسطب ادیکه سداشم میشنوید اسمش آنوهیت از اصالت این از استانه گلستانه و اعلانت ایت تیهران زدیکیم کنه اون طورکه آنوهیت گئی اولی بارکه پنانی وغیی چارشن بسوری رو تجو بکر ده و اختی بنکه تیهرام بوده و قبل ایش داشر خود ایش داشر ارستانه گلستان رابتی یه خوبی پچارشن بسوریه نداشتی بین این گرمه تو چارشن بسوری کاریان جامل اینی میدیم ناخد امون نه هم سایه همون نتشهر امون که از این تو چشمین رس می بس می چارشن بسوری این گردگه وغن و جود ندر و ایش و اختم فورست این این نداشتیم این گرکه مسلام انا داداشن بخان کاریان جام بیدیم چایگ که ماملم همیشه بشدت می ترسی مگا ایشارشن بسوری که امشت مامرز مسام ادرسن ای می رفتیم و منم از شرشان بسوری بدمی رماز بختر حمين که اول و دمیت عرس دم که ما باده اتفاقی بیفتم. و دовومین که شرشان بسوری برهیمین ای منن رداش که خب، ببتو خونز زندانی بشیمم جهاب سبی منیم حیش قلیت این اقالی. حالم از سالات همال از سسان بال اچسانه و نیمی دون او بغان چه رسم رسمی قبلان رایج بوده. حتا همتاقی خدم که بادوچن از منت اشامی حورس دم که شاما که رخصیان جامی دیم. نمی گفرن که ناما که رخصیان جامی دیم. و الفقانه درنیزمی تهرانی خیدی فالتهر باشان شانی که از همتاقیم که امه لی اتفاقی تهرانی مگفتش که شاشامی سوری یه رسم خیدی خیدی موهن بره ایم از مما کشان هر سالیم رشن که رن اتیش اداریم. یه اخدار مهمدی شاشام سوری فاصبید ریم و مهمدی بشارتی اشپوتون که همیش بوراز جاشلو. باده زین اونه هیتاد در مولده خطر اشپوت شاشام به سوری توی تیرانزو بات می کونه. و در مولده خطر اترق بوزیی او پلین بید فائق رکرست و مسترف ایل کلوما باته مخطر. این این بیگن که موته فاوه ترین شاشام به سوری اوم رمین شاشام به سوری پر سالود. که تهران بوده مگسر بچه رفتق بوده خونه هشه. مهمده با ایک از دوستان خاله اون فرغتیش ادانه سنش بولته لازم بود. اه اه اه اه اه امشاب شاشام به سوری اچاران ارین بیرون ملد کلی اشخوحالی خالان دیگه بریم این که. که اون برم همی جیری شاشام به سوری اگوشه ای خونه میشن استان خیلی حیال جان انگیز بود که اگه این شاشام به سوری اگر ارمه بیرون. و ایل اون شاشام اگر اییک زرمه بیشتر بیرون می منده و آگان ایبال ایسارمه میمد. ایسار ایگوشه مين که ازیج ایبه بیرم که شید از بز جلوی پام تراجه میداختن. و ایجام بود ایه فیساره کچلی بود مفاکر می میخطراجه بندازه. خیل مصاله مستمیز مشکفتیم که میشمار رات شدیم بات هدخل پشدیمون تراجه بندازی. اینمدی خیب ریت روشان که اندخجرامه مفاکر دیم که تراجه. Contracta tot tuv directly هستشی مس breakfast شót معرفته به از ما شرط بتم قسمresident heat it coração %, استانه بیان website ا Bulgaria sellag 1954 و د SpaceX و ن در üقیطória و کال بالجpal của مشاکه wants to DAC 怡cyclist این reallysel ن rate که منک جبون ترقیطória داشتا بای اشخوها لیمی و دن ترق ده مینداختا با و رم نیمی شد حقیر اشن پیم وغن توبق اردیم ازن که و خیم این چارشن بسودی این جلی بزنیم بیرون و گفتیم که اصنع بگیلی بر گلدیم دیگه مستیرم نازم از رم خیلی درشده بود من تزر اصنع بودیم دیگه مدین کناره یه رسرانی کفی بودیه رسران بود اصدیم و از سو این کفیه یه که امه بیرونی پسری بود