Go back

بیست و نه - جعبه‌ي سخنگو | تاریخ رادیو

from Chizcast | چیزکست

1h 9m 2s

بیست و نه - جعبه‌ي سخنگو | تاریخ رادیو

متن فوق به تفصیل اشاره می‌کند به اهمیت و تأثیر اختراع تیلگراف بی سیم توسط مارکونی در تاریخ ارتباطات. مارکونی با طراحی یک سیستم که از فرستنده و گیرنده مبتنی بر امواج ردیوی استفاده می‌کرد، امکان ارتباطات بی سیم بین فواصل کمی از هم فراهم کرد. این اختراع نه تنها به مهندسی و فیزیک کمک کرد، بلکه تأثیر عمیقی در تاریخ رسانه و ارتباطات جهانی داشت. با استفاده از فرستاندها، اطلاعات می‌توانست به فاصله‌های بسیار طولانی منتقل شود، که امکان داد تا اطلاعات در کمترین زمان و بیشترین سرعت منتقل شود. در ادامه، این سیستم در جنگ جهانی اول مورد استفاده قرار گرفت تا اطلاعات نظامی بین قوی‌ها منتقل شود و نیروهای نظامی به صورت فوری اطلاعات دریافت کنند. همچنین، این اختراع به عنوان یکی از اولین فناوری‌های بی سیم در تاریخ ارتباطات شناخته شد و مارکونی به عنوان مخترع این فناوری، یکی از بزرگ‌ترین نام‌های تاریخ مهندسی و فیزیک محسوب شد.

