Go back

Episode 01 - The Gate to Mindfulness (دروازه ذهن‌آگاهی)

39m 40s

Episode 01 - The Gate to Mindfulness (دروازه ذهن‌آگاهی)

در این تранسکریپ، مباحثی درباره نقش زهنا، مخزی و فرآیندهای فکری و احساسی در زندگی انسان مطرح شده است. زهنا نه تنها به عنوان یک وسیله بیان فکر می‌شود، بلکه به عنوان یک ارگان فیزیولوژیکی که می‌تواند تأثیر مستقیمی بر فرآیندهای فکری و احساسی داشته باشد، توصیف می‌شود. مخزی به عنوان مکانیسمی مورد نظر در پردازش افکار، به‌ویژه در حین تکیه‌های ذهنی، نقش بسیار مهمی دارد. افراد نیاز به مراقبت از تأثیرات ناکافی افکار زهنی دارند، زیرا این افکار می‌توانند باعث اضطراب، ناامیدی و اختلال در فعالیت‌های روانی شوند. به علاوه، روش‌هایی مانند مدیتیشن و باک‌سازی زهنی می‌توانند به کاهش استرس و بهبود پردازش فکری کمک کنند. تفاوت بین مهرک بیرونی و درونی نیز به عنوان یک عامل کلیدی در فهم فکرگیری و احساسات برجسته شده است. نهایتینا، درک این مفاهیم می‌تواند به تقویت ارتباط فرد با خود، بهبود کیفیت زندگی و افزایش مهارت‌های فکری منجر شود. متن به این نکته اشاره می‌کند که معنای فکر و تجربه زهنی باید به صورت یک مفهوم سیستماتیک و مرتبط با فیزیولوژی و روانشناسی درک شود.