گفتشکه ارم نشدنی رایگاندری و من اصبته نیمدام افتتاه کفیه این این چارشن بسودی گفتشکه بفیلان ایسریم کارم نشدنی رایگاندریم تشریف یارید داخل کچکم داخل نبود این این لخزه ممندودیم چکار کنیم از اته رف دوستشن اگی با اغییه خبریم تو ازن تارفا میترسی با خوشد نارسون چنش هن دیگه بایدش همیم پسری بایم کاره خودش نگا کار کفیش که بی الکولا آمادس تجربی الی رزا که از استان خورسان شمالی هست خیلی شبیه تجربی اان ایتست الی رزا هم باختی کچک بود شبه یکارشن بسودی تو یا خونی میموند چیزی که اان اهیتا وانی رزار میترسون تارقی بازی یا پلینگید ویرگرکرز و ختر سوخطگی بود ختر سوخطگی یعنی دیجر افکرین برنس همچنی الی رزا از این میگی که تلیویزیون اخان نواده بچه هرو از خترکه شبی چاش این بسودیو تارقی بازیو آتش بازیداش میترسون دند برخالف هم که لسیوم هم ادرسی آم تو دورانه چاوانیه من هشف اخت شور اشتی آغ فرار ارسیدن چارشن بسودی رو نداشتن و در کنک ارده چارشن بسودی بریم نشای بود که هموارت الیویزیون مرع از امبار هزار میدون از تیک سر آمبولان تو آتش نشانی رو نشوم میداد که ماشخور بودند اع این شاب و این شاب هموارت با هاد افام راخ بود و هم اشام الیویزیون فیل موائی خیلی چیز بیون شاب اخش مکارت که بچه ها تخونه باشان و هل بیرون نرع ارد این جهت خب مادرم انا بتعسی رز این فازی رسانیی که تلویزیون نگا مکارت بمانا ممولان اجازنیم داد که تو این شاب از خونه بیرون و امسل هم که لاسیامون یا هم سنوی خدمون پر اقوازی کنیم اتش مذی کنیم ترن هایتش شاید یا اتش رو شنک اردان توی هایات اخونه بود که نم خیل کم پشمیوماد یا نی این مامولان خب امام یکی از راوش ایک باشان نتامون اشنمشن رسانه بود یا اینکی زابان بزابان این توال فیدا کنون سنت خب رسانه زیاد روی پو اده سنت های ملی تم ارکوز نمی کارت مامولان اگر از شاشا مصوریم خاصوح بات کنه بشتر بر خیت ارادی کشاشا مصوریم اتون داشتو اوشه و هل اتش آتی سووی آئی کن پزیر بود تویش اابچه کت اوز های که هم را احتاج تام ارکوز نکی احت ترام بی ایدین ای بیزو تفکل کنم و از ایت یک سون نتقادیمی تردونی ای کتی یه گادیمی نست ایس اسم کنم تام ممشود همیون چیزای که پیدر بزورکها از شاشا مبت سوری آدشونه تام ممشود برای همیشه دورس ایممشن احانستی بازی از شاہی ایران مردوم کارهای مزل قاب انجان بدا و ایس اسم کنم برای ایک سر مردوم شاشا مبت سوری فقط یک بازیگ پور خطره یک بازیگی آدم ااغل واردش نمشه من هم ببستو پنش سالسن فقط یک بار تجربش کرده تو یه بارن از دیگی خونمون بابت شاہی امساگی آدشون شن کردیم سبزمینی آدشی پوچیم و اقتیز سبزمینی آدش بود و داشت پوچی مشود از روی آدش پریدیم و چنتا هم ترقلزدیم ترقا های خیلی کچیک یادم ممانن بازن های امساگی توی کچی بودند و بحم هرف می زدند و لی این فقط همین یک بار بود الندیگی کده مون همساگی آرن نمی بینا مونن بازن زنها یه همسا یه هرفی نمیزنه. تو یه من بگی که آتی شروشن کرد بودیم و سی بزمینیم بوخیم الان همسا یه هم اشن هاشون رو بارک مکنند. و اخدی بیم فکم کنه بکه همه یه سونناتها همین تورند و تهر می کنند یه نا بود میشن. هم میترسم هم کنچ کاف میشن. کنچ کاف بره یه سونناتها یه جدی دی که کارره چایه سونناتها یه کدی می رو پگیر. [music]