Transcription

8843 Words, 42346 Characters

Persian
تویکی از شابای بایزی ساله حزار نوستد سیو حاشد ماردم آمريکات توی خوناشم کنر ردیو حشن نشستد بودانا داشن ردیو گوش میددن مجی ردیو اول وحزیت هوارو علام کردو پادش کف علام میرم به خوطل پارک پلازائین یا یا یورک تا اجر ایزی بایه ریمون ریکه الروبش ناویم بابات سدى آبست شدو مسیغی زندی یجاز شروش شد چن سنی از مزکن اگز اشد بود که گویندی رد یا خیلی سارو سیم او با استرس شروک ار بگفتن این که یک خبار فوری بیدست مرسیده و یک سری این فجار گاز روی سات همی ریختی داشدیو شریت یکام ایراد دیه تو بر مسیغی زندی شروش شد ماردم حاجو واج موندی بودان کچه اتفغی درمی افده سی سنی ایبا تو بر مزکت شد و موجی با یس دا یه لارزون و حشت زدیی ایلام کارت که یک شحاب سنگ چن سنگی پیش تو یک منتقی مسکنی بشتدت بازمی برخورت کرده و همی نالان تیمه گوزرش کر از آم شدن طببینا چخباره بات سدیه گوزرش کر رو ماردم شینی دشده گوزرش کر گفتش که ایک فازا یه اجی بی دور شحاب سنگه گرفته تون هم همه سدیه پروفسوره نجوم شناسی که هم راه تیمه گوزرش را دیو بود میاد که داش بخوده زم زممی مکرد اندی که چبال ایل همی زمان که پروفسوره درسنگ باره سمی کنه یه هو سدیه شکستن سنگ میادو از فاریادو ایک ماردم اتراف میزنان مالوم میشکی ایک موجود تار سنگ هستوی سنگ بیرومو مده سدیه جگوداد ماردوم بسدی ایم فجار ونفسن افستن افستدانه گوزرش کردی کتر میدوه قاتی میشوه هر لحسزیاد وزیاد تار میشوه یه هو سکوته مرسا که میشه ماردوم پای ردیوها شمیخ کب شوده بودانه نمی دنستن شکار کنان بعد از چنسانیه هدغل ایک نفر از هر خانه و دیداش ایک چوملیه مشتره کتیک رار میکرد میریخیه هم لکردن سلام بلسمت بیسونه و بیچی سکست خوشه مدین تویم پاتکست مان ارشگیات ری باریشومو استالخیز همیگا چیز ایک از همانی استفاده نمی کردیم ایم روز استفاده می کنیم و شاید داریم ده هم از اشون استفاده بقنیم تویم رسما کارر بیرم سرغطاریخ رادیو رادیو ایک ایم روز دارگوشه خونه هم مخاک میخره و لیه زمانی بسخده شپورو بیای داشته چاری از کار بورد خوده شردیو شروکون اندیه جریان رسانه بود شروی مطاله شدن مردم از اخبره لحزیی شروی اینتشار جمیه مختبو شکریه فرحنگ رسانیی رادیو ایک از مشهور تریم پول های بین اینسان دیروز ایم روزه از لحزیک رادیو ردیز اندیگی اینسان هشود نو از سرگرمیه اینسان تاقیر کرد نو ابار خوردش با اخبر تاقیر کرد حتا نو اروتین روز مری آدمام تاقیر کرد در نتیچ رادیو هم خودش وصلیه مهمیه و هم تاریخشو نقشی کتوی تاریخ تشته نتن ها تاریخش مهمیه بلکه پر از تراجدیو کلا بردریو گیسگیس کشیه توین رسبت نخب تمام این مجره رو بارتون تاریف کنیه از این بگیم کچه کسه ای توین راشک افس خوردن کیا کشتشودن کیا با اتبخ شودنو کیا بیلیت شنبورد رادیو یکی از اخطرقات یکه هر کسیه تارفشه گرفتو هر کدومشونا مدامی کنن که خودشون ساختنش توین رسبت بخمی بریم از ابوال ابوال بارسی کنی مجره رو تب بینیم کی چکارک اردو چیشوت که رادیو شود این که هست من ارشیات تاریستم تدوین این رسمات رو تنین خاک سالجام دده و موسیریت ایت رج هم کر مدیم سبیه باشر همیشه دوم بل ارتبط کریفتن ببقیه بوده انسان کلن یک موجود ایچتمایه باد از انکه زابان اخترا شودو آدم اشروك اردن با آدمها یات رفشون هرف سدن کم کم باشر بین فک رفتت که بتنی با کسی که از اشفاصل داره هم ارتبط بکیر بتنی خباری رو باش برسونه هر فیلو باش بزنه یعنک از یک ختاری مطال ایش کنه انشود که کم کم ربشای مختلف از المتدن بودود گرفتن نام نباشتن ایب داشتن تو چندیلو چنگر ربش اصلي ارتبط باشر با آدمها یکه از اشتور بودن نام ایبود این بازیت همیجوری ادام اپیدا که تو انکه رسیدیم بقرن نوز ده توی غرن نوز ده یک اتتفار خید خیلی مهم میفتاد و سسنم ارتبطی باشر رو زیرو رکر چیشود تیلگراف اخترا شود حالو چتوری بودن سیسنم تیلگراف یک داشتگا هیبود کبی ایک شبکی یا سین باسل بود و امیشود بحاش پیامارو بشکلی نقتوخات من ترقل کرت کنی بازابون مورس کار میکن تیلگراف این توری بود کم امیش از تن پوش داشتگا میکنستم که یک پیام بفرستم و سه یه آقی ایکس که تویگ یه جای دیگی کولن زندگی میکنه مثلا میکنستم این میسنم کمک کمک یا همون اس او از بمورس میشه ستن اخته ستخات ستن اخته ممیشه ستن پوش داشتگا این کو دوبا اون حندل داشتگا بون کلید داشتگا میزادام کلید این توری بود که میزادی روش این حالته نخته بو خات پیدا میکن تخ تخ ستا میداد اینی مثلا بر یه اس او از که گفتیم این توری بود ستن اخته ستخات دوبرا ستن اخته بعد این داشتگا این کودیو که بایش زدام امیگه رفت بسیم این تغالش میداد به مخصاد بعد تارفتی داشتگا تیلگ رفش میدیت که حندل این داشتگا اخته رجوری هرکت میکنه که این کودار میزانه پت کودو یا داش میکنه به هرفتاب دیلش میکنه ومیفه مید که ممکنه اتی اشترا اینشتگا تیلگ رفشتی را هل دخید خیدی خیدی دیاری و کارامد و سی این که آدموا با هم ارتبت باگر کنه از مسال منا مالوم دیگه برخلف نامه که مددت هاتول میکشید برسه از تیلگ رف میشو توی مغیتها یه استراری هم استفاده کرد و توی فاصلها خیلی زیاد همزاش استفاده کرد یکام که گزاش تیلیفون هم توی همون قرن نوزد اخترا شود که حب میشو دباش هرف سدو پایام راتا واز احترام نشون داد اونطا تیلیفون از آبو گل در بیاری این تیلگ رف بود که بیداد مردوم رسید امه هم تیلیفون و هم تیلگ رف توتا ایلاد بوزور داشتن هنوز اولا فقط و سی ارتبت یک پیک ساخد شود بدا و فوقش میشو دباش یک خباری رب یک نفری رسوند نمیشو دباشون که سیو سرگرم کردو نمیشو چیزیلو دستجامی علام کرد هیچ ربت خاصی بی رسانه نداشتن هنوز از اون طرف هم هر دو یه اینها بی سیم و بست بودن اگر قرار بود که بخان یک سیستم ایرتبت جام ایدروس کنان پاید از هم ایگو ینده ها بہم ایخونها سیم مکشیدن و با یه سب سرنگاشتی غابل فه مکه حزینی یا اون هم سیممیسی خیلی زیاد مشود در نتجتها وقت که یک سیستم بی سیم بری ایرتبت جود نداشت قرار نبود یه بسیل یه ایرتبت جام ایدروس بشه از همون آباخر غرن نوز دا کم کم یک زم زمه هایاز محاب رگ بی سیم شروشود هم اچه از جای شروشود که مکس بل که یک فیزکتان مارو فموت حباری بود وما دیگ پیش مینی مهم مکارت مکس بل ترفای ساله هزر هایستد شست و جود امواج ایلکت روم میکنة تیسی رو پیش مینکارت یه در حالت تیوری این رومت راح کرد و دیس رفو حمول رایداد براش یه کام بادش یک فیزکتان آلمانی بس مه ایرتس اوماد و رو یه این امواج ایلکت روم میکنة تیسی کار کرد نتیجی تحققت هیرتس اخترا اینتن بود اینتن و سیل یه که جاریان ایلکت رکیل و میگره و امواج ایلکت روم میکنة تیسی میده یا برائقس امواج ایلکت رکیم میده اینشت که از این اگه هیرتس رو گزاش تن رو یه این امواج و خنوزام که نوزه بوزورگی امواج ایلکت روم میکنة تیسی رو با و هیده هیرتس اندظم میگران اربتخ خوده هیرتس اون گادری اوم رنع کرد که ببینه با این کشفش شکار می شکرد چرکت مهم می بند خوده فقط فکم کرتون از ایک از مایش ایته راحی کنه که ایده یه میکس ویل رو اسبت کنه حالت چی هستان این امواج ایلکت روم میکنة تیسی هیمی نوری که می بینیم یک بخشش موجه ایلکت روم میکنت تیسی ایه دیگه چیه موجه ایلکت روم میکنت تیسیان امواج مقروویف اشعی ایخ سفرابان اف شروسوخ گمان اینها هماش رون جوزه امواج ایلکت روم میکنت تیسی اصادم شن بین این امواج ایلکت روم میکنت تیسیان با کم ترین این ایلکت روم میکنت تیسیان با کم ترین این ایلکت روم میکنت تیسیان با کم ترین این ارزیر از میشون هم از ریدیشن یا همون ایرت آش مییاد. برخلف اشیزی کی خیلی افکم کنن اموج ردیوی نوعی از اموج سو تینستن. جو ز اموج ایلکتورومیق نتیسی که همون اموج نوری باشن از سب میشن. موجه ایلکتورومیق نتیسی یعنی ردیو. ایرت هم دارستون استبود این اموج ردیوی رو توی از ماشکا ایش تولیت کنه بو ایدیم ایک سبط کنه. یک هم برد از این که ایرت مورت آ وازی این نزری ایش رو اخترا ایش یعنی انتین کم کم توی دونیا پاشت. هل ایکی از آدمانی کتابت جو ایش بییده ها یهرت سیم شروت. یه بچه پولده ری ایتالیای بود. که ایچ تحسیلت آكادمی که نداش. دونیای ایرت بطه تو زیرو رکیر تلیگ رفو بیسته جدید رسون. ابو این آجور اخترا ایراد یارو گزاش. جایزی نبیل بوردو سر راش نکولت از نارو هم بخا کسیان اشون. کلیل ممارکونی این یک ناز پر بردی بیتا ممانه بود. بباش از اشراف زادها یه ایتالیا بود و مادرشن وارس یک ایمپراتوری بیسکی ایر لندی بود. از همون بچه گیشن لسون