Transcription

4488 Words, 21253 Characters

Persian
تو دنیای پر از خبار های پدو افکر در هم زهنمى بیدونیں که پفاہمیم پا امبری از قزاوات هاو ایساز های مندت ها پتل میشه زهنگا هی داوتی بریتا وقف بری دیدن اتدارونو شنیدن از دای زین بیدون قزاوات تو اپیزو داول از فسلجدی دجاف ایکری هم رو اخان مو سنی از مقزو زن میگیم از را های از شلوقی افکار و از انکه چه تور میشه زین رو از امبر پکوزار گا تابل کرد ممیدونیم زین هم مسجز بپاکنی از داره این فست شروع مرغبت از زینه بجاف ایکری خوشمدی اروش ماشین ممولن ازن کار های که هممون اگاب مندزیمر تامو سای زیاد همه انگی باز دید کار های اداریو بلو تکیفی باری گرفتن اپول هم اش باز میشه یه کار ساده تابل بشبیه پورسی طولانیو خسته کننده همه امروز این ماسره سبیه وستشده با خود رو چلو پنج بغت کفی یه وقته مراجه رزرف کنیدو و ایکیه از شاس شو باشون تو سارو سر کشفر بلیت ماشین اشومو همونجه کارشن اصیمیشه و مزاادمیره بغیمت برندیموزاده بیتون ایلان میشه اگیت هیت کنید بارردد امزان میشه و مابلاگه فوروش ادد اکسر تو بسجار سات بے سابتون باریز میشه زمنینکه همی کار های اداری مالیات اخلافیو غیره هم تو سده خود رو چلو پنج اجان میشه خود رو چلو پنج ساری تانی را هه فوروش خود رو ایشومس لینکه سابت دارخاص توی توزیاته همین پیزاده همونجه سنی سالام خیدی خوش مرنیم بیداز موتدت هوا و بداز کلی چالش به جا فکری سالام مامنون هم خوش هالام کنجه از سنو همی بینمت اربونه شاو مما خیدی خوش هالتان هم خوش از هم بخطر انوانه فستی که غر با همیگه سوح بات بوکنیم چون موزوی که موتدت هوا بود دست شمتون چا فکریت سفار بی افت بخطر مه سرشودان موتوی یه سری اخبر بات بخطر انستار در گومی ادامقات ایات ایس اسم کنه مما همون بیم موزوی کشه مغار به پر دوزین نیاز داریم مما فکری خوش مزار توزی هبی دینا مرداش برله هتمان بیدلی له همین شلوقی ها و بشتر شلوقی های زهنی موزوی که بری این فاسلان ازار گرفتام هموزوی بیس می زهنگاهی یا تاواجهی که یک ترجومی برائی کلمی مائن فولنست ترجومی زیادی داریم کلمی اما فکم کارم اندو تا کلمی زهنگاهی و تاواجهی خلی گویا و رسا هستند داریم که مفومی رو که بغییت مائن فولنستره برمامون اکه سبقنه. نظرم بشتر در مردین زهنگاهی توزی هبیدن کسن مخطب بیدن دارن وقتی مدرم از زهنگاهی هرف مزنی دارم از چی سووات مکنی وقتی دارمی مگیم زهنگاهی یعنی که زهنمان یک مهل پر دازیش اتلا آته که ما نسبت به ان آگاهی لازم رونادر و زهنگاهی ایک سابق برائی این آگا شودانه برائی تاواجه و تامارکوز بر اتفاقاتی که دارونه این مقانه زهنی میوفته و بیدن این تاواجه و تامارکوز زهن دوچاری ایک وزیعته آر شفته شلوخ و نابسانان میشه و اینجا مدوچاری ایک وزیعته میشیم که بیش میگیم این سداده فکری یعنی افگاره زیادی داریم بلی خیچ کنی پیشنی میرد خیچ کنیم در پیگیری احتافه مون یا پیش رفته مون کما که مون نمی کانته اما گمان می کنیم می کانته کنه مسلی داروزی زهنا گاهی اونجه کمام خم پابین دون یا بزاریم کجاز چه رب از شروع اش با کنیم زهنا گاهی رو بر مون لن هر ماتلا بی رو کمام می خائم از داروزش بگلی رد بشین و بروت با کنیم بایت الف با شیاد بگیری یعنی مابانی افکریش استلاهاتش اتابیاتش مؤادلیها اونجا بچه سورت از این چی مصاویشیه یا قرار مم با هم دیگه چی یا قرار انجا مزه رو چی دانازار بگیری مفاهم و کلامات مورت بزه رو چیگونه تارف کنیم و بی انتارف اولیت آخر و فداریم هرشن که ممکنه هر کدوم از انکلامات مانه های دیگه ری هم داشتے باشا و ملالم انتوریه هر کلامه یک دومانه ایمان ایداره و دون استان اون ادابیات اولیه کمک می کنیم بی فا همیم که میخائم انکلامار تو کدومانه استفاده با کنیم بس مغرالم و ایسری مفاهم ااشتا باشتا باشتا اولین کلامه یا مفاومی کلازم داریم خوده زهنه و بادش کلامات مورت بزهن چکلاماتی مورت بزهن بنازالتون میرسه مات فکر تفقوری نا بل درگن مات فکر احساس مهرک کل چیزی کمام دارام بکلاماتی شما از افیم کنام و درگه و درگه افوالیه و درگه سانه بیه چیزی کمام با یادام ردش بیدنیم تگتنیم زهنه گهی رو خوبه فا همیم و یه مفاومی که از همی این اون مورت هبتر بزهنه گهی از آواته زهنی که امیل اسلیه هم شلوگی های زهنیه و همی