Podcast Summary

Key Points:

  1. چارشنبه‌سوری یک جشن سنتی ایرانی در آخرین چهارشنبه سال است که با آتش‌افروزی، پریدن از روی آتش و شادی همراه است.
  2. آداب و رسوم این جشن در مناطق مختلف ایران متفاوت است، مانند شیراز که با پریدن از روی آتش و خواندن شعر «زردی من از تو، سرخی تو از من» همراه است.
  3. برخی خانواده‌ها در گذشته رسم داشتند که کیسه‌های پارچه‌ای حاوی آجیل و شکلات را از پشت بام به داخل حیاط همسایه می‌انداختند.
  4. آناهیتا از گرگان و تهران تعریف می‌کند که مادرش به دلیل ترس از خطرات آتش‌بازی و ترقه، او را از شرکت در مراسم منع می‌کرد.
  5. الی‌رضا از خراسان شمالی می‌گوید که رسانه‌ها (به‌ویژه تلویزیون) با نمایش تصاویر آمبولانس و آتش‌نشانی، مردم را از خطرات این جشن می‌ترسانند.
  6. بسیاری از مردم امروزه چارشنبه‌سوری را فقط یک تفریح پرخطر می‌دانند و از جنبه‌های فرهنگی و سنتی آن غافل شده‌اند.

Summary:

این پادکست به بررسی جشن سنتی چارشنبه‌سوری در ایران می‌پردازد که در آخرین چهارشنبه سال برگزار می‌شود. در این جشن، مردم با روشن کردن آتش و پریدن از روی آن، مراسمی شاد و نمادین را اجرا می‌کنند. در شیراز، این رسم با شعر معروف «زردی من از تو، سرخی تو از من» همراه است که بیانگر دور کردن بیماری‌ها و جذب سلامتی است.

همچنین در گذشته، خانواده‌ها کیسه‌های پارچه‌ای حاوی آجیل و شکلات را از پشت بام به حیاط همسایه می‌انداختند تا خبر از برگزاری جشن بدهند. آناهیتا از تهران و گرگان توضیح می‌دهد که مادرش به دلیل ترس از خطرات آتش و ترقه، او را از شرکت در مراسم منع می‌کرد. الی‌رضا از خراسان شمالی نیز می‌گوید که تلویزیون با پخش تصاویر آمبولانس و آتش‌نشانی، مردم را از خطرات جشن می‌ترساند و باعث کاهش مشارکت در این سنت شده است.

متأسفانه امروزه بسیاری از مردم، چارشنبه‌سوری را فقط یک تفریح پرخطر می‌بینند و از ریشه‌های فرهنگی و نمادین آن غافل شده‌اند. این پادکست تلاش می‌کند تا با یادآوری آداب و رسوم اصیل، اهمیت حفظ این سنت‌های ملی را گوشزد کند.

FAQs

چهارشنبه‌سوری یک جشن سنتی ایرانی در آخرین چهارشنبه سال است که مردم با روشن کردن آتش و پریدن از روی آن، سلامتی و شادی را برای سال جدید آرزو می‌کنند.

پریدن از روی آتش نمادی است برای پاک کردن زردی و ناخوشی‌ها و گرفتن سرخی و سلامتی از آتش.

رسم‌های دیگر شامل جمع‌شدن خانواده‌ها دور هم، پختن سیب‌زمینی در آتش، و در گذشته کوبیدن قاشق به کاسه و گرفتن آجیل یا شکلات از همسایه‌ها بوده است.

خیر، در شهرهای مختلف ایران تفاوت‌هایی در برگزاری آن وجود دارد، مثلاً در شیراز خانواده‌ها دور هم جمع می‌شوند و از روی آتش می‌پرند.

والدین نگران خطرات احتمالی مانند سوختگی یا ترقه‌بازی هستند و گاهی از فرزندانشان می‌خواهند در خانه بمانند.

رسانه‌ها گاهی با نشان دادن تصاویر خطرناک از ترقه‌بازی یا آتش‌سوزی، مردم را از شرکت در این جشن می‌ترسانند.

Chat with AI

Loading...

Pro features

Go deeper with this episode

Unlock creator-grade tools that turn any transcript into show notes and subtitle files.