نور بارمد. ایتالیا یک کشوره کتولیق بود اکسریت جامیات اشمسیه یه کتولیق بودن. و مادر مارکونی که بروتستان بود اتغاد داشکه سیستم آمزش یه کتولیق مشکل دره. و در نتیجه پچرن افرست دمادرسه وصاش موالم خصوصی گرفتا. بعد مادره بموالمه گفتبود هر در سیلو کشو اپسر اشتو سندره در سندن بیش که خصن اشیه واخر. این شود که کلیل مارکونی ناریازیاد گرف نفیزیق. بذوکتر کشو نزریه یه هرس بگوشش خوردو به نزرش خیلی جالی بومات. پر از که بالا پانکر دن و برسکر دن تسپیم گرف از این آم بوجه ایلکتور مرنتیسی بار یه انتغال تیلگ رافه به دنسیم استفادقنه. زهن کونش که بیداشت هج روبی ام خیلی چیزار تو نستبود یاد بگیل دیگه بالی خوب ایل مزیادی نادشت. این شود که فکروزه که مارکونی شود تیلگ رافه بیسیم. پسن که هم چین چیزی بسازت توت چیز مهمه احتیاج داشت. فرستنده و گیرنده. فرستنده یه را دیویی که امجر را دیوی درست کنه ورسال کنه تو باش پشه که دن مورس اتیلگ رافه ورسال که. و گیرنده یه که این امجر را دیوی رو بگی ربو بشکل که دن مورس نشوم به ده. حالت چیتوری ساخنی نارو صاباد درست سبی که نادشت. همه چیز بس هایو خاته ساختشت. مارکونی انگت پول داشت که سبتش بیکار باشو و اخطشت باشه حزار جور خالت مختلف و تست کنه. از حقنه اگزاریم پوشت کارش هم خوب بود. این شود که هم گیرنده و هم فرستنده رو بسایو خاته ساخت. ابتكه تهر هه افوالی یه جو فتشو دوستی دیو بود. ابه لازمجره گیرند اشرو کنه. هرس ایک هم کاری داش بس ملاج. این او ایل آج خیلی از مارگه هرس مطاز سر شود بود. تو یه مارس امت هجلی لی کباره هرس کرفت بودن. این تاسمیم گرف بیاد ایک سوخان رانیه سوزنا کبو کنه. پر برین کبه همه نشون به ده هرس درگن چه اختراه مهم مکر ده. ایک سستمی تار را هکر. کبه هاش پشه امواج را دیویرو به حزرین نشونداد. هله یه بخشه هزین داشکای که این غصار. هر یه گرن دی را دیویرو مکر ده. مارکونی امکی غزیی این داشکار شیندی بود. اون گرن ده هر گیراوردو این گد روش کار کار دو سای خاتا کار. تو تو نسی گرن دی خابل قابول و سه پر جه خودش بساسه. این از گرن داش. فرستانداش شیوری ساخت. انتنی که هرس اخت بود خودش یه فرستاندی بود. منتها بار یه هدفی که مارکونی داشت. دیوی خیلی قاوی بسزکی که بیتونانی که فاصلی خیلی طولانی رو تیکونانو. پایام رو منتاکل کنان. بار یه ساختن افرستاندی باری کتاحتر از نکل اتسل پیدا نقیر. تستل چنسل قابل ازنگ از آیا تویه نامنشکای جهانی پاریس. در باری ام بج را دیوی که سوگتی هرس بود شینیدو. توی سرشی لام پرشان شوط. امت فرستاندی هرس بار داش. دیوی کار شو دیوی که فرستاندی که میتون از جیاریان موتناو و بخیلی خیلی شدیدی رو منتاکل کنه. تسل آمین اخترای شو سابت که ارد کلی خاب دید بود وصاش. ابت تسل هدف شینن بود که بخد بام بج را دیوی پایام جا بجا کنه. رو یه تسل ایم بود که بیتون رو شانای بیسیم ببو جود بیاره. و ات مصفر رو با الکترسیت پور کنه. این اخترایش که بس مه سیم پیشه تسل مارف شو کارار بود یک بورج بوزور گی فرستاند بشه که بجنسیم برگ منتاکل کنه. همون زمان جیپی مورگان که یک بانکتار و سرمان گزار خیلی خیلی بوزور بود امت سدو پنجا حزار دلار داد بی تسل آ که ایداش را مالی کنه. هل هم زمان با همین اتفغا مارکونی امداش گی فرستانداش کار میگرد. نتیجی کار مارکونی بعد از روز ها سای اختا شو دیسیری بورجا یه فرستاند یام وجراد یوی که خیلی خیلی شابیه بورجای سیم پیچه تسل بود. وغنیمی دنیم ایدی ایدی تسلار دوزید بود یا نامونتها بطور کتش میشه گفتش که بعد از تسل ساخت بودی نارو. اصبوصا همین امناتونه سابت کنه اخترا یه فرستاندار شو میگفتن تسل آینه همین اقابلن سابت کرد. ولی مارکونی خیلی تاواجه خصی بیم موزونه کردو با پولی دادی شروکر ساختنه فرستاندها یه خیلی خیلی ازیم. یک استگه فرستاند توی اام رکا ساخت و یکی توی اینگلیس. بودو قرار شوط آفوالیم پیام مخابر بهشه. یек هم باد مارکونی اددعا کرتکه پیام اسو اسی که فرستنداش توی اینگلیس مخابر کرده بود رو داختی دوهزار دیوست مائل باش فاصل در یا فتکر ده. چلمیگیم اددعا کرد شو رکم بادش مالم شوط خالی بسته. این اما سکی کام نایاره اما دگرنداش تو گزاش توی کشتی پادشم کشتی رو پر از مو سافر کرتا هم شاهد بشان. پر چلوکر از فرستنده دو رو دور تشو دن. نا تیجه این شوط که تو نستی فاصل ده دوهزار مائلی از فرستنده پایام اده هری آفت کنه. توی شاب هل باته. تویز بشنر از هفست مائل نمیل سید پایام. هربه سنکت دلیل این تفاوطه روزو شاو بایدونیم یک هم باید بیائیم اگابتر. از همون اول که مارکونی شروکه هری این سیستم کار که اردان یک سوال بیجاب اپتی ای کارش بود. امو جی رو دیو ای خاتی هرکات می کنان. زمینم گیر ده. پدهگه یه مو جی رو دیو ای خاتی از یه ایس کا فرست ده بشه از یه جای به باید این دیه قابل ده از رسی نیس. چون زمین گیر ده دیگه مو جی که مو سنقیم هرکات کنه از ات مصفر میل بیرون. که سبور کنی ده کورد اشتبشی. باد بالاش یه خاتی که شیرو به زریت با ان سرد زواب یه یه چهل دراجه. ته یه جای این بساته کوره برخورت می کنه. از یه جای به باد ده یه از کوره خارج میش ده گیونی که توی نیم کاری پاینی یه که برخور دینه ده رب اون نیم اتن اون امو جو به گیره. حالتو مریا سخیلی بوزورک تر اینو بره زمین ته سبور کنید. توی زمین ده گل آزم نسته رفترین نیم کوره پاینی باشه یه زر ازون لکیشنی که فرستان ده بوجود ده رب پاین تر باشه من امو جب ایش نمیر سدیگه. مارکونیت جایوا بی بره یه مشکل نداش موتها بخودش مگف که من نیم درام نشتور می شره بلی مشکل ساز نخاحت شود گیر ده زمین ته سیری نخاحت کز اشترین رزیه. مونی کور اینجا مدیم بی بی نم چتوری نتیجمی ده ده گه نشو دم نشو ده گیالا دو سمیلیون دولار پول خارش کر ده ده ده گه. جا لبی قزیام هم اینجاست که بوجود که دلیلشن نمی دنست دروس کف ده بود تاسیر خاصی گیر ده زمین نمیز اشترین گزیه. دروس ده که اموج ردیوی خاتی هرکی از میکنان. مونته ها توی اتموس فرز زمین ایک چیزی وجود ده ره که این اموج رمون اکس میکنه. اینگار موجت هجه ایمیران با دنی خولان با اینه ما سیرشن که جمیشه باب با با قیز ساته زمین ام میرسان. درن دیجا اموج ردیوی می تو نم بجا هی که نسبت فرستان ده توی ساته دیگه ین زمین غرور دران هم برسان. با توی روز این مواد دیگه توی اتموس فربا سین ایک از امبوج می شنگ ریلزات شمک هم میشه و بس اه همین دروس از بی منکس نمی کنان امبوج رو. با اینجری میشه که فقط این اموج تجیکه خاتی هنمیرسان و اگه جولو تر بیریم از مسیر امبوج پاین ترمی آیمو نمیرسی. این فاصلی هفصد مایلی که این اتوی روز تنستی بود امبشن اوان مقسمون فاصلی بود که میشود از فرستان دی داشت و دریفت که دون امبوج رو. بیشتر از اون اگر می رفتان باردیگ ایک فازای دیگه یعز کوریز امی میشود این که اون امبوج دیگه بهشون نمیرسید. بیک زر با این بار با امبوج رو دیوی که دیمور سومون تقل کنه بو تلیگ راف بیسیم بزانه. این مستد تسلام دعجارین این غزایو بود او تفلاق ریدیم اوکی بود با این غزیه. حتبه وجدی انکه مارکونی راسمان داشن از دیگه بیستان اخطروی تسل روز تفادمی که. تسلاش قائد نا کردازش امه همین مارکانی بخا کسیان اشوندش از یه انتوریبود که همون اول که مارکانیومت سابت کنه فرستند اشو باش کفتن تسلغابلا نه سابت کرده این ابراف بیشه بوکالاش کفا کمه مخمین اختراه سابت کنه کفتن خوب تسلغابلا سابت کرده دیگه شما نمتنه سابت کنه کبول پسر مارکانی گف نمسنه که متواجن اشدین میخم یه هرفه دوبار نمیگن دیلم میخمت ایشود کفوکالا ای مارکانی که بابا جنش پرشونمیداد شروک اردن از همون اول کار کردن روگه این که ها که این اختراه ارو از چنگتسل در بیارن و خبتو پر بندی که یه ترف دابا چانت وکلی خیب رو چا میلون دولار پول باشو اون ترف دابا یه مختاره محاجر بیپول مالم کمی باردیگه ساله هزار و نخصد شهار دفتر مرکازی سب تیخترا حتر سب تسیمپیچ ایسل رو از چنگ اشتر رووڑو تاد بمارکانی که رسمان تر هدوزی دبود یعنی امالان تسلائی که سه هبتر حبود از مارکانی شکایت نکر بات مارکانیوم اداز تسل شکایت که ارد با خارشم تسل محکوم شود دیگه این غزیب از شود که تسلد گه ها پر استفاده اختراه خود شروح امان سنپیچ ایسل رو نداش تباشه و جیپی مورگانی ام که روی این اخترا سامعی گزاری کرد بو پلاش بکه شبی رو این شود کچم بخبادش بورج ایسل رو خراب کردنو نکول ایسل بہل از نکر رویاش بخاکی اکسان شو دروز بروز بیشت ارشک از خوردو تر نحایتم تو یفاگ رموط لا مورد بات