این هبتر تی با هم یک روگیتی بیدا می کنند که در نه هاید این زهن شلوگ و مستود میشه و نیاز به پردو زهشی از نو ایمو تفا و ایت بیدا می کنه هالمه یک یک یک این کالامات رو توز ایه میدن ماغز یک ارگانه فیزیولوجیکه یک از و بدا نه شما علم درگرن میتونی تساور کنی که مخزت کجو واروتره. میتونی بریه یه ناخشه مخزی به گیریه و به به بینی کتوی مخز چه خبره. آمیگ دال چهرات هرکه در تولی روز فا آلیت دره یه رسمت دیگه شبه که مخزید رچ کارم کنه. سین عبساریاد گیری کجو درن شک میگره. آنگاد این ارگان ماهیت فیزیقی یه فیزیولوجی که قابلت اصفیر بیرداری هم هست. این ارگان بما کمک می کنه که بیتونیم اتلات رو پر دازش کنی. در مغایس با هر موجوده زندیی که این ادرات بیردازش روندره. یعنی مخزش از قابطن زیماتی داره که فرد روی اون ریل کارم کارم کارم. ویلی پر دازش مطفویتی نمیتونان جمده. در مغایس با مقز زهنم این ارگان مطالق بخودش ندره. یک معفومی انتزیی. الاشا میتونی بگی که زهنت کجاز. نمو نمو می تو نمو می تو نمو می تو نمو به اگه این افکاروی سوست ماهیتن ایک سری سیگنالی گوزاران یعنی که کارر بیان تو فازو ازهنی کارار بیه رن پر دازش بشن و بیران امام امولان چون میان اینجا و میمونان اون شلوگه یه به بودشتنیت یعنی زهن که کارار بوده فگدی ایک مقانه ابور باشه تابلیم شبیک ایسکا افکار ازیادی میان اینجا پر دازش میشن اینجا اینجا اینجا پر دازش میشن اینجا اینجا اینجا ا اما استان ممنان و ای خود این جنز پردازشه اما هم میکن این هر استان میکنه کم ایاد میکن این پردازش چرا اینتوری تفار میوفتی و چتوری دیگه باید اتفار بیوفتی تا زهن آزاد باشتی شخد جال بیانیمان یه فکریمیاتو یه زهنم وات اینو پردازش با کنم و حلش با کنم و بره منتها شکل پردازش کرنم و اون طور موضعی فکریم که و جو داره اجزن نمیدین از زهنم ارخارش بشهد که اشخبش انجونی گانا که ارده بوده. ده یه دن ایتشمیشه یه زهن شلوق انجوری این توی این گزارگا هیچ گیت یا ایس باز رسی نادر. همی افکار میان بروی مندن بروی اکامت که ارده. ایچ کدوم این تخاب نمیشه که مثلا فولام فک پزاربه منه و فولام فک پزار بره. فولام ایساس بزاربه منه و فولام ایساس بزار بره. از هم او فیلتر ام نادر ایم که بچه ایساسی فکریا یه ایساس بیمونه و بچه ایساسی بره. بینار با دیاد پیگیلی و زهنگای و مفایم پوشتش کمکیم کنک این میتود یا ای راوش رویاد پیگیلی. از زهنگا هی کاربه من کمک بکونکیی جوریمه مدیریت افکار داشته باشیم دار زهنم دورسته. مرعوش ایم او تانن بی بره مدیریت افکار داریم ام او زهنگای که از کاربور دیتاین ایشون برهی مدیریت اشلوگی افکار یا افکار اشفته. در هم رکته نا بسلامان بش فکری نشخار افکری از همی ای راوش هی مدیریتی ایفکر زهنگای نزیخت ارین و بره ترین بره این اتفاقزه. مانچ هم اختفی شسوص مکارنم ایک ترافیکه زهنی اجب قاری بی پیدا کردام و افکارم از مانی موجود خیدی ااشفته دورست کرده. خوبه قمداریم همامون توین اوز بغان حاک داریم این تاریب اشیم. باد بیک از دستانم گفتم که مان اتیاش دارم که مدیتیشن بو کنم. اخطي گرفتا مدیتیشن و این ها خوب خیلی این کارنی می کارنیم این ها تیدم وارن شغت تسیر داش و شغت حالا مخوب کرت. ایلی پاده از مدیتیشن من دو بارد ارگی را همی داستانه اشفتگی زهنی شو دمه ایسست که نم وارنگی جای کار ملانگه. این مروس کشو بودانی سوح باتار می کنیم میگا همی کنم نم ارشت وارن مبادی سری چیزار در زه نخودم تاریل بدا میس ایم روسکی شو دنی سوح باتار می کنیم میگا همی کنم نم ارشت و غم مدیسیر چیزار در زه نخودم تاقیل بدامی سری فیلتی را فاکتور را زفبو کنم. نمکارم زه ناغوی حمیننه که تو. بیسری فیلتر ها یسری بفاکتور هر بخای در نظر بگری و سنکه فکرن اخدن جا خوش با کنه. درگن هم انتوره و چهرگم که آلیت و سفکر دین درگه انتوری اگر چتور که جسمی ما به از ده همام نیاز داره به پاک کردن اخدش از آلوده گیها زهنمه یه هم چه نیازی داره. امه ما فقط درم زهنم مسترف می کنی. درگن که پاک سازی یه سالم سازیش با کنی. و چون سیستمی برای سالم سازی یه سامان ده یه نه داریم. به دازیم می دیتشن دوره به هم وزیت مطالمشه. این بختر دو تقلطه یکن که می دیتشن بات ایک ساب که باشه. نا ایک اتفاقه گاه بگا که فقط باختی افکارم