بخبود این تیسلا عظم بار از ایدیسون بکهش از این بار از مارکونی بکهش اگسر مارکونی باری افوالیم بارتون استفاد به دون استفاده از سین telegraph بزنه و بیبارت دیگه باری افوالیم بارتون ایتاریخ بشارداش به دون استفاده از سین ارتباد برگر ارمکر ترابط. از بانسرین از مطشیز که از شرکت االی ببس. هم ترکه مینیونید االی ببس سرامده بازر گردش کری ایرانه. و تمام شیز های کشام باری سنفر لازم درید مسلی بیلی تو هتیلو توروین چیزارو توی محصولت شداره و میتنباری شما فرح هم کنه. امام محصولت االی ببس فقط پینا مهتود نمیشه. االی ببس خودش ایک توالیت کننده یه محتابه یه دسته ول گردش کریه و در زمینه یه پتکسته هرف باری گفتندره. پتکسته ردیدور دونیا توسته مجموی االی ببطولی دومون تشرمیشه و موزوش کردش کریه. تو یه هر اسمتازیم پتکست شما رب ایک مخزد خاص می بارن یا اینکی ایک سب که سفر ربه ایتون مارفی می کنند. تو هر اسمتان چانتا مهمونه دونیادی در انکه از خاطرات جالبه سفر شنوتاج ربه هشون میگنو هرفائی خیلی جالبی میزنند. بسی پیدا کردن ردیدور دونیا فقط کفیه که اسمی شروتیه کس بکس و باری اپلکیشن ای پاد گیر سرش بکنید به فرسی بینه بیسید ردیدور دونیا بعد شمکه پیدا شن کردید یا ایتون نره کننلشن رو سابسک رب کنید. ماخدن و اسمتی جا پونشن که لی و سمجاله بود پیشناد مقنمه گدست اشتید اون رو بیشنه و دنبال. از پانسره این و اسمتی چیسکست ردیدور دونیا از ماجمو ایه ایلی بابا. مارکونی تنستی بود با امواج ردیوی تیلگ رف بزنه. این اتفاق خیلی خیدی مهم بود. حل دولسته همه شبس سایو خاتا انجومدت و دیدیگه انتوریم بارداش نشکه که کی چیاری شنه بود. خات این یت چیزی تویم مخش بوده که تنسته هم چین چیز رور رابند از دیگه و گنه مناش رمار سد رز ان بلیگت بزر انتیو او تقشات هیت چینا تنیم از اشتر بیاریم. بلی خوب ایک سر موافقیات اشرو مدیون کار باغیو پولش پود. هم این تیلگ رف بیسیم ام با از شو تیم مارکونی بودنه نوبل فیزی کساله هزار و نخساد و نوه رب رنده بشه. عالبت خیلیا موتاگدن هم این نوبل فیزی کرام با پول بود بود. و بچش بہم زدانی کلی از کشدیار با تیلگ رف بیسیم اش موجه هزکت. از این تیلگ رف با یه بیسیم اسان شود مارکونی گرام. ترکی به مارکونی و تیلگ رام که همون تیلگ رف باشه. جالب این هم بدون انت کچن ساله بادش و اخدی کر ردیو داش ردیو می شود. شخص مارکونی کولن زدبت ریخ اتدیگه. باری اشد بود ایتالی آبو و از به هز به فاشیز شود بود رفیخش شمو سولینی بود. حد تمیشگف موافقیت هز به فاشیز تا هدی بے پولای که مارکونی و ردش کرد بود و بسته بود. یه جو دورو سکاری تو بوجود این نبود ها. حالا اگر مسولینی رو نمیشنه سیدیاد اعباریه هز به فاشیز تنخان بشتر به دونید می تنی ده پیزوده به لچا رو گش کنید ما دیگینجا ادام اش نمیدیم. خالص که مارکونی کولن را هش از این جهر یانه تو سی ردیو جو داش و بادن. مطلب شرکتش که اسم شا مارکونی بود کارش داش ادام ایمیداد که هلا جولتار باش میلسی. دورست مارکونی یه هرکت بوزور بزد بود. بلی هم چنان خباری از انتغال سیدان اپود. ایدی اینتغال سیدو با ام بجرادیوی تو یه زهنی ایک مختاری دیگج را قزاد. اغای رجینال تفسدن. فسدن فاروزون اشیب زیاد داش و همی جول کاری در زمینی ایل منجام داد بود. ماخسو سن توی زمینی بار خیلی کار کار دبود. حتى یه مدتا مصییه ایدیسون کار می کار. هلا خودامی دون ایدیسون چی اخترای را از این دوز دیده. فسدن بار از کولی فاروزون اشیب یه کارش و اختی که ماجر ایمار کنی بگوشش کورت. ایدی این تقال سدى با ام بجر ادیوی بز این اشرسید. این شود که هم یه هم مقام شگوزاش پا یه که یک سیستمی بساز که با اش بشه یه میکروفون رو بیک فرستند ای ردیوی وست کار دو سدى فرستات. دارن هایت هم بار از کولی جونکنده من اتیجرسی. سیستمی شود تار را هی کردو بادش ام بورج افرستند اشو ساختو. و سی تست افوالياش از کولی روز نامنگار و خبارنگار دان اشمن دابت که بیان شهد بشان. روز ادهوم ادیسان رساله حزر و نخساد اشش افرادی که کنر فسدن بودان شهد تاریخ بودان. باری افوالیم بار سدى داش پیدونه سیم و با ام بجر را دیوی من تقیل می شود. فسدن و افرادی کون جبودان پشت میکروفون حارف سدن آواز خندنو سدشون ده مائلوم بارتا پاش می شود. هتنیم اصدیش ایتانتی ام کردن. کشدیادیگه ام مغا هم اشون با سیستم مارقونی مجهاز شود بودان می تو نستن با ام بجر را دیوی کده مورس به گرندیگه. اینار افتن روموجی اونو و ساشون سدى فرستدن و آدمانی توی کشیریم کعسن تابقوی سدى شنیدن نداشن کلی تا جوب کردن. خرسن این تویشود که افوالیم بار سدات اونس مون تقیل بشب را دیو. و لی هدفه فسدن هم ساختن ایگ ابزار ایرتبات جام این آبود. کس داشیم بود که بی a ایک تیلیفون بی سیم بسازه ک آدم بودان بحاش از راها دور بی دونه ایس دفاد از سیم هارف رزانان بحام. بازیم ایرتبات تکی. فسنی که بی بی نیم چیشود که این سیستم ایرتبات تکی تکی. تب دیلی بی ایرتبات جام ایشودو از ام و جر را دیویوی و سیی بار نمی سازیو سرگر مکر دن مارلم ایس دفاد اشود. لازمی که بایدوز دیگا اشنو بشین. این این این این این این این این این این این این این این. این از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از از ا از ایک تانا امریک هی بود کعز بچه گی امر به اش موشتاب احشاد بود که نابق از. که در در دبوزورگی این نبوگی کمن درامستن جهان برین نبوگمن حزر نیس میراف میکش اخترائی مختلفه پیدا میکر جای دو تسیمتشون آباز میکر دو بعدش انگات توی بوگه کرنا میکر دستانه که همه باوار میکر دن که این اخترائی بوزورگی کر دبو ایدی خودش خود ازابه خودان نکونه که یکی بر میکش بیش مگف که این ترهد شبی اخترائی فلنیه انگات که لی بازی در میا وردت جیر وجر میکر ترفو که یار خودش بیخیال میشوت در تک میل شخصیتش همی نبگم که باختی دیگه پاشل بگور بودو حفتد اشتد سلسن نشبو زنش و مجبور که یه کتاب بنی بسه به اسم من با نبقیه بوزورگ از دواز شردا تو کتابام کولن مجیز این نبگه و آز نبوگه شتع ریف کنه مائقل از کتی بود وز خودش این آغید دفورز بستو سی چار سالش بود که یک مغالی در باری اون سیمپیچ اتسلاخون دو خیلی از تار هگازی خوش شومت کلیم جون کند کبه اتسلاخار کنه ولی اتسلاخ ابول نکار دبود که اگر قابول میکر ده تمنان این امیش از دیگه از اش میکنده یه ترجدی دیگه در اسم شود بار از این که تسلا استخدمش نکار تو ما پیش امار کنه که ریگه اسم راس مباره خودش بہم زدبود کار کنه که امار کنیم قابول اش نکار ده این شود که اماد بایک اشاریک شود بایک اشارکت تیلیگ رف بیسیم باری خودش را انداخد ابطه کل هدف اشاریک اش ایم بود که از جب ویکدار باری تیلیگ رفی بیسیم دروز شوده استفاده کنه که سهام اشارکت و بالتر از غیمت وغی بخال غلاب افرشه ده فورستان بایم شارکتا مخاز پوزن آب اغبود ان شو به ده رغیب اسلی اشارکت اشون امار کنی بود دیگه این اگفتا ان شخار کنیم از مار کنی جولو به افتین تیلم مار کنی گیرنداش خیل زیفن یادموندیگه مار کنیم رفتبودی گیرندی دیگر و ارداشتبود توفمال که ده بود گیرندی خودش اخدت بود دیگه خیلی کیفیات پاینی داش گیرندای مار کنی یه بار کار میکر ده بار کارنی میکر ده ده ایمی خود باید خوبشون ابوال ان بودو بادشم تنها گیرندی یه بازار بود مار کنی مشریه بشتری داشت اینا عمدن گفتن که چکار کنیم چکارنع کنی ده فورست رف صرغی فسدن هم انه گفتیم ابوالی مارس دارفرستاد برادیو امغانت فسدن کار سدن اکیرد بودو نمتی کاره تلگراف بیسیم بود یه تره خیلی خوبام داش فسدن که کشن روه هلئین مشکلی گیرنده هابود یه داش که ای بود که موجای را دیوی رو خیلی آلی تاشکس میدادو میتنه سکیفیت گیرندر خیلی خیلی بہتر کنی اینا رفتن پیش افسدن که بایش سوبت کنن که هم کاری کنیم باش باید از چان جلسن ام که این داش که افسدن ادید انا بارسی کردن دفورسکو فالبینیم چیمیش شاید باشوما ام کاری کردیم. بمه نکشی ده شلکت دفورس دید از کار سخ که مونی مزد باد از که افزدن. بادشم دفورسکو فنکه منو برم این ام اخترا امانه من افراب بلی بودم که این او سختم. و خوب مصالم که افزدن ام شایقایات کرتی گه. اینا ده ارگیش شایقایات اداد گه بودن که بگوش دفورس رسید که سدارها میش باین ام وجرادیو ایمون ترقل کرت. این میشکه یهو توی سرش یه فکلجر اقمیزانه. بار ایک سف سدن و باریه کمی خسن از رادیو فغد بومونه تیلفونه بیسی مستفاد کنن. ده فورس ایداش ایم بود که ما می تنیمازین سیستم بوسیه اینتغال اخ بارو پاخش کردن موزیخ باریه همه یه مردوم از سفاد کنیم. ایده یه استفاد از ایم سیستم بومونه یه کراسانه یه جمی این جاب بود که بود جتومات. اما ایم و سد ده فورس سارون غزی ایک قابلی با فسدن مزه کاردو پانیر بودندگه فسدن که نمیزاش ناز سات کلومتی آزمانش کشام رات بشان. یار نتیجه ده فورس نم تو نسبیع تار افسدن بیدوز ده بگه اختر ایخ دن بود. اینشت کراف سرغیی ده از که دیگه به اسم قوص پولسن که اختر آ ای ایک تانشمن دی به اسم پولسن بود. موتا شرکش مخاله فود باین ایده که ناس سیستم رات دیو بومونه رسان ایستفاد اکنن مگو فالنم پولتو هم انتیلگ رفه بیسیمه ناخدو ویلنا کنیم نسیار بچه سپیم. اینشت که داشزور میزت شری که شغان کنه نتیجه ایشه که ایت افسدن نم امدو شتقوز بولا جوز. کفتیم دیگه افسدن شکایت که ارده بود از اشون بصیر توزیدن اون ترحب و لیش. دادگا هم که لن ده فورس رو مجمش ناخد. اینشت که ده فورس فرار که اتراف کنادا شری کشام شرکت بولا کشید که لن. خوص پولسن را دیوش رو ساختا. اربطه که ميگوفی نخترای خودامه و سفتصادشا مند رو سکاعدا. اس می داسکا خوص پولسن ها مختاره اش مالومه پولسن بوده ولی خب دفوره ستنگا دی باچه پور رو بود که بگه اخترای خودشه. ساله حزار نوصد هافت بود که تنسپائن سیستم سدابه فرسته بود از مباد همش ادعامی کرتکه ان افوالی نفاری بوده که سده فرسته با مجرد یوی. در سولتی که میجنیم دیگه فرسته نسن قبل از ایم فرسته بود. تو همو ساله هزار نوصد هافت هزار نوصد ده ده فرست هر موقعیتی که گیر میابورت سدام اخبره میگرد. حتصاله هزار نوصد ده بری افوالیم بار رفتویه سارن او پرابو سده او پرار بوداسکاش فرستت. ابتجوز چن نفارکه خودشنا من کاربودن کسی گیرند گیراد یویین اداش که بخد بشنه و چیزی که ایم فرسته دارو. پل خبینه افوال انت هلاشا یه بشار باره یه ساختن ایک رسان یه جمیه ساب می شود دیگه. حالا این وست که دفورستاش با این داس که بر میرافت او زار شرکت شرک با هم. اون دوره یعنی افوالی لقرن بیست انتهلگ رفه بیسیم خلی ربور سبود. وزه هم این یه حوباب اختستادی دورش دورست شدبود با کل شرکات دورست شدبودن که میزشرکت قبلی دفورست از این جب استفادمی کردن تا ساہم شنخیل یه گرونتا رز قیمت وغیی بیفرشن. وزه هم این یه حوباب اختستادی دورست شدبودو کل شرکات دورست شدبودن که میزشرکت قبلی دفورست از این جب استفادمی کردن تا ساہم شنخیل یه گرونتا رز قیمت وغیی بیفرشن. مدیر این شرکت جدید یه دفورست امدوش هم این کارمی کرد ساہم شرکتو چم بربر غیمت میفروخد. ساله هزار و نخصد دا وز دا این حوباب اختستادی تیلگراف بیسیم ترکیدو خیلی از شرکتوی که این کارمی کردن جول شمکی رفتشت. شرکت دفورست ام هم این بلسر شمادو درشو تاخده کردن. برزینم دفورست استرافت ردیو افتادو یه مددت شرکت کاریدیگی کردن. یه کی از این اخترا آتش تو یه گیومه هم اچی زواب از کیارت این یه کی از کی دو زیده بو ارز می کارم خیتم ایزون. خیتم این کارم خیتم ایزون کارم خیتم ایزون. کارم خیتم ایزون کارم خیتم ایزون. اینجای دستان بایک شخصیاتی با داشن بشیین که خودشیچ دهرکی از محندیسیو فیزیکو سیستیم ردیون نداش مجھا یه بیزنس ماند رو سسابی بود این آدم که سیبود که ردیور از از ماشکا هی این محب اگه اون محب ایک دارا وور پا گزاش دخونها یه مردون آگه دیویت سارنف دیویت سارنف یه که محاجر رو سبود که وقتی با چبود بخانا وداش موجرات که ردن یا یا یارک واستن نوح سالگی ماجبور شدبود کار کنه تا شکن مخانا وداش و سیر کنه هم اجرکار یام که ردبود یه روز رفتبود تیئی ایک تفتر روز نام ایستخطام بشه موتا اشتبا هی رفتویه وهد بغالی که ایک مرکز تهلگ رف بود اینجابود که باری افوالیم بار تهلگ رف دیدو بنزرش چیز چه از زاب یومات بار از این که خودش بشکل خودام از تهلگ رفتویه یه شو به یا آمريکای یه شرکت مارکانی ایستخطام شود چار دا پومزاز سارش بود کلن کارش ایمود که وقتی اوپراتور تهلگ رف ماریز می شود یا نیم یومات اینجاش تهلگ رف بزنه یا که ازون روزائی که سارنف پومزاز احسالی توی دفتر تهلگ رف بود خود مارکانی اومات سرکشی کنه برون شو به سارنف هم که زابون دشان نزی اوطومان تهران که راج جوری جولی مارکانی خودش نشون داد که هم اون روز مارکانی یشوع لجدید باش داد سارنف شود پیام رسون شخصی مارکانی یا غی مارکانی بییک نفر احتیاج داشتا نام حاشو قدو حاشو بر یا انو اخصان خانمائی مختر منیو یور بیفرسته سارنف همین وزیفی ختی رو با اوهته گرفت برزی مددت که کار اینجان داد نور چش می مارکانی شود مارکانی شخصان دستور داد که سارنف دیگی اوپراتور یده کنه بشه بومانه اوپراتور رسمی استخطان بشه اینشود که سارنف شود اوپراتور اته لگرفتوی شرکته امریکای مارکانی که همون امریکا مارکانی بیش مگفتن بارز چن سالم توی ساله هزارن وزده سارنف شود مدیر شو بے آدم خیل با جوربو زیبود ابتی یه که مم چاخان خالی بندی تکارش بودا مصلا وقتی تایتانک کارشود سارنف دا کاردبود که اون افوالن که سیبودی که امریکا خبر ششانیده و مخبر کارده کارسلتی کسان امچنید تفاغی نای افتو دبود ساله هزارن و نخصد سیزده سارنف مش مو آفنه مدیرام مل امریکان مارکانی تو هم این موگه سارنف با آرمس رنگاش نمیشه آرمس رنگ دیش میگه بولام پخالائی که اختراکر ده مش سيگنال رو تو پنچ هزار بار بر بیشتر از باگید از کای ردیوی ترویت کر باگر باگی ختاو تنباشن مش سدار با که افیت خیل خیل خیل خیل خو منتاقیل که ارد سارنف امکتر هرمس رنگومی بین خیل خیل خوشش میاد ازینیده دابتش مقونت با هم برانجای یکی از بورجای مارکانیو تسکن داسکای ارمس رنگو ارمس رنگ ام قبول مکونه بو تو تایمیران اون جو بو نازدی که سیز دح سوات هر سکنال یعز هر جمیومدو پو داسکای ارمس رنگ گرف تنو تحزیر شدیدان یعنی از ام مرعوریان از اتلس تا این مرعوریان از آرام کمی شو دن شرق ارام رکا هر سکنال یومده بود این داسکا گرفت این قتقو در تیسیاد بود سارنفام کدید شرق این داسکا چیز خفانیه اومد بمدیرامل شکوف کزیارو بلیم مدیرامل امریکا مارکانی با بوجود اینکه خیلی از تاره خوش شومد بود قبون لکر حق پشو بخراز آرمس رنگ ارد شرا چل لی دفوره ستوبره شرک ارد بود کولی بازی که اقا این اخترائم این منام که این ساختم منام که نا بقام یار اتوندیگه دفوره سکرفت بود تاره یه که دیگه رو سنبال که ارد بود یه چیزا که ساخت بود که هم انتوریم بدا رکه سنیمی خوت ارش آرمس رنگه مواده بود تاره این با اردشت بود املن کبی دبود از افاد ساخت بود اینیا یعز دفوره سمی پورسید این اخترائه آرمس رنگ چیتوری که ارمی کنن ایم تنس جواب پیده مدو آمگه مختاره اشمانا آسا امینام آرمس رنگ از همون افوال بود دفوره سر ها که اخترائه اشترگی ربود شركت امریکه مارکانی ام بخطر این بگه حوغی این اخرد انتر هو یک دو سال باد از انجار یان سارنف ميادو یک ایدیی رباری رایس اشتریف می کنه مگه مباید بیم ردیورت حب دیل بقنی بیک بسیلی خونیگی یعنی بیم ید از که ساده بود جامو جور بسزیم یعنی بیشتو یه هم یخونه ها گزاشتشو بحاش بسده ها یک از فرستان ده ها فرستان دمشه گوشتد بشه اخبار پاخش کر بشه موزک پاخش کر بشه چیزای سرگایم کرن ده پاخش کر کساور کنید آدماتوی یه سالن دور هم جام بشه ها یه دست گایت یون سالن باشه که بحاش بشه موصیقی دارتوی یه سالن کون سرت پاخش میشه رو گوشتد این ایدی از سارن آف هستی یه اسلی رسانی جامی بود دیگه هیچکا ستومگه ایدی از هم چین دست گای نداش بازی از ماردوم که یک هم کونش کف بودانه یه نینش علمی داشتن یه کیرنده های دست سازی داشتن که باش میتنسن سده های که مخابر میشه دو بشنفا موتاش شبه که را دیوی برنام ی را دیوی وجود نداش و ایدی ازلی سارن آف یه ایدی ازلی سارن آف یه ایک دست که که قابلی استفاده تیخونها باشه هم بودجود نداشت در نتیج ساختن یه هم چین دست که گیرنده یه ایدی تلعی بود موتا با بودجود اینکر رایس سارن آف از ایداش استخبال کارت مراما یه با لترشر کتا امریکا مارکا نقابول نکر دن نتاره این وزیتا من ترجول رفتو تاقیلی بودجود نایومات تا انکت جنگت جهانی اول شروشات توی جنگ اول تاقری بان همی ایقود را تا ایکت در گیر بودان از ام بج رادیوی وسین تقال پایام استفاده کارت از تیلگ رف بیسین بگی تو استفاده از بیسیمه یه اولیی باری ارتبت سوطی آرمس رنگم دفتال اپشت که برجن توی جنگم آرمس رنگ و فرستدن پاریستوری سیستمه رادیو یارتش کار کنه یه سری پیش رفتای خیلی مهم ممکار دو تستکا حرادیوش و بیشتار تو سیدت تا ارتفیل جنگت جهانی اول دولت اام رکا اومت همام شرکتای رادیوی رو مصاد رکر تاز امکانات اشون تیلگ جنگ جنگ از افاده کنه همی تورکت جهار