شلوقه میرا می دیتشن کنم. نا زهنمه سترقن همم. نا زهنمه که خیلی با درم که سیب شده. بلکه بیتور روطین همم می کنه. و دووه می که سی یاد یاد یاری می خاد راوش ماندی می خاد بشچه راوش مانی باک سازی رو انجام بدا. یاد راوش رویات بگیرم به خودی اخود نه. زهنم که یاری می کنه که همی شه می کرده. زهنمه رو باک سازی با کنی. بلی ما اون میدیتشن پای یا ما اپنو ی زهنم گاه رو انجام هم یاد میگیرین. پایلہ هزو تی با هم تاملی نشم کنی. با بیتور کلی می کن بیتون بگیم که میدیتشن یا موراگ به این دو تقلمی که گای بمانه مادل هم بکارمی براین. یا راوش خیلی موصبت و سالم برای این پاک سازی زهنی. زهنمین که یه کچلو هم تفاوط درن. و اختیم میگی موراگه به این این سالم سازی زهنی که مدرنه هایت سمخائم از تاری که خالی کردن زهن. میدان زهن رو با کیزه و آمادن گاه درین برای اتصال به مفومی بس مباتن یا شهود. موراگه ایک مفومی شرقیه. و بخیرد که هنبر می گاه درین. امه موادلی امه مدیتیشن رو درین که ایک مفومی علمیه. و چیزی که جان قواتسین برداشت از مفای می شرقی اختباز کرده. و شکل علمی تدرین کرده. بارها و بارها تحقیخ کرده. تو بیماری های بسیاری مسل افصور دیگی استراب بیماری های راوان تانی. هاته سارتان ها و خیلی خلی بشتال از این حبارها تحقیخ کرده که زهنه گاهی. بیمانا یه سالیم نگاه داشتن افتزای زهنم چیغت کمکی کنگی بادنم در سالومات پشه. و اینجا شود یک را بیشه علمی. که منزورش از این که مرمی خمی میدان ی زهنی روپا که زیو سالیم نگاه درام. فس رسی بی باته نو شهود یا هیچ مفومی شرقی ارفان مارفتشن از یا جان بینی نست. مفومیش سالومات راوانه. که مرمیش سالومات راوانه از اینجا شود یا هیچ مرمیش سالومات راوانه. که مرمیش سالومات راوانه. دوربار گردون موجودتر برام و مصرک میخام و این بموسفتنگه اگری فرم کنه ها میتوریت موتاولجی تفاوتش بشیی من بیتور کلیت خوزیمیدان چون خیلی لازم که بیدونیم تفاوته زهنه گای بموسفتنگه ری چیس زهنه گای چیزی کدر از سره تاولجوه و تامار کوزی که روله ذه هال دارم خود بخود بیگ جای موسفت میلسن نکی ایک مداخلی موسفتنگه کنه فرقش اینه فرقش اینه فرقش اینه بلمن بشتل از این هاتو زیمیدان در مدفرقش چون که ایک یعز آمل های که زهنه من شلوق میشه موسفتنگه ری های افراتی با بیجامونی از ملازم داشم چانتا مفون بیدونیم ایک یعزون های که من از بوردم مهرکه مهرک دو تشکل ره یه مهرکه بیرونی و ایک مهرکه درونی حرشیز اگی در مونیت بیرونی ایک پاسخ رو بیتالبه میشه ایک مهرکه بیرونی مصام از دائی میسل ای ایک تسویر پاسخ بینای رو میتالبه در مخز ای ایک بو یای رو فا آل می کنه ایک تاماست یا ایک لامس رو فا آل می کنه و ایک مزه هست چشای رو درگی رو می کنه یه مهرک مهرکه هوا سپنچ کنه و مهرک یه چکل دیگی در مهرکه درون را وانی که بمانی احساس یه کدر درونه ما چکل می کلیمس احساس کام شادی تارسی آهرشی هل یه تارس خود بخدیو جود رکه از سدائی دراز یه تارسی که ساخدی زهنه از تا بیر مربوت با سدائی در و اختیمیگه مهرک مانون افوالی امان زرامه اونی کتحری کم که ارد با دشدیگه زهنم چه داستان ایبار ایمانجر ادر اصمی کنه و باز یه زهنائیم ادر اصمی کنه اگه این بمانی اون باشه باد اون بمانی اون بمانی اون بمانی اون اون اخش مبات بخده نسی آدمی که مسران یه اعلایمی رو تو بادان خودش مبینه تو زهنش تا مار گو ساراتان و مارو سمخات مخودش اعلایم او جا لباشنگه موته و جنی سکه که سد رد رسم کارر امین ها که ساس یعنی که ماده گفته کدم از ماشنشون داده یا مسران کدم پزش می تونه بگه که کی تا که زنده سه های زهنم اون زیادی با بکنی بچون که انکالا مدم آدله هم بکار میرن گاه بماکز زهنم بجاه هم بکار میرن کل. خب پس اون ادراک اولیه هر مهر ایک شامل مهرکت درون روانی اه ساساته مو یا بیرونی ها و سپنج گنم تو ایماکز اتفاق می افته و ادراک اسانه بیه بمانه اون تا بیر تفسیل پر دوازیشه تو زهنمون اتفاق می افتین زهنکه گسر امسازه و آخرش منوی تو یه ایسکا هی پیادم کون و مرحمی این کسما تکه زهنی آدم میره و میگم چه مهره که بعدی بود خودش یکست رجیدید اگر اون نبود من بئین وزیت موبتالا نمیشوده من نمیگم کسه یه من من موبتالا که میسون امانز رو برسون رو بما نمیگم من نمیگم که بحوصوخی که من