یانه جنگ جولو میرافت نیرو یدر یای اام رکا شرکتا که شرکتای رادیوی رو خریدنو حدا فشامیم بود که باد از جنگ یه مونو پولید روز کنه برادیو رو کنلن بگرد از تخودش مطاب باد از جنگ کنگ ری اام رکا اجزن ندد نیرو درگی ان کرو با کنه با انتوری شود که مجبو شدن شرکتا رو بساه باشون برگا اردونه مطائیم و سات نیرو درگی اام رکا از همی بشتر نگران شرکتای امریکا مارکانی بود امریکا مارکانی شوبی ای امریکای شرکتا مارکانی بود که کلی سر ماه گزر خارجی داشت باد از جنگ جانی ابلم چشم امریکا ترسید اگو داز گزرتای خارجی مخصوصن که بیریتانیام ازومر داشزیر سخطای رادیوی شو تاگویت مکر و امریکا یا مخاصن دسته پیشو بگیران این شود که نیرو درگی اام رکا همی ای هم مقام شگوزاش پای این که قدرات و از امریکا مارکانی بگیران پا کلی سن اتر رادیوی اام رکا برزیر دسته شرکت تا مامان اام رکای هباسم ان هستیگی تو این دور رادیو رسان نیس و سیلی پای امرسانی ای استفادشم اکسرن نیزامی ای تارتج این نگرانی نیرو درگی اام رکا هم چیم بیدری لام نبود این شو تکی اراشت هر ترشده این بیان امیریکا مارکانی رو بزنه. اونزاوان امیریکا مارکانی از یه جنیراتور خاصی از نفادمی کرت که فقط شرکته جنیرال ایگتریک توالی دشمی کرت. دو تو از افصاری ارشد نیرد ارجایی رفتا ممودیرامه لجنیرال ایگتریک هرف سدن، وگفتاکه امیریکا مارکانی رو تهریم کنه و بیشون جنیراتور نفروشه. ولی انتوری جنیرال ایگتریک ازومار خیل زر ارمی کرت. چون مشتری اسلی این جنیراتورا امیریکا مارکانی بود. این شو تکی اخر اشکار ارشد جای تهریم کاردن امیریکا مارکانی. جنیرال ایگتریک بیاد کل لشرکت امیریکا مارکانی رو بخارو تبدیلش کنه بیگ شرکته تمامان امیریکای. انتوری شو تکی سال ایهزار و نوز ده جنیرال ایگتریک امیریکا مارکانی رو خیری دو ایسم شو گزاج سازمان رو دیو یا امیریکا یابتور خلصه ارسی ای. ارشد تمام کار کنان ارسی ای امیریکای بشانو ساهم دراشم اکسران امیریکای بشان. بار از ایک ارسی ای تاسیش شو این اومدن هر چی پتنط مربود پراد یابود خیریدن یه جزی اولوشه دو هزارتا پتنط خیریدن پتنط همون حقق اختراه یعنی امالن کاری کردن که هر کسی بخار هر کاری مربود پراد یاباش این جن بیده بایل ازیر دستی نرد بشه. حالا همی زمان که ارسی ای بایین تشی فتاسیش شو این ارسی این ارسی ای ای ارسی ای هر چی پتنط مربود پراد یابود خیریدی بود ارسی این از اون ایداش آمالی کنو ردیوی خونیگی بسازه. تو همیم بیین ساله ہزار نحصد بیست یک ایست که ردیوی بس میں کی دی کی ای توی ایلت پینسیل وانیگا یالام رکا نتیجی این تخابات رو بشکل خبار این تشار امومی کرد. یعنی جا یعنی کم از سیستمای ردیوی دیگی از این جاب اون جا یه سوٹ رو مستخدم به فرسته یک خبار رو بشکل سوطی ارسال کرد تو هر کس گیرند داره به گیراتش. یعنی افوال این پخشه امومی ردیو. ابتکه کسی هنوستخناش گیرندی ردیوی نداش فقط اون تیدد خیدی کمی که گیرند آید از ساز داشتن یا کارشون با ردیو بودشنی دنی خبارو. ساله ہزار نحصد بستدو یعنی دو سال برزن کزیه سازمان خبار پرکنی ای بیلیتانیا یا همون بی بیسی بومان افوال این شبکه یه ردیوی تاریخ تازیس شود. از سمتف فرستانده هتا غیبن همه چیز هزر بود و فغد لازم بودی گیرندی یخونیگی دورو سبشه تو همه یماردون بودشنیا ردیو بودشنی. این مر هل ام ساله هزار نخصد بستوسه بل خرائد تفعوفتاد سارنف پر از کلی دم این اونو دیدن بل خرار سی ای روازی کرت که ردیو یخونیگی بسازنو ارمس رنگو امس سختم کردن که بسازتش این شد که افوال این ست ردیو یخونیگی بس مر ردیو لئی ار حيش سدد اوازد ساخدش دو ببازارمات این دست که یه جابی بوزور گوشک بود که شیپوری ازاش بیرونو مدبود که حکمه بول هنگو شداش تر رہی ساده بجامو جرشن با از شد کم کم پش به هم یخونها یا امریکای باز بشه دورانه حکم رانی ردیو حزش رو شده بود ایمانا، ایمانا، ایمانا، ایمانا، ایمانا، ایمانا، ایمانا، ایمانا، ایم مدیقر مدیقر لون مدیقر مدیقر از مدیقر از مدیقر از مدیقر از مدیقر از مدیقر از مدیقر از مدیقر از مدیقر از مدیقر از مدیقر ا اگه از مارید که بیدیدید که بیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدیدید شروع ام فجر را دیو بود آبالش پومانی ی موجه زیومات بلی هنوز با آخر دهنر سید بود هم یا امریکا یا هر جرش رو دیتا یک هر دبودان شو تخناشون داشتنش پیچشم به هم زدنی اسلیتا ری ممبای اخبار شو ت را دیو مارضم دگل رازم نبود بایسان تخابار باید از چان روست روز نامت شابشت بطنان بخوننش بطلس در له زبه فانان توی دونیچه خباره، با ان یه انگل ببوزورد بود. با اختیم مخطب ردیو انگ ادزیاد شو برنم هی ردیوام کم کم فورمهی مختلف پیدا کردن. تو ده یه بس دمیلادی کبتاریخ ممیش سالی ہیزر سیست، برنم هی ردیو چند تو گروی کلی بودن. یا اخباره هواش ناسی بود، یا موسیقی عوپرا، یا گوزرش برزشی که اخسرم بیسبال بوکس بود، یا انگ ماجر هواد اصنعی نام آیشی. این هجمنز استقبل از ردیو هم، جو رب رئیه سانت ازیمیتی گباز کرد. چه سانتی تابلیقات. برنم سازی ردیوی زود فرمیدن که وسی زندنی گا احتاشتن شبک هاشون بپول احتیاج درن. به این پولم استقبلیقات درمیات. این شود که درمد شو هی ردیوی زیاد ازیاد تار شدو سانت اتقبلیقات مووازی بردیو پیش رفکا. از لها زفر هنگیم خیلی مهم بودمدن ردیو. شمت اصبور کنید بری افوالیم بار، مردوم یه کشوار داشن هم زمم بهم یه مزی کمیشنیدن. بهم یه خبار میشنیدن. به هم بهم به یک برنم یه کمیدی مخندیدن. خیدی بہالا دولتا امبالش خیدی کاری بکاری برنم هی ردیو نداشتا. موتو از او خیر ده یه بیس که دیگی ردیو خیلی محب بشود. قبانی نموگر رد مشاخ از شود و سی موته بای ردیوی و دیگه هر کس هر چی دلش مخاص نمیتون از بگه. ابتکم مخالفا مکام نداش ردیو. یه سریا مگفتن بدرت نخوره از ببازیه زود فرموش میشه. یه سریام که از بغی ردی کال تار بوده مگفتنی ردیو ماردوم تمبال مکونه ماردوم دومه لخبار نمیدوان راحت بیشوم میرسه درنتیج تالاش نمی کنن بره خبار. ارزش خبار نمی فاهمان. بطمام این او صف ردیو توی ده یه بیس توی کشوره کاربی ترکون دو آغاز برنا محاش تاز شروش ده بود. یه که دیاز کاری خیلی مهمی که ردیو که روش دادن مسیقی جاز بود. مزیقی جاز که از اواخر که رقع ننوز داشروش ده بوده نو با بیساب میومات بیلوت فردیو بود که تنس بگوش همی ماردوم برسه و تارفتار جام کنه. توی سال ای ده یه بیس توسی ردیو یه مزیقی کلاسیق پاخش مکر یه مزیقی جاز. و نو جایونا و جایونا ایک سرن تارفتار مزیقی جاز بودن چونی چیز جایدی بود. ایم گودلت ردیو تو یه گسترش توسی ایه موسیقی تا همین کارن آخیرم ادامد اشتبو کم ناشد از اشکال باش میر سیم چاولتر. بیده یه سی که رسیدیم یه مشکل بوزور بود جدومات. بوهران بوزور جه اختصادیه ده یه سی اکسد ایک شواره ایک اربي و مخسسان امریکار افالاج کارد بود. و زندگی خیلی ازیدو روش ده بود. در ده امر ده دوری روکو ده بوزور کارف میزنیم ده گرید دی پرشن. تو این دوران ردیو یه که از مادو چیزای بود که رونکه بیشتر یه گرف. چونکه آدمه انگاد هل اشون باد بود دهیل خوشی میخستن. که از همیشه بیشتر به یه چیز میسر ردیو کتان اصرگه همی شون بود اهتیاش داشتن. ده ازون خیلی بیکار شود بوده ده ده رتیج زمانه بیشتر ردیو یه خونی میکزرون ده. تو این دوره ما امولان مختابه یه ردیو تو یه ساعته یه روز زنان خاندار بوده. برنم یه مولد الغی یه انگریش رم چی بود که ساہ یه رومانتی که جمتی بیتور. این شود که تو یه ساعته روز مأمولان برنم یه ردیو سریال یه داشتن یه انتوری بود. ازون جو یه که مختابه این برنم ها ایک سرن زنان خاندار بوده بیشتر اتابلیغا یه بین این برنم ها تابلیغ مواد شو ینده و ساہبون و این چیزابود. که مشترش همین زنان خاندار بوده. و سه همین بل از یه مودت اسن بین سریال یه رومانتی که آبه که مگفتن سوپاپ را یه اپرا یه ساہبونی. این اسم سوپاپ را حنوزم که حنوزه و سه یه سریال یه ردیو یه تلیوزیونی یه مدیلی استفادمیشه. همین سریال یه جمتیو فارسیوان اینا سوپاپ را ساپ میشودن. نقش ردیو اتبارش انگتوی ده یه سیزیاد شود بود, که خیلی از مردم هر چی ردیو مگفت گوش میددن با برمکیرد. یعنی امالن ردیو پوطنسیل این داش که تابدیل بشه به ابزار پروپاکاند یبازی از حکومتا. مصلاه هیز بن نازیی آلمان رسمان فکر مردم رب ردیو کنس رول مکرد. یه مساله خیل جالب از همین با بار شدید مردم بردیو رب زرین بگن بردون. مرفترین مساله تقصیلی زیاد ردیو ری مردم قایلی حزار نصر سیو حاش بود. عزار نصر سیو حاش ارسن بیلز