بمهره کتادم من وین ایسکا هواورت من مگم خود مهره که رس مانه هواورتینجا و شهدش انه که همی آدم هوا با یک مارک با یک جان امیرا فسم پردازش زهنی خیلی اتفاقه موحیمی نجازم مصولیات پزیریم امید و ساتور سه دایرا درگه که لامی خوبی اصفاده که لی دیکه از مافایمی که خیلی تون از هری هی بیروز اصفادم شه مو مصولی این ای آدم هوا بمهره که ایک موشا به بوده زین اشون طوره دیگی پردازش که ارده مصلا این ای آدمی داریک شارته بسیار با دیبوزوگ شو ده بلیمی منی درن هایت خوضشه مو افاق کر ده یا آدمی با همون مهره که خوضشه فاقیر تار و زیننگه ساختار پیش بورده درگه این تو همی مهره که موشا به فرد اول گفتکه خوب این زیننگه یه ساخت ایک ویجیگی درمش ایک داده بس مصر ساختی پس مم از پس احتشیزی برمیام اگه از پس این زینگه ساخ برمادم اصلا دیگونه نشو دانتا آلو تو اصوش کر را ونی نارفتم یه نی مانو در مغابمیام بیی قصت سی نام و بلی قصتی مصفته و رفته یه دری آلان دریم از مصفتنه گیلی استفادم کنی بلی درمی بلیم درن زینن من چیتفا می افته درمی دورم یه که این زینگه ساخت ارز اونی کم ام بتونم تا هم ملش کنم ببین هم سویب اغلی چرا را هد زینگه مي کنه ببین زینگه تو چرا هد ساخته هم این برد کافی ایک دیگه نخ ایبار یه شو بخول شا هم از اولان بری چتوره که بازی ارو هد زینگه که سه ها هم ترگه سه ها خان موستنیش از که بارم که یه اجبینه که بازی بخطفیم کارم یک سیر از فاسلی که زابت کردن بات کری زوطار من تشر میشوده چون مصالامت که یک فاسلی عمادیم رجبه مصولیت پزیری سوح بات کردیم ولی انگر که انه پای از سوح مصولیت پزیریه بوده چای نباد ازن زوطار از انها میما ده زابت میشوده هالا دی رو زوطار سکتو سوز ندره تمنت از انجر بات کری لی بمکومک می کونی مدیم چکت همی مافایم صادر دونستانه همین در مردن چیزا شینیدن چرا دستمی اعلومی تو رو آدم کمک بکونه بایگه اشه ری درو سکیر دید ان مافم خیلی بیسیکه خیلی پایه یه یه قبل از هر آمزشی از روزی که می فاما منزه نیدارا باید پیفا مقینزن چهگون کارم کونه ومنم از ان کولن تلاش هم توه بایسی آمزش انه که برایم خیلی توفون داسیان برایم اپایه یه چیزی رو برسی کنم از هم بیدونم بایوموانه کسی که تو این هوزی در کارم کونه می کونه از از ساس کجنش رو شوط زم نین که اینتاریم هست اگیم اتلابی روزی شما گزشتی برایم از اولیت پازیری اون روز بشک لخص خودش در کشو ده این روز دللوی به در یه کمشه یه این پر دازشه و یه روزی ما یه اتفاق برم افتاد اولین دوری که رفتام آمزش دیلیم کاره کارگا هی دو سالتل کشی باید از اون دو سال مدارس دوره از یه مدارس دیگی دعبت هر کبید برم اصوح بات کاره اون مدارس دوره خیلی بی روز بود براید از چیزی که من اون روز میطون از دن بی روز فک با کنه و اگفت که به به نی هر چی که در اندو سالیات گرفتی بریزیدف ما مینی که هر فیش ایم که هر چیزی که در اندو سالیات گرفتی بریزیدتور شما باشتشه هیساسیم که هیساسی بی ار زیشی روی تاممه چیسای که آمو کتام برشفاخ که زاشتا هیر هم این هم هر هم ایساس مغاومت که ارد هم که ارد همی دونه مدو سال زهمت که شتیم وچه قد مطعم رین کریم وچه قد نوشتیم چرا خود منفا همیدیم توستست سهدر بیاریم نتشه هل پایت دوست آن همه هزینه نهجیز همه بینازم برا همارو بلی اون داش از ایک مانای بالات هری سوح بات میکه همی نداش میگو همیگو همیگو همیگو همیگو همیگو اینجا از که زهنی ایتونی از تو بیشتر از نامی تو نی بیدونی دیگیی در از میشو تابیر بشه با لی دایگه یعنی که مباید انو را از مهل یا مقان زهنم بردارم بسمتهای بدارت بخرش بزارم توها فظام قسمتهای بدارت نخر برزم دور برم بمهل پایت ایشونداش اینومی گفت امه من روز امو دریش انیدان نبطه و امه غبوات که امختم نه ایتوری نمیتونه باشه و دارم اتاری رئیم میسال اینومیگه هاتش ایزی کدر زهنمان پدیدار میشه قابلیات نگه احتاری ندر و هیش ایزی دیگی دارمیگه از زهن بیشکل هافزه استفادنکه اشکل استور یا امبار یا زخی رگا استفادنکه از خوده زه هافزه پر برم کنه هافزه مفومه اره هتال اندرم اشفک می کنم هی تو زهنم داره خالیم میشه چونه ایسان می کنم دار این لاسه الان باشه اره فشامر کش کنم از اصوص می کنم هاته شنیدان اینجوم لیکه زهنه شمان نبط امبار باشه اینگدر زهنمان خالیم