که مشالد از هر انگوش تشی هونه ری میبارید. یه برنامی ردیو یقار بودش رکانه. موزی برنامه اچی بود هلا ایک اقتباص ردیوی از ایک رومان ایلمی تخیلی که موزوش هملی مرخیابه زمیم بود. بات نمه اشنامه خودش بشکل یه برنامی ردیو یبود. اینگار که مساله نگوزار اشکر ردیو دار مجر رو تاریف مکنه. عشن گیلامه وزیت هوا داش موسیگی داش بات وزدش یو قات میشودو خیلی وقیی میگوفتن که ارخب رفوری رسیدیو مرخیاب مدنو از ساله هزا. هلا این و سات ایک اتفار خیلی اجی بفتاد. همون سات روی موجدیگه یه برنامی خیل خیلی پورتار داش پاخش میشود. همه یه مردم داشتن اونگوش میددا. اینگار داش پایش دیگه از بارنامی خیجوزاش یه موزیکه خیدی بادی شروشود پاخشودن. و همی باشت که خیدی اپیچر ردیور بشار خونه و برن ری موجد بادی که همین نمو اشنامیه میدیخیاداش شرمیشود. بس همین خیلش کس اون توزیهت اوله نمو اشنام رو ناشنیت که توش میگوفتن این نمو ایشه. همه فیمی کنم وغییه. اینگا دن وغییدی رو سشکار دبودن که سنگ قابل شاکنه بود این این ای بارنامی ردیوی بود. اینشود که خیلی افکارن همه چیزاره همون له زیت فارمی افده. هل شما تصابر کن نشه سیتو خونت در آرامش دری ردیو گش میدی. یه هم اشنابی که مزیکو گات می کنانو بومان خبر فوری مگن که. خیلی افکناشن رکتا بیرون خیلی اشتقانشن برداشن رفتن زیر زمین راها بستشوت کلی تصدف شوت خارتو خاریشات کلسه. اینگا زیق هاملن نشو میده که چیگا ردیو ایتبار داشت پیش مردوم. آخر ده یه سی جنگ جهانی دو بوم را افتاد. و اینجنگ اولینجنگ جنگ گیبود که مردومی تنسن اخبار شو بشنبن و زنده و قدام بقدام دوم بالش کنن. تو همین ده یه سی یه اتفغ خیلی مهمی دیگا افتاد. چه اتفغی ردیو یه اف ام بوجدومات. ردیو یه که با اشتت سارنف آرمس رنگ بهم دوشمان خونی بشانو در نا هایت سارنف آرمس رنگ رو نا بود کلی. "مهنی" تا با سد ده یه سی همی را دیوها با سیستمی آیم کار مکردن. آیم سدش باده کنبود منتها مشکلات اشخلیزیاد بود. اولن زائیف بود و توی شهری بوزورگی که ساخد من ایب بولنداشن نمی تو نستورسی سای پاخش بشه. دو وما خیلی نسبات بجهر یا نای ایل اکتریکی اتراب حساس بودو مدام روش نویزمی افتد رسما فگات خشخش میشنیدی بازی واخده. آرمسران که محندس اسلی بود تیار سیئی نشست و چنسال وقت کزاش تو بطنی ایک سیستمی کارامات بسازه که بعد بختيوه مشکلات ایی ایم رو نا داشتباشه. و برد چنسال بلخری ایک سیستمی تر را هکر که با اف ایم کار مکردن این آین بود سدش. آبایل ده یه سیمی لادیم. سارنف از ہزار نمساده سی شد مدیرامل کل لیار سیئی. ترنتجه وقتی آرمسرانک سیستمی اف ایم دورسی سابی ساختبود از همی بیشتر باید سارنف خوشال میشتیگه. بایل اینتوری نشست. مشکل سارنف چی بود. سارنف ایم پراتوری آر سیئی رو برسا سی ای ایم ساختبود. و فگات از آرمسرانگ مخازکه همی انسیستم رو بیه بود بده. ننک بیادی سیستمی جدید بسازه. اگه اربود اف ایم بیاد جایگوزین ای ای ایم بشی ارسی ای باید کل لختی تورید شزیر رومی کر دو اینتوری ممکم بود که سارنف زرار کنه. درنتجه جو هر خود کرته هر اف ایم خوش کنشده سارنف ارمسرانگ بطیپا اندخ بیرون. پالشم بهامی مهند سوم مهاجه غیزید از دستستستردت کبار العی هی ایف ایم مغلب نبیسن و خودشم از دفاد از ایف ایم رو توی آرسی ایم مام نو کرد. آرمسرانگ هم که از موارتی تشاریت انتوریه هر چید داروند ارداش جام کردو سهام ارسی ای شو هم فروخت و با این پولای شرکته ایف ایم زد بس خودش. پین سالبت سارنف احمیت که چیشد بایکر ده ایف ایف ایم رات کرده. انشت کراف پشارمسرانگ بیش کفکه پیابا همدگه هم کاری کنیم و حضر بود ایک برارداد اختساسی غیر غابل فسخ ایک ملیون دولاری بین بیس بارمسرانگ کارمسرانگ بیاد سستمش رو توی ارسی ایپیاد کنه. ایک ملیون دولار ایم مغردر ایم مگیم ایم ایک پزش که مطخسس مهی سست دولار درمی ایوورت و ست ایون دولار نبوه ران اختسادیم. ام ارمسرانگ دوسط فوش بسارنف دادو رات کرد بیش نادش رو. سارنف ام که دید انتوری ای خودش و بسی جنگ حزر کردو از مشو جازم کرد که داخف ایم بدل ارمسرانگ بزره. ارسی باشا سارنف دیگ رائیس ارسی ایش رو ده بود کم که سی نبود. ایش رو که از نفوش ایس دفاد کردو که رکت که وزارت ایرت بطات او امریکا تمام افرقان سای ایف امریکا رو او او از کنه و در نتیج ایت تمام ای رو دیوها ایک اارمسرانگ میساخ دیگه دوزار نمی ارزیدان. و انتوری شرکت او ارمسرانگ نابود شود. بادشم سارنف شروکت ایس دفادگه بیدن ایجاز از ایف ایم تی ارسی اییی. ایکام بات باری ایش رکتای رو دیویییم کدیدن ارسی ایداره بیدن ایجاز ایف ایم ایس دفادی میکنه. گفتن هتمن او که ایدگه شروکت این اونام هم اقارک اردان. ساله حزار نوخصد اچهیلو هاش ارمسران شکایت کرد. سارنف بوکال اشکف تا جایک میتونان کش بدن پر بنده رو. ارمسرانگ بات بخطه اینگت پیچون ننو پیچون ننو پیچون دن که خودشم رسما نومی چوده بوده از بوردان اچیزی که حقلش بود. ساله حزار نوخصد او پنجو دو زمانی که رد یو به او ج خودش رسید بودو ست رو هیم از ایلوی سپریسل باش به پادشای رسید بودن. ارمسرانگ سازن داش بود هرچی داشتون داشتو خارچه با کيل کرد بودو تیگه هیچ پولی و ساشنه موند بود. فمجبو شود باری هزینا یه دادگاه وام بگیره. یک ساله بات برز نزی که بیس سال دادگاه را یه نا های رو داد. ارمسرانگ بازند شود بود. برز یه مدد همسرش ام بخطه رو وازه باد مالیو با رفتاری ارمسرانگ برشکت. روزه سیو یکه جنبیه یهزار نوخست دو پنجو شهار. باد از مددت ها زج رشکست توفشار. درگن چهل سال باد ازون روزه که بسار نف سیز داخسات نشستن و سیگنار رو با اختر آش چک کردن. ارمسرانگ نامی اوست که با همسرش نبشت. کل رخونش رو از پنجری خونش شودا کردو. از تبرای سیز دا هون. خودش و پرکت پائینو. درجا کشت شود. و خرده یه چهل ترنزیستور اختر اشود و اوسته ده یه پنجا اب و لی ردیو یت همام ترنزیستوری تاریخ اختر اشود. و از انجای دستن بباد دیگه همه چی سر ازیلی بود. دونیای ردیو از لحظه تكنولوشی روز بروز پیشراف میکر دو بیهتا رو بیهتا رمیشود. درست کتیلیوزیون کم کم داش جای ردیو رو توی پاخش برنم ایسر گرمیو اخبار می گرف. درست کتیلیو ردیو هم چنان اصليتری مدیوم اپاخش موسیقی بود. مزکای روز دونیا از ردیو پاخش می شودو هر مزیسیان کم میترکوند از ردیو پامی گرف. تقابل از شک کیری اینترنت هم این سولتی ردیو توی دونیای موسیقی هفش ردیوود. درست کتیلی از وقت اینترنت جون گرف دیگی کم کم ردیو محبو محفتر شدو استفاد از ردیو محتوچ شد بباختی کتو ماشین موسیقی ندریو مجب ردیو گشکنی. از سالت دوهزار چاہار کشرکت اپل رسمان وجود چیزی بیسن پتکستو ایلام کارت کم کم اکسر اون چیزی کتقابلزون توی ردیو شنی دمیشود. تقل شد به پتکستون و مخطابا هم بسامتا پتکستون مدن ابتن نکه برنم های رادیوی از بین براین یدیگی وجود نداشت بشان مونتا هایات رادیو توی دونیوی اینٹرنتی ایم روز با پتکست ادام به پیدر که تچن سال خیلیو هاته به پتکست میگفتا رادیوی اینٹرنتی شد بازیو هنوزم همینه به گن به پتکست اینگر رادیو باید بریب بگا خودش بشارییت اینٹرنت ویخف میدادو یه جلیتوی یقال بجدید به هایات اش ادام میداد مو همیگی وام دار رادیو به ساب میائیم شد رادیو این روز نخش از زیادیتویز اندیگیم ها نداشت بشه بل این واقعیت و نیم شین کارکت که همی چیز از رادیو شروشوت رسانه اتابلیقات پب کالشر هر چیزی که به مالتی مدیام اربوت بشه شروش برادیو بوده و رادیو بوده که دونیا یه پر از رسانه این روزیرو ساخته چیزی کشانی دیگیر رسمت بیستنو همی چیز کست بوده کشیز کست هر دوهافت یک بارت و یه پاد گیر میسر اپن پاد کست بکس بکس بکس بگیل پاد کست بونتاشر میشه هتمان از هرجه کشیز کست همیش ناید سوپس گروب کنی تو مو شراکه چیز کست بشیدو هر رسمتی کمید موتو اجبشی و سیه مائیت از چیز کست همی باش از مه مائیت مالی کنید و سیه که نزار تو نبه مابه رسونید همیتونی نست کمانتش بکا یه اجتمایه اپنی کشانه ای پاد گیرستفاد کنید و همیت از هاشلگی چیز کست ری توی تیرستفاد کنید باری ارتبط مستمیم باما سوحبت امرد مستویل کاریم از پانسرشی پو هم کاریوی دیگه میتونید بچیس کست از آتسان ارکلوب دت کم ایمیی بزانی مامنون از دین کشان آوانی چیس کست نستی اون تازر پر از متبادی پوطاری خیه چیز دیگه باشید ده ده ده ده ده ده ده ده ده ده ده ده اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه اگه که این بیم این از بیم این از بیم این از بیم این این این این این این این این این این این این این این این این این ا