می کنه خیدی جالبه که ناکه ناکه ناکه ناکه خب یعنشم دا ری زه ناگا هی رو تیج رو دا کنی ها داگلش فارا آگا هی رو یعنی آگا هم کدر زهنمان چی داره پا دیدار میشه چی باید میسلی خوبا پیت رکه با بیره یاد به سات با بیره نا پای بچی باید باید باید باید باید باید باید باید باید ایم اصول دور باید باید باید باید باید باید باید باید با با زمین همساییه بیمولا هیزییه فولان فولان شوده درومون کم کبیده رفت. با زم با همسرش هتمن دعوا کرده. نمیدونم دیروزو پایروزو هفتی پیشه صلی پیشم درومی کبید. و وارده تابی رو تقصیر میشنگ. وما مولن زه نما وقتی. وارده تابی رو تقصیر میشنگ خیلی بخدش حکمیده. نمیدونی شرع. شرع. شونکی یقسمتی از تابی رو تقصیری قزاواته زهنی. تکی های از اتلاقاته کدوروسته. اره هفتی پیشم با همسرش کده و کرده رو باست. حرسالان درومی باست. دو ماخیبار میبند درومی کبونه باست. این تکی اتلاقات دوروست. تبخونه دوروستی برمامیار. کمیدونم درشر رو باستی شود. نمیدونم درومی باست. نمیدونم باست. نمیدونم درومی باست. نمیدونم درومی باست. نمیدونم درومی باست. مواغائیم سنی شکی داشتیم. یعنی اکس داش از کافشای پوشدارت. بطاریخ. ویکم ما سن دو دیگه بچه دومتیون کافش ووردی. بلیتونی دو دیگه اگرون هم سنی رسیده باشه اکس ده گرفته. ویگه پر ونده سازی داش زهنش. و قفل از این که پر ونده ها چقات تو زنگه ممخد کار و کارنه. و چکار داره با خوده مم کارنه. خوب. به این وز ایته که زهنمن ووردی این داشتم پر داشی ها میشه میگیم که زاواته زهنی. تو که زاواته زهنی ما یک زریو یک جوز اتلاث ردارم. ویلی با هم یه زریو یه آلمن اتیجه کلی میگرم. مییم ادا میکه کافشاش پوشدار بود مرم اکسکرفتا. کولا آدم شلخ دی. کولا بی ملاحهز. اصول هم سویداری نم آدار بشاربندی چیشی بلنده. دی که بسی بر ایسه یه های زهنمن دارد که بازیام خیلی گا حوری. اصلا سیریالی می نیویسی زهنمنی توریی آدت که دی. بازیامن نه یه چن تو اپیزوط می نیویسی ما میری. ازیامن داردی یه پر آگر آف. تو فرق آگای می فامیم زهنم که غام می نیویسی تو کجامی ره. کسارتو کجا آدم. یه داستانا مجان رش چیه. اصلا این چیه که دارام می نیویسی اخبش هماشی یه مالبات باخت بشارب آگی می منه که مهامن دارامه. این ایسه که می نیویسی اشکی می نیویسی اشکای نا کام که نا ده مصلا این. چیه اون رمی فامی. جنسی قصه های زهنی که زهنمن بیتوره نا خود آگا. حاله ایک از مهید اتراف از بیگران که پیکرد ایک آدات شو ده بارش یه هر چی می فامیم چه تفاقی می افتیم خوب. با که زاوتی زهنی مشکل اشتشی. مشکل اشینه که اولا نا خودوگه یهن تو این ارون نمی شنیدیم نمی دونستیم که دچار رزاوتی زهنیستی. و سانید درگیری زهنی زیادی ایجاد می کنه. و از مقص قیلی نرجی می بره. یه همه مقصی که من نيوز اشتما رزنیدی که دن که بیلید هم استیداد هم پیگیری احتفاق. مدوم مشکل این دوستان های زهن ساختست. و از همه بات تر وقتی که بچه رخیت اپتیم شچه رخیت یهنشی یه نی اول مهرک اماد باد افقاریش که رف این همسوی بی ملاه زیفولا. باتی ایساستی شخمیر ایساستی باد مالمازلوم مالکوربانی مالشی تارز که دواری مخادی ایتفاق یفتی. بات افقاری بایدی لانت بین زندگی لانت بین همسوی لانت بینجا هفکه اونجان استیم چیوشی و دواری ایساستی بایدی. و ایساست آخری این می تونی نتشه احتیک ایشارخی اینگت می رجلون که من استر بات باختی این افسر آتم که شاید. که ایساستی بایدی این افسر آتم که ایساستی باشه این می دون این افسر که ایلگا بلی تا همول بوده. یعنی دیگی تا همولشو نداره. دیگی این زندگی رونی این می خامیر این ایساستی باشه. این که دیدین فروا یندو دیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدید به لزاوات همون فکرامون بغن کارای داشتون نداشته من البتین اصا سمانا شما تایت با کنیت یا نا کنی دونینا آدم هوا بخیس سین نشون بیشتر میشنگار که یاد میگیرن که خیدی چیزها برشون دستان های زهنی بوده که هل برست سو سو باغای زندگیشون ساختر پت که سین نشون بیشتر میشنگاری زرق اشنی ترمی تونن بیبینن فکننن منتو جای که دیگه خیدی دیر شوده یعنی ایک عمری رو بس سختی گزرون دن بسنکه بفامن چکت بازیز دستان هارو بیشتبا تایبیر کرده ایم روز باین زهنه گا هیمی تونن سال های زیادی رو بشاد پاشنگ ترزنگی کنن را هترزنگی کنن بیدون استرسنگی کنن هل انه خوطن درم میگیم که بلازه زهنگی خیدی واختا اشوفتا مولی االان انتوری دارو سم تایبیر میشه ایگن تایج رو بیزنگی مارو در دسترسا قصای سال ایم گا رو می دیتگه میبنم هم کارنم که همین جای رو گشم که همینه پچر بیه درازمن زندگی میخول بچر هالش خوبترمی فامن اهتم هلن من یه مشکلی دارا یعنی واختی مان در زهنم رو بیاد گیری رو باگه بازه خود بخود ان تایج رو بایزندگی دردست رسمان گرور میده. گهیم سرم بسنگ وغییات میخوره. یعنی اگه تو من فینگه ری افراط می کنم که یه لازه بیداری برورم یعنی که بس دیگه پاشو چهگه که سمیگی پاشو زندگی کون. و مجلو ترمیگیم مو ازن یه وزیتی داره زهنیمون که اگه اگه اد مشکله فکردن میشیم بیش میه وزیت دویم که یعنی اجام دادن. این پر دازیشی آنجام دادن زینی رو با کار وغیه مویت بیرونی اشتبا میگر میگر میگر میگر میگر میگر میگر میگر میگر میگر میگر میگر میگر میگر میگر میگر میگر میگر میگ پورسان چون یه جی نکتی خیلی مهمی گفتین بابت جونی من نشهز انجعی و داشه که گفتین زهنی ما نبت ام بار باشه خو من یه وقت بیپری دارم که یه چارخی رو نشومی ده چارخی ایک دام نکردن بشفی کری و افسار دهگی که نه هی پویس سره هم انگر دره ایک رار میشینی من چون ایک دام نمی کنه این جام میشه بشفی کری میشه من هی بشتار خیلی ما کنه به کنه کنه کنه نکردن بابت ارنه هیت مودخیری پاینو تجوه می کنه بخشی از انکیم بخام زهنیما نباشه هفه زهنی باشه همینم هست که مواجه بشام پاشم یه کاری با کنه اینیما نباشه مون چیزه که تو زهنیم دره امه لی کنه مجنه مجنه مجنه ده ساله زهنیما ندره به گیتار زدان مستانه فک می کنه پاشن میره مغسن ده راته دو جلسن تانش با کنه می تو نیم باشه هتمن همینه وینچه ارخی خیفتی اقتن همکردن اگر اتفاقن ایفتی یعنی اگر اینرجی راوانی امن که بره بستوچه ارسوات ایک میزانه سابتی ایه به ایک اقتی ایک با آلیت فیزیقی بیرونی تاپیلنشه بشپیقی اتفاقم افتی یعنی تاپیلنشه بیق فا آلیت دارم زهنی که اینه همون این اجرماست رفم کنه اما بییچ جای خاصی نمیره و بانا برین حالت افصور دیکی که تو دلش درمان دکیداره این شرمان بیچ جان امیرسا اپارن که اینرجی سر فیجای بیجای بیجای میشه نباشتن همی تو نیه کياز عبزار هی باشه که من این زهنم رازین امبار بودن از هافه زبودن بکشن بیرونییی ازن الان نباشت سوز مقرن بشتن ازن بیتن کار بورد اشن مین باشه نباشتن امبار این امبار اخالی بشه و بدش این نازمی پدیدار بشه و بدش ایت دهر کبیاد کچی بیمون او اچی بره کار موحسنیمان هر باری که تاته تازیل از ایک گفتمان این ساس مقرنم که کاروره زندگیم تاریر باکانه اخل خوشاد میشام که سو باتار مداریم خودم مم فقط نمیش نبیم اینجاد رزع بمیشه که همیشه لبن دائی جاف ایک رون دومه دیون نفرام گوش باکانه اشتار جای جای دونیا بیی بیزود اپادیم اغارب آم درم رده خودم موزو از زهنگه ایسو بات باکانی خوشالم که اتواقع رو تنوفرد و خوشالم که گام بگام امادید و اندر که و غام بشکه درومنی تجروبی که رید و پشنوات مقام که مخد هبام نمه هامی کاروبه کنه. یعنی هتا درن کنه یه لازن نک احداره و بینه که در که از چیزی که شانید چیه و جای اون در که و جوری که زنده کش کرده پیداش بقنه دایرم سکاری که شما که رید. که امتروری می تونه هاته اکسر از دفاده رو ببار از مقلب. در و خودش بخودش کمک کنه. و تو مبه سبیدی مخام در مورید اینکه چیره از زینگای رو این تخاب کرده و رو بیتش بفسل پنزده و نوزده که امام بودم چیهست چرز زهنمان اماد از اون مابقه از بینکه بیام و بیمخاده بیمون در مده زهنگاهی آگه بیده. بیدم ام نونه میبین امترم در بیزاده بایتی. این فیس روم امود دتاق قبل از جنگ زب کردن رفاقه. یادم این غد زهنم درگیر بود که وقتی بخان موز سنی سباتم کردیم موزواتی که پیش نتشو دیجا بخدام گفتام این درگیرن همون چیزیکی باش ایتی اجدرا. خوشانم کبادت سششمت شفک ریدمه پیده کرده. دو باره انترنه تاریمو مش هنوز امید داشکن سباته ارزشمان نیر سب گششمان. خیلی با هوز سلوت دقات گش کنی و آغان کنن دست، و انکی یادتون نره موارفی کنی نشب بایقیر. ات اینی سری بسیار اهتی اجدرا بین سباته. احان رستی خیلی دلن بارتون تک شوده بود خیلی زیاد. پر بیزد بایدی و این اخدفت.

Podcast Summary

Key Points:

  1. مخزی یا مغایس، بخش کلیدی در فرآیند پردازش افکار و تجربه زهنی است و تأثیر مستقیمی بر درک و ساختار فکری فرد دارد.
  2. افراد باید به خود توجه کنند که افکار و تجربه‌های زهنی می‌توانند بیش از حد تأثیرگذار باشند و از آن‌ها نمی‌توان بی‌نگرانی داشت.
  3. مدیتیشن و روش‌های سلامت‌سازی زهنی می‌توانند به کاهش تنش، بهبود تفکر و تقویت ارتباط بین فکر و شعور کمک کنند.
  4. خودداری از افکار ناکافی و تأثیرگذار در زهن می‌تواند منجر به ناامیدی، استرس و اختلال در فعالیت‌های روانی شود.
  5. زهن یک ارگان فیزیولوژیک است که قابلیت پردازش فیزیکی و روانی افکار دارد و باید با دقت مدیریت شود.
  6. باید تفاوت بین مهرک بیرونی و درونی و نقش آن‌ها در فکرگیری و احساسات توجه شود.
  7. تجربه‌های زهنی می‌توانند باعث تغییر در ساختار فکری و رفتاری فرد شوند و حضور یا غیاب آن‌ها بسیار مهم است.
  8. درک این موضوع می‌تواند به تقویت ارتباط فرد با خود، کاهش اضطراب و پیشرفت در مهارت‌های فکری منجر شود.

Summary:

در این تранسکریپ، مباحثی درباره نقش زهنا، مخزی و فرآیندهای فکری و احساسی در زندگی انسان مطرح شده است. زهنا نه تنها به عنوان یک وسیله بیان فکر می‌شود، بلکه به عنوان یک ارگان فیزیولوژیکی که می‌تواند تأثیر مستقیمی بر فرآیندهای فکری و احساسی داشته باشد، توصیف می‌شود. مخزی به عنوان مکانیسمی مورد نظر در پردازش افکار، به‌ویژه در حین تکیه‌های ذهنی، نقش بسیار مهمی دارد.

افراد نیاز به مراقبت از تأثیرات ناکافی افکار زهنی دارند، زیرا این افکار می‌توانند باعث اضطراب، ناامیدی و اختلال در فعالیت‌های روانی شوند. به علاوه، روش‌هایی مانند مدیتیشن و باک‌سازی زهنی می‌توانند به کاهش استرس و بهبود پردازش فکری کمک کنند. تفاوت بین مهرک بیرونی و درونی نیز به عنوان یک عامل کلیدی در فهم فکرگیری و احساسات برجسته شده است.

نهایتینا، درک این مفاهیم می‌تواند به تقویت ارتباط فرد با خود، بهبود کیفیت زندگی و افزایش مهارت‌های فکری منجر شود. متن به این نکته اشاره می‌کند که معنای فکر و تجربه زهنی باید به صورت یک مفهوم سیستماتیک و مرتبط با فیزیولوژی و روانشناسی درک شود.

FAQs

زهنگاهی و تاواجهی به معنای توجه به مفاهیم و احساسات فردی در زمینه فکر و احساس است. این مفاهیم به ما کمک می‌کنند تا بهتر بفهمیم که چگونه افکار و احساسات ما به وجود می‌آیند و چگونه با دیگران متفاوت هستند.

زهن به عنوان یک ارگان فیزیولوژیکی، نقش مهمی در پردازش افکار و احساسات دارد. فعالیت‌های مخزی و سیستم‌های عصبی مرتبط با زهن، به تولید و پردازش افکار و احساسات کمک می‌کنند.

افکار و احساسات ممکن است در مواجهه با تغییرات در زهن تغییر کنند، زیرا سیستم عصبی مرتبط با زهن، در فرآیند انتقال احساسات و فکر به سیستمی که ما به آن دسترسی داریم، نقش دارد.

با توجه به تأثیر زهن بر فکر، می‌توانیم با مدیتیشن و تمرین متمرکز‌شدن، بهترین شرایط را برای فکر سالم و سبک داشته باشیم و از افکار نامناسب یا خودمختار مبارزه کنیم.

پاکسازی زهن به معنای حذف یا کنترل فکر‌های غیرمثبت و افکار خطرناک است که می‌توانند تأثیر منفی بر سلامت روانی و احساسات ما داشته باشند.

افکار ما ممکن است به صورت خودکار پیش بروند به خاطر فعالیت‌های ذاتی سیستم عصبی زهن، که به صورت خودکار به تولید فکر می‌آید و به این ترتیب می‌تواند بدون مداخله بیشتر، افکار نامناسب را تولید کند.

Chat with AI

Loading...

Pro features

Go deeper with this episode

Unlock creator-grade tools that turn any transcript into show notes and subtitle files.