Podcast Summary

Key Points:

  1. مارکونی با اختراع سیستم تیلگراف بی سیم، اولین رسانه‌های بی سیم را در تاریخ معرفی کرد.
  2. این اختراع با استفاده از فرستنده و گیرنده‌هایی که با امواج ردیوی کار می‌کردند، امکان انتقال اخبار را فراهم کرد.
  3. مارکونی با یک مدل فرستاندار و دستگاه موجی، میلیون‌ها کیلومتر در فاصله را بین فرستنده و گیرنده پوشش داد.
  4. تیلگراف بی سیم باعی شد که ارتباطات بین کشورها به‌راحتی و سریع‌تر انجام شود و تاریخ رسانه‌ها را تغییر داد.
  5. با نمودار انتقال اطلاعات، مارکونی به عنوان یکی از مخترعان بزرگ فیزیک و مهندسی شناخته شد.
  6. این اختراع همچنین باعی شد که فراگیری اطلاعات در سطح جهانی در عصر نوین راه یافته و مکانیکی از ارتباطات بوجود آمد.
  7. مارکونی با این اختراع، نه تنها به دلیل فنی بلکه به دلیل تأثیر قابل توجه در زمینه تاریخ ارتباطات، سهم بزرگی در تاریخ داشت.
  8. این اختراع در طول جنگ جهانی اول، نقش مهمی در انتقال اخبار و اطلاعات نیروهای نظامی داشت.

Summary:

متن فوق به تفصیل اشاره می‌کند به اهمیت و تأثیر اختراع تیلگراف بی سیم توسط مارکونی در تاریخ ارتباطات. مارکونی با طراحی یک سیستم که از فرستنده و گیرنده مبتنی بر امواج ردیوی استفاده می‌کرد، امکان ارتباطات بی سیم بین فواصل کمی از هم فراهم کرد. این اختراع نه تنها به مهندسی و فیزیک کمک کرد، بلکه تأثیر عمیقی در تاریخ رسانه و ارتباطات جهانی داشت.

با استفاده از فرستاندها، اطلاعات می‌توانست به فاصله‌های بسیار طولانی منتقل شود، که امکان داد تا اطلاعات در کمترین زمان و بیشترین سرعت منتقل شود. در ادامه، این سیستم در جنگ جهانی اول مورد استفاده قرار گرفت تا اطلاعات نظامی بین قوی‌ها منتقل شود و نیروهای نظامی به صورت فوری اطلاعات دریافت کنند. همچنین، این اختراع به عنوان یکی از اولین فناوری‌های بی سیم در تاریخ ارتباطات شناخته شد و مارکونی به عنوان مخترع این فناوری، یکی از بزرگ‌ترین نام‌های تاریخ مهندسی و فیزیک محسوب شد.

FAQs

مارکونی با استفاده از کشف هرتز درباره امواج الکترومغناطیسی، توانست سیگنال‌های تلگراف را بدون سیم ارسال کند و رادیو را اختراع کند.

تسلا ایده انتقال بی‌سیم انرژی و اطلاعات را مطرح کرد و دستگاه‌هایی ساخت، اما مارکونی زودتر توانست سیستم عملی تلگراف بی‌سیم را بسازد و ثبت کند.

به دلیل وجود لایه یونوسفر در جو زمین، امواج رادیویی بازتاب می‌شوند و می‌توانند در فواصل دورتر دریافت شوند.

اولین پخش عمومی رادیو در سال ۱۹۲۰ توسط ایستگاه KDKA در پیتسبورگ آمریکا انجام شد.

دیوید سارنوف از اپراتورهای تلگراف بی‌سیم بود که بعدها مدیر شرکت آمریکا مارکونی شد و ایده رادیو به عنوان رسانه جمعی را مطرح کرد.

رادیو می‌تواند اخبار و سرگرمی را به طور همزمان به میلیون‌ها نفر منتقل کند و نقش مهمی در اطلاع‌رسانی و فرهنگ‌سازی دارد.

Chat with AI

Loading...

Pro features

Go deeper with this episode

Unlock creator-grade tools that turn any transcript into